تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, مشروح خبرها, یادداشت ها
شماره : 44838
تاریخ : ۱۴ اسفند, ۱۴۰۴ :: ۱۶:۴۰
دکتر زهره باقریان عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده در یادداشتی مطرح کرد؛ تقابل تمدن فردگرا با تمدن کلیت‌گرای متعهد دکتر زهره باقریان در این یادداشت تبدیل کاریزما به اسطوره ماندگار و اثبات مظلومیت و حقانیت را دو سازکاری می داند که موجب پایداری و ثبات جامعه ایران در شرایط حذف فیزیکی رهبری، میداند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی؛ دکتر زهره باقریان عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده در یادداشتی یکی از عوامل پایداری مردم در شرایط کنونی را مورد بررسی قرار داد که در ادامه به آن اشاره می شود؛   تحلیل علل پایداری ساختارهای ایدئولوژیک در برابر حذف فیزیکی رهبر، مستلزم درک پارادوکس نهفته در سازوکار بقای نظام‌هایی است که بر اساس یک مبنای ایمانی و آرمانی مستحکم در تقابل با مدل‌های غربی مبتنی بر کارکردگرایی فردی قرار دارند.   سنت جامعه‌شناسی غرب، که بر اتمی بودن کنشگر مستقل تأکید دارد، حذف رهبر کاریزماتیک یا حذف سیاسی فرد محوری را به مثابه ضربه مهلک بر پیکره سازمان اجتماعی می‌بیند، زیرا کل سیستم را وابسته به حضور فیزیکی آن عامل تحلیل می کند. این فهم، ریشه در نفی ذاتی هرگونه امر متعالی دارد که بتواند از محدودیت‌های مادی و زمانی فراتر رود.   در مقابل، در منظومه فکری نظام جمهوری اسلامی ایران، مفهوم رهبری فراتر از یک منصب اداری یا صرفاً کاریزمای فردی است. در این نظام مفهوم رهبری با مفهوم امامت و ولایت پیوندی ناگسستنی دارد که تداوم آن برآمده از یک سنت فکری عاطفی است. لذا هنگامی که در این جامعه رهبر را به شهادت برسانند، این نظام نه به تضعیف، بلکه به تقویت ساختاری و تعمیق ایدئولوژیک منجر می‌شود. این تقویت از طریق دو سازوکار کلیدی رخ می‌دهد.   سازکار نخست تبدیل کاریزما به اسطوره ماندگار است. حذف فیزیکی، شخصیت رهبر را از ساحت فانی و قابل آسیب به ساحت آرمان مقدس و اسطوره زنده ارتقا می‌دهد. این امر باعث می‌شود که پیام و اندیشه، دیگر وابسته به حضور فیزیکی نباشد، بلکه تبدیل به نقطه عطف عاطفی و هویتی برای تمام اجزای جامعه شود. این فرآیند، همبستگی جمعی  را در برابر هرگونه فشار بیرونی به شدت افزایش می‌دهد.   سازوکار دوم اثبات مظلومیت و حقانیت است. تلاش برای حذف رهبر متعهد به آرمان‌های عدالت‌خواهانه، به مثابه سند زنده بر خباثت دشمن و جبهه استکبار تلقی شده و  موجب درونی شدن بسیج عمومی می‌گردد و تفکر را در خدمت جبهه مقاومت سازماندهی مجدد می‌کند. لذا، آن‌گونه که غرب پیش‌بینی می‌کند، با حذف فردیت‌های متعهد، نظام متلاشی نمی‌شود؛ بلکه برعکس، در مواجهه با حذف رهبری، نظام با تبدیل آن فرد به سنگ بنای جاودانه آرمان‌ها، توانایی خود را برای تداوم اثبات می‌کند. این پایداری، نتیجه برتری کلیت مبتنی بر ایمان است.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.