حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
آیا «بعثت مردم ایران» در سخنان امیرالمومنین(ع) مصداق و تطبیق دارد؟/ مردم علاوه بر جنگ، برای عدالت و پیشرفت مبعوث شدهاند
حجتالاسلام والمسلمین قنبریان: در این بعثتی که رخ داده است، باید توجه داشت که هر خیزشی سطوح و متعلقات مختلفی دارد. گاهی مسئله، جنگ، بمباران و دفاع است؛ در این شرایط، بدیهی است که جنگ به مسئلهی اصلی مردم تبدیل میشود. اما «بعثت برای عدالت و پیشرفت» نیازمند تنبه و آگاهیبخشی بیشتری است.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛ در تعابیر حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در نهجالبلاغه، دو تعبیر جالب وجود دارد؛ یکی «جُمّاعُ المسلمین» و دیگری «جِماعُ المسلمین» است. نخست، «جُمّاعُ المسلمین» به معنای محل گردآمدن مسلمانان است؛ چنانکه حضرت در نامه ۶۹ میفرمایند: «وَ اسْکُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ». یعنی در شهرهای بزرگ سکونت کن چراکه محل اجتماع و انباشت ایمان و اسلام است. این نکتهی ظریفی است که آقای دکتر پارسانیا نیز در مقدمهی کتاب «حدیث پیمانه» به آن اشاره کردهاند؛ بدین معنا که شهر برای تعمیق تعالیم دینی مناسبتر از زندگی ایلیاتی و کوچنشین است که در آن ثبات و تراکم وجود ندارد. اما تعبیر دوم در نامه ۵۳ نهجالبلاغه آمده است: «وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ». «جِماع» در لغت به معنای پناهگاه و تکیهگاه است. در این تعبیر، حضرت علی (ع) مردم (جمهور) را پناهگاه مسلمانان معرفی میکنند.
اما تعبیر دوم در نامه ۵۳ نهجالبلاغه آمده است: «وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ».
«جِماع» در لغت به معنای پناهگاه و تکیهگاه است. در این تعبیر، حضرت علی (ع) مردم (جمهور) را پناهگاه مسلمانان میخوانند.
بسیاری از استکشافها و برداشتهای این «جمهور» در تطبیقات و تعیین مصادیق، صحیح است. این مردم هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، پناهگاه امت هستند و شاید بتوان گفت یکی از ریشههای اصلی تئوریزه کردنِ بحث «بعثت امت»، نیز همین جایگاهِ پناهگاهی مردم است. مردم صرفاً تابع نیستند، بلکه خود مطبوع و پیشبرنده هستند.
حال در این بعثتی که رخ داده است، باید توجه داشت که هر خیزشی سطوح و متعلقات مختلفی دارد. گاهی مسئله، جنگ، بمباران و دفاع است؛ در این شرایط، بدیهی است که جنگ به مسئلهی اصلی مردم تبدیل میشود. اما «بعثت برای عدالت و پیشرفت» نیازمند تنبه و آگاهیبخشی بیشتری است. اصلِ مبعوثشدگی مردم برای اهداف متعالی، و اصلِ «جِماعُ المسلمین» بودن مردم—دستکم در حوزه تطبیقات و صغرویات—بسیار نافع و از اصلیترین نکات است. هر موقعیت نیز اقتضای خاص خود را دارد: گاهی نیازمند پیشرانهایی هستیم که تنبهبخشاند و «جهاد تبیین» میآفرینند؛ و گاهی خودِ صدای بمبارانها، این بعثت و برانگیختگی را به وجود میآورد. درباره جنگ اخیر، به نظرم این بعثت یک «کف» و یک «سقف» دارد که جزوی از ارتکازات مردم ایران نیز هست. کفِ این بعثت، مسئله «بازدارندگی» است؛ ینی رسیدن به نقطهای که این تجاوزها تکرار نشود. ما تجربه تلخی از دوره مذاکره و نیز تجاوزهای غافلگیرانه—که بعضاً به رأس نظام بودهاست—داشتهایم؛ بنابراین ارتکاز عمومی چنین است که پایانبندی این جنگ باید بهگونهای باشد که دیگر به ما حمله نشود. تمام کسانی که کفِ میهن پرستی را نیز داشته باشند، چنین چیزی میخواهند. اما سقفِ این موضوع—که البته با همان کف نیز مرتبط است—نحوه پایانبندی جنگ است. اگر پایانبندی به شکلی رقم بخورد که آمریکا از منطقه خارج شود، علیالقاعده رژیم صهیونیستی دیگر جرئت و جسارت حملات اینچنینی به کشوری قدرتمند را نخواهد داشت؛ کشوری که توان بازدارندگی خود را نشان داده است. [video width="1280" height="720" mp4="https://ihkn.ir/wp-content/uploads/2026/06/235235.mp4"][/video]