تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, اقتصاد, عرصه اقتصاد و تمدن, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول, یادداشت ها
شماره : 44535
تاریخ : ۲۳ بهمن, ۱۴۰۴ :: ۱۱:۰۱
بسته شدن تنگه هرمز | نگاهی به وضعیت اقتصادی برخی از کشورهای جهان امین جمالی پژوهشگر حوزه اقتصاد نفت و گاز در یادداشتی مطرح کرد؛ نگاهی به وضعیت اقتصادی برخی از کشورهای جهان در نسبت با بسته شدن تنگه هرمز امین جمالی، پژوهشگر حوزه اقتصاد نفت و گاز، در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت، با بررسی پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی بستن تنگه هرمز، این گذرگاه راهبردی را شمشیری دو لبه توصیف می‌کند که در صورت مدیریت هوشمندانه، می‌تواند بیش از آنکه به اقتصاد ایران آسیب بزند، اقتصاد جهانی و رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را با شوک‌های شدید انرژی و تورمی مواجه سازد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، امین جمالی پژوهشگر حوزه اقتصاد نفت و گاز در یادداشتی برای اندیشکده رهیافت با بررسی پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی بسته شدن تنگه هرمز ، این گذرگاه راهبردی را شمشیری دو لبه توصیف می‌کند که در صورت مدیریت هوشمندانه، می‌تواند بیش از آنکه به اقتصاد ایران آسیب بزند، اقتصاد جهانی و رقبای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را با شوک‌های شدید انرژی و تورمی مواجه سازد. بسته شدن تنگه هرمز به عنوان یک شمشیر دو لبه تلقی می‌شود که در صورتی که لبه سمت اقتصاد ایران کند نشود و اقتصاد ایران نسبت به این تنگه مستقل نشود، می‌تواند به کشور آسیب جدی بزند. به طور کلی، مدل‌های اقتصاد انرژی تأکید می‌کنند بسته شدن هر کریدور اصلی (مانند تنگه هرمز) به علت فقدان جایگزین سریع می‌تواند واکنش قیمتی شدیدی ایجاد کند؛ یعنی قیمت‌ها فراتر از کاهش واقعی اولیه بالا می‌روند. این امر به‌ویژه با «جنگ روانی» در بازارها تشدید می‌شود که در آن کشورها و شرکت‌ها برای تضمین ذخایر خود اقدام به خرید و احتکار می‌کنند. شواهد اولیه از خروج نفتکش‌ها از خلیج فارس و افزایش سریع بازار آتی نفت پس از تنش‌ها، نشان می‌دهد حتی تهدید بسته‌شدن تنگه برای چند روز می‌تواند اثرات گسترده‌ای داشته باشد. این اثر گذاری در کوتاه مدت برای برخی از کشورها می‌تواند ویران کننده باشد و برای برخی مصرف کنندگان که دارای ذخایر استراتژیک یا ظرفیت‌های خالی شبکه تولید و حمل و نقل نفت هستند در کوتاه مدت -هرچند متاثر از محدودیت‌های ایجاد شده- ولی قابل تحمل باشد. این درحالی است که به هر حال افزایش قیمت اثر خود را حتی در کوتاه مدت بر اقتصاد جهانی خواهد گذاشت. در زیر می‌توان آثار اجمالی بسته شدن تنگه هرمز ناظر به برخی کشورها را مشاهده کرد:

وضعیت اقتصادی کشورهای جهان

ایالات متحده: آمریکا به‌طور مستقیم تنها حدود ۰٫۵ میلیون بشکه در روز نفت از منطقه (خلیج فارس) وارد می‌کند که نزدیک ۷٪ واردات نفت خام و ۲٪ مصرف کل انرژی این کشور است. بنابراین در کوتاه‌مدت وابستگی مستقیم آمریکا اندک است. با این حال، اقتصاد آمریکا به‌شدت به تحولات قیمت نفت واکنش می‌دهد. افزایش مجدد قیمت نفت سبب بالا رفتن قیمت بنزین و تورم داخلی می‌شود؛ در شرایطی که این کشور پیش از این هم با تورم بالا و کسری بودجه سنگین مواجه بوده است، هزینه‌های نظامی تازه برای ممانعت از انسداد هرمز یا پاسخ به اقدامات ایران بر بدهی ملی فشار خواهد افزود. بالا رفتن قیمت نفت می‌تواند هزینه معیشت آمریکایی‌ها را به‌سرعت بالا ببرد و مشکلات سیاسی برای دولت کنونی ایجاد کند. باید توجه داشت که این کشور با سرمایه گذاری سنگین روی منابع شیل نفت خود، توانسته روزانه حدود ۱۳.۵ میلیون بشکه نفت تولید کند. کشوری که تا ۲۰ سال پیش تولید نفتش کمتر از ۶ میلیون بشکه در روز بود[1]. لذا کشور آمریکا در گذشته با شدت بالایی وابسته به قیمت نفت و انرژی بوده است ولی درحال حاضر در اختلافات جدی بین المللی در بلند مدت می‌تواند تابآوری خوبی داشته باشد؛ هر چند که گریزی نسبت به افزایش قیمت ها و تورم در اقتصاد آمریکا نیست اما رشد اقتصادی قابل کنترل خواهد بود. اما آمریکا ابزارهایی مانند فروش نفت ذخیره استراتژیک، فشار دیپلماتیک بر متفقین (از چین تا هند) و برخورد نظامی احتمالی با ارتش‌های درگیر را در اختیار دارد؛ ولی مبتنی بر سوابق درگیری‌های میدانی، ایران توان رقابت و دفاع نظامی با تحدیدهایی مرزی خود را دارد؛ برخورد نظامی آمریکا با ارتش‌های درگیر در منطقه جهت بازگشایی تنگه هرمز جای تامل بیشتر دارد. همچنین شاید در کوتاه مدت آمریکا بتواند از ذخیره‌های استراتژیک نفت استفاده کرده و کمبودها و افزایش قیمت را تا حدودی جبران کند ولی به هر حال در نسبت با افزایش قیمت همه کالا و خاصتا نفت نمی تواند مقابله کند (زیرا دارای بازاری به شدت خصوصی و “آزادمنشانه” است) و در بلند مدت قطعا آسیب‌های کمبود نفت در جهان به علت عدم دسترسی به تولید کنندگان مطرح نفت و گاز می‌توانند بحران اقتصاد جهانی را تشدید و امنیت انرژی و قیمت ها را برای کشور آمریکا دچار آشفتگی کند. البته این قضیه برای متحدان ظاهری ایران مانند چین نیز قابل بیان است. لازم به ذکر است که دلار در نگاه بلند مدت به علت تولید و مصرف سر به سر نفت در آمریکا، قدرت تولید ناخالص داخلی، تجربیات بانکی و مالی در کنترل تورم ها، تقویت شده و آمریکا می‌تواند طی سناریوهای مختلف آثار افزایش قیمت و کمبود انرژی در جهان را برای کشور خود کاهش دهد. چین: چین نیز مانند آمریکا دارای ذخایر استراتژیک گسترده ای است ولی وابستگی مستقیم و شدیدی به نفت تنگه هرمز دارد. لذا قطع عرضه از هرمز در بلند مدت می‌تواند اقتصاد چین را با کمبود شدید انرژی، تورم شدید و کاهش ارزش یوآن چین (به علت وابستگی به نفت سایر کشورها) مواجه سازد؛ و این به معنای فشار شدید به تقاضای داخلی چین و رشد اقتصادی خواهد شد. بنابراین پکن به‌شدت نگران ثبات امنیت این گذرگاه است و در واکنش رسمی بر لزوم خویشتن‌داری و دیپلماسی قوی برای جلوگیری از «اختلال بیشتر در توسعه اقتصادی جهانی» تأکید کرده است. در عرصه سیاست، با وجود حمایت‌های استراتژیک روسیه از ایران، چین نیز علاوه بر منافع سیاسی، دارای منافع اقتصادی گسترده در منطقه است و  تلاش می‌کند مانع تشدید درگیری شود، چرا که هم‌اکنون به نفت ارزانی از ایران دسترسی دارد و منافع عمیقی در تجارت پایدار منطقه‌ای دارد. روسیه: روسیه از جهات متضاد تحت تأثیر قرار می‌گیرد. از یک طرف، افزایش قیمت انرژی به نفع درآمدهای صادرات نفت و گاز روسیه است، اما از سوی دیگر، تشدید بی‌ثباتی جهانی بر اقتصاد مبتنی بر صادرات متکی به اقتصاد جهانی آسیب می‌زند. مسکو به طور رسمی حمایت خود را از ایران اعلام کرده و هرگونه واکنش غرب را محکوم می‌کند و افزایش قیمت نفت برای روسیه یک مزیت تلقی می‌شود به گونه ای که هیچ ممنوعیتی نیز از بسته شدن تنگه هرمز برای صادرات نفتی و کالایی خود پیدا نمی کند. عربستان سعودی و امارات و قطر: این دو کشور که بزرگ‌ترین تولیدکنندگان عضو اوپک هستند و حدود ۳۸٪ کل نفت عبوری از هرمز را حمل می‌کنند (۵٫۵ میلیون بشکه در روز برای عربستان)، بیشترین ظرفیت استفاده از راه‌های جایگزین نسبت به تنگة هرمز را دارند اما همچنان برای رفع نیازهای آن ها کافی نیست. عربستان و امارات تنها حدود ۳٫۵ میلیون بشکه در روز امکان افزایش عرضه در خطوط لوله ای دارند، رقمی که در برابر حدود ۲۰ میلیون بشکه عبوری روزانه ناچیز است. در واقع، این کشورها پیشتر برای غلبه بر اختلال در باب‌المندب به خطوط لوله داخلی (مثل خط لوله شرق–غرب عربستان با ظرفیت ۵–۷ میلیون بشکه) روی آورده‌اند. در صورت بسته شدن هرمز، حتی ممکن است سعودی و امارات ضمن بازکردن خطوط لوله تا سقف ظرفیت، به سرعت با آمریکا و ناتو برای حفاظت نظامی از کشتیرانی هماهنگی می‌کنند. همزمان هر اختلال بلندمدت صادرات نفت عربستان و امارات می‌تواند تراز بودجه و برنامه‌های توسعه‌ای آن‌ها را تحت فشار قرار دهد؛ زیرا که بخش قابل توجهی از بودجه عربستان و امارات به فروش نفت وابسته است و حتی ذخایر استراتژیک نیز برای کشورهایی که صادرکننده مطلق هستند فایده ای نخواهد داشت. قطر تمام صادرات گازی خود (معادل حدود ۲۰٪ تجارت جهانی LNG) را از طریق این تنگه ارسال می‌کند. بسته شدن هرمز، صادرات گاز این کشور را با مشکل روبه رو می‌کند و بازار گاز طبیعی آسیا را به بحران می‌کشد. رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی: این رژیم، نفت بسیار کمی (حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز) و البته از منابع متعدد وارد می‌کند و از سوی دیگر با بهره‌برداری از میادین گاز طبیعی فراساحلی مانند لویاتان و تمار و همچنین سوآپ‌های نفتی و گازی نسبت به کشورهای همسایه منابع انرژي خود را تامین می‌کند. در کنار این مسئله -بعد از جنگ اعراب- اقدامهای متعددی در حوزه جایگزینی انرژی‌های تجدید پذیر برای استقلال اقتصادی از نوسانات انرژي‌های فسیلی انجام داده است که طبق برنامه ریزی ها قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ با وجود محدودیت‌های زمینی، ۳۰ درصد از انرژی خود را از طریق انرژي تجدید پذیر و پنل‌های خورشیدی (بر روی بام) تامین کند. این قضایا باعث شده است که تابآوری اقتصاد این رژیم را در کنار به ظاهر عملکرد خوب در حوزه مقابله با شوک‌های اقتصادی جهانی، بالا برود. ولی محدودیت ارضی و کوچک بودن محدودیت حاکمیت این رژیم باعث شده است نقاط محدودی در تاسیس پالایشگاه و تامین صادرات و واردات سوخت‌های فسیلی مانند بنادر و میادین گازی محدود داشته باشد که آسیب پذیری این رژيم را نسبت به تنش‌های جدی زیاد می‌کند. با افزایش قیمت نفت، بخش‌هایی از اقتصاد که مصرف انرژی بالایی دارند، مانند حمل‌ونقل و تولید، با افزایش هزینه‌های عملیاتی مواجه می‌شوند که این افزایش هزینه‌ها از طریق زنجیره تأمین منتقل شده و منجر به بالا رفتن قیمت مصرف‌کننده و کاهش سودآوری می‌گردد. علاوه بر این اتکای رژيم به واردات انرژی و سایر کالاها، این کشور را در برابر نوسانات بازار جهانی آسیب‌پذیر کرده و می‌تواند ثبات اقتصادی کلی را تضعیف کرده و دستاوردهای مربوط به کنترل تورم را معکوس کند. به این جهت فشار افزایش قیمت نفت و محدودیت در عرضه انرژی از تنگه هرمز می‌تواند اقتصاد محدود رژیم را چه در بلندمدت و چه در کوتاه مدت در یک محیط جنگی و آسیب پذیر مورد آسیب قرار بدهد. ایران: در حال حاضر بخش عمده تجارت خارجی ایران – به‌ویژه صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی – به‌ شدت به مسیر خلیج فارس و گذر از تنگه هرمز وابسته است. تقریباً بیش از ۹۰٪ حجم صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران از طریق جزیره خارک و خلیج فارس انجام می‌شود؛ یعنی بخش عظیمی از نفت صادراتی کشور ناگزیر از عبور از تنگه هرمز است. همین امر در مورد محصولات پتروشیمی و فرآورده‌های نفتی نیز صدق می‌کند. واردات اساسی کشور (به‌ویژه غلات و کالاهای استراتژیک) نیز عمدتاً از طریق بنادر جنوبی مانند امام خمینی و بندرعباس به داخل کشور می‌آید. به‌ طور کلی می‌توان گفت عملاً بیشتر جریان تجاری دریایی ایران از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند، به نحوی که هرگونه اختلال در این گذرگاه می‌تواند ضربه به اقتصاد کشور وارد آورد و باید برای آن برنامه ریزی کرد. لازم به ذکر است که پروژه‌های جدیدی مانند خط لوله گوره–جاسک و بنادر چابهار در حال تکمیل هستند تا وابستگی به هرمز را کاهش دهند؛ اما تا زمان بهره‌برداری کامل آنها، بخش عمده تجارت نفتی و کالایی همچنان به هرمز و بندر خارک وابسته باقی خواهد ماند[2]. البته باید توجه کرد که وسعت مرز های دریایی و خشکی ایران و همچنین کشورهای همسایه همراه و سطح نفوذ ایران در کشورهای همسایه به قدری است که بتواند در بلند مدت و حتی کوتاه مدت آثار بسته شدن تنگه هرمز را حذف کند. همچنین وجود ذخایر استراتژیک گسترده از کالاهای استراتژيک ، منابع نفتی و معدنی، محیط جغرافیایی و ترانزیتی و ارتباط با اقتصادهای بزرگی مانند چین و روسیه و از همه مهمتر بومی سازی بخش قابل توجهی از دانش های فنی و تولیدات کشاورزی و صنعتی می تواند مقاومت کشور را نسبت به سایر کشورها برای بسته شدن تنگه هرمز بالاتر قرار بدهد.

جمع‌بندی نهایی از کارکرد بسته شدن تنگه هرمز

برآیند این تحلیل روشن می‌سازد که تنگه هرمز نه یک نقطه ضعف، بلکه «اهرم راهبردی قدرت ملی ایران» در معادلات جنگ اقتصادی و ژئوپلیتیک جهانی است. هرچند این گذرگاه به‌درستی شمشیری دولبه توصیف می‌شود، اما واقعیت آن است که در صورت مدیریت هوشمندانه و اتکای اقتصاد ایران به ظرفیت‌های درونی و مسیرهای جایگزین، لبه این شمشیر بیش از همه متوجه دشمنان و رقبای ایران خواهد بود. اقتصاد جهانی، به‌ویژه اقتصادهای مصرف‌محور و وابسته به انرژی ارزان، تاب تحمل شوک‌های شدید قیمتی و اختلال در امنیت انرژی را ندارد؛ در حالی که ایران، به‌واسطه ذخایر عظیم انرژی، عمق راهبردی منطقه‌ای، پیوند با اقتصادهای بزرگی چون چین و روسیه، و بومی‌سازی بخش مهمی از زنجیره تولید و تأمین کالاهای اساسی، از توان تاب‌آوری بالاتری برخوردار است. بسته‌شدن یا حتی تهدید به اختلال در تنگه هرمز، به‌سرعت شکاف‌های ساختاری اقتصاد دشمنان را آشکار می‌کند: افزایش افسارگسیخته قیمت انرژی، تورم، نارضایتی اجتماعی، فشار بر بودجه‌های نظامی و تزلزل سیاسی. در مقابل، ایران با تکیه بر جغرافیای ممتاز، مرزهای گسترده دریایی و زمینی، شبکه نفوذ منطقه‌ای و مسیرهای ترانزیتی متنوع، قادر است هزینه‌های این نبرد اقتصادی را مدیریت کرده و ابتکار عمل را در دست نگه دارد. به بیان دیگر، هرمز برای ایران صرفاً یک گذرگاه صادراتی نیست؛ بلکه «خط تماس قدرت» با نظام انرژی جهان است. در چنین چارچوبی، تنگه هرمز به ابزاری بازدارنده و تعیین‌کننده برای تحمیل اراده ملی ایران در برابر دشمن تبدیل می‌شود؛ ابزاری که می‌تواند موازنه جنگ را از میدان نظامی به عرصه اقتصاد جهانی منتقل کرده و دشمن را پیش از هر درگیری فراگیر، در جبهه معیشت، تورم و ثبات سیاسی زمین‌گیر کند. پیروزی در این نبرد، نه در تخریب کور، بلکه در مدیریت هوشمند فشار، افزایش هزینه دشمن و حفظ انسجام اقتصادی داخلی معنا می‌یابد. از این منظر، ایران با تبدیل وابستگی جهانی به هرمز به یک نقطه فشار راهبردی، نشان می‌دهد که در جنگ‌های نوین، اقتدار واقعی از کنترل گلوگاه‌های حیاتی جهان و توان ایستادگی اقتصادی نشأت می‌گیرد. در همین راستا حتی نیروی نظامی ایران نیز نسبت به ۴۵ سال گذشته تغییر کرده است و دیگر تسلط او تنها بر تنگه هرمز نیست بلکه بر بسیاری از تنگه های مهم جهان و شریان های اقتصادی و ژئوپولوتیک مسلط است.   [1] بر گرفته از گزارش خبری میز نفت (۱۴۰۳) با عنوان «تولید نفت آمریکا در ۱۰۰ سال»؛ (کد مطلب: ۴۰۴۴۷) [2] بر گرفته از گزارش فرهیختگان (۱۴۰۳) (مجله شماره ۴۳۹۶؛ صفحه ۱۶) و فردای اقتصاد (1402)  (https://fardayeeghtesad.com/xb8W).

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.