به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، دکتر محمدرضا مالکی بروجنی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق علیه السلام در دومین گردهمایی اتحادیه دانشگاههای فعال در علوم اجتماعی اسلامی که ۸ دی ماه در دانشگاه تهران برگزار شد به موضوع کاربردیسازی علوم اجتماعی اسلامی و توانایی آن در حل مسأله پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود.
کاربردیسازی علوم اجتماعی اسلامی؛ مسئله از کجا آغاز میشود؟
حل مسائل اجتماعی و کاربردیسازی آنها، منوط به آن است که کشف مسئله بهدرستی انجام شود. اما پرسش این است که چگونه میتوان یک مسئله اجتماعی را کشف کرد؟ آیا هر مشکلی که مردم آن را درک میکنند، توان تبدیل شدن به یک مسئله اجتماعی و صورتبندی شدن بهعنوان مسئله را دارد یا خیر؟
در اینجا چند مقدمه عرض میکنم و سپس صورتبندی مسئله را که در یک پروژه مشغول آن هستم را بهصورت خلاصه ارائه میدهم.
مقدمه اول؛ تئوری مقدم بر مسئله
مقدمه نخست این است که تئوری مقدم بر مسئله است. تا زمانی که تئوری وجود نداشته باشد، مسئله معنای مشخصی پیدا نمیکند. بنابراین، برای آنکه بتوانیم مسئلهمند شویم و امور را بهمثابه یک مسئله صورتبندی کنیم، نیازمند تئوری هستیم و باید پیشاپیش با تئوری به سراغ واقعیت برویم. بهعنوان مثال، اگر قائل به واجبالوجود باشیم و برای او ربوبیت قائل شویم، مسئله ما تحت تأثیر این باور قرار میگیرد؛ به این معنا که باید توضیح دهیم اراده الهی چگونه در امور اجتماعی تأثیر میگذارد. این مثال ساده نشان میدهد که تئوریها و نظریهها چگونه بر صورتبندی مسائل اثرگذارند.
مقدمه دوم؛ مسئله در غرب
مقدمه دوم آن است که در سنتهای غربی نیز همین رویکرد وجود دارد و مسائل از دریچه سنتهای فکری خودشان مطالعه میشوند. بهعنوان نمونه به سه نمونه از آن اشاره می کنم. در سنت پراگماتیسم که جان دیویی متکفل آن است، مسئله با مفهوم «موقعیت نامتعین» توضیح داده میشود. از نظر دیویی، پژوهش عبارت است از تغییر کنترلشده یا هدایتشده یک موقعیت نامتعین به موقعیتی متعین؛ بهگونهای که تمایزها و روابط سازنده آن به حدی مشخص شوند که عناصر موقعیت اولیه را به یک کل واحد تبدیل کنند. این نگاه، برخلاف سنت ایدهآلیسم آلمانی است.
در سنت ایدهآلیسم، بهطور کلی تلاش میشود امور پراکنده واقعیت اجتماعی در قالب یک کل وحدتبخش تفسیر شوند. این سنت تفاسیر گوناگونی دارد که از آنها عبور میکنم. همچنین فوکو بر «وضعیت پروبلماتیک» تأکید میکند. درباره فوکو گاهی از دورههای مختلف فکری سخن گفته میشود، اما در واقع در دوره متأخر اندیشه او، پس از مباحث دیرینهشناسی و تبارشناسی، مفهوم پروبلماتیک برجسته میشود. فوکو در این چارچوب، مسئله و مسئلهمندی را بهصورت گسست میان کردارهای رؤیتپذیر و کردارهای گزارهپذیر تعریف میکند. این بحث نیز دامنه مفصلی دارد.
در سنت ایدهآلیسم آلمانی، مانهایم مسئله را با «موقعیت بحرانی» تعریف میکند. موقعیت بحرانی شرایطی است که در آن آگاهی تاریخی دارای نوعی وحدت است، اما این وحدت ممکن است دچار گسست شود و در این نقطه، مسئله اجتماعی رخ میدهد.
مسئله در سنت اسلامی
حال اگر از این سنتها عبور کنیم و به سنت اسلامی بپردازیم، باید پرسید مسئله در این سنت چه معنایی دارد. در سنت های سه گانه فوق، مسئله بهطور کلی به معنای نوعی گسست در یک وحدت است، اما اینکه آن وحدت چیست، محل تمایز سنتها از یکدیگر است. سنت اسلامی با بهرهگیری از تئوریها خود میتواند صورتبندی ویژهای از مسئله ارائه دهد. برای مثال، امام خمینی رحمهالله شکلگیری وحدت اجتماعی را با استفاده از مفهوم «اعتماد» تبیین میکنند و بر این اساس، اگر اعتماد اجتماعی از بین برود، حقیقت مسئله اجتماعی رخ داده است. علامه طباطبایی و دیگر اندیشمندان اجتماعی نیز هر یک به شیوهای مسئله اجتماعی را توضیح دادهاند.
مسئله از نگاه نظریه جهانهای اجتماعی
از منظر نظریه «جهانهای اجتماعی» که توسط استاد پارسانیا ارائه شده است، میتوان مسئله را بهگونهای دیگر تبیین کرد. بر اساس پژوهشی که بنده در پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق انجام دادهام، مسئله را میتوان در چهار لایه مطالعه کرد، بهگونهای که هر لایه علت لایه بعدی خود است. این چارچوب مبتنی بر دستگاه فلسفی صدرایی و قواعدی همچون تشکیک وجود است. بهاختصار، این لایهها عبارتاند از:
لایه نخست، «احساس مسئله» است که نشانههای آن پریشانی، اضطراب و تشویش است. موقعیت کشف مسئله در این لایه، تجربه زیسته یا زندگی روزمره است و روششناسی آن، مطالعه تجربی قابل تعمیم محسوب میشود.
لایه دوم، «ساختارها و نهادها» است که بهعنوان برساختهای اجتماعی، در ناتوانی از حل مشکلات نقش دارند.
لایه سوم، «معرفت بینالاذهانی یا گفتمانی» است که در آن، ناتوانی در توضیح مشکلات با استفاده از مفاهیم مشترک بروز میکند.
لایه چهارم و نهایی، «معرفت حقیقی یا نفسالامری» است که به عدم هماهنگی مفاهیم مشترک با معارف الهی اشاره دارد. این لایه، عمیقترین سطح مسئله است و همه این لایهها در یک وحدت وجودی حاضرند. در هر واقعیت اجتماعی میتوان همه این سطوح را شناسایی کرد و بهصورت انتزاعی در هر لایه، مسئله را تعریف نمود.
اقدامات دانشگاه امام صادق (ع) در راستای کاربردیسازی علوم اجتماعی اسلامی
این توضیحات بهصورت فشرده ارائه شد و در واقع، خلاصهای از یک پژوهش بود که در زمانی کوتاه بیان شد. یادداشتهای این پژوهش نیز در اختیار دوستان قرار گرفته است. در ادامه، به برخی از کارهای کاربردی انجامشده در پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق اشاره میکنم؛ از جمله: الگوی گفتمانسازی فرهنگ نهادی، مؤلفههای بیست و سهگانه فرهنگ نهادی، الگوی راهبردی ـ عملیاتی جریانسازی فرهنگی در جامعه ایران، الگوی عملیاتی مواجهه ایجابی با مسئله حجاب در محیطهای عمومی، الگوی نظریهپردازی فرهنگی مبتنی بر دیدگاههای امامین انقلاب، و پروژه «ماهیت مسئله اجتماعی».
همچنین از دیگر اقدامات انجامشده در راستای کاربردیسازی علوم اجتماعی ، میتوان به تأسیس رشته کارشناسی ارشد مطالعات روششناسی علوم انسانی اسلامی و کانون علمی روششناسی علوم انسانی اسلامی اشاره کرد؛ به این امید که در این زمینه گامی مؤثر برداشته شود.
https://ihkn.ir/?p=44456
دکتر محمدرضا مالکی بروجنی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع)، در دومین گردهمایی اتحادیه دانشگاههای فعال در علوم اجتماعی اسلامی با تأکید بر تقدم تئوری بر مسئله، به تبیین مبانی نظری و الگوهای کاربردیسازی علوم اجتماعی اسلامی در حل مسائل اجتماعی پرداخت و چارچوبی چهارلایه برای کشف و صورتبندی مسئله اجتماعی ارائه کرد.






















نظرات