تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, گفتگو, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول
شماره : 45537
تاریخ : ۲ اردیبهشت, ۱۴۰۵ :: ۱۴:۴۲
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی رنجبر، معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛ تعصب مردم نسبت به خلیچ فارس قابل تعمیم به سایر حقوق ذاتی ایرانیان مثل «غنی‌سازی» است حجت‌الاسلام والمسلمین رنجبر: اولین اصل در شناخت ملت ایران، ظلم‌ستیزی است. ایرانی‌ها ذاتاً ظلم‌ستیز هستند؛ این ویژگی ریشه در ذات تمدنی ایران، چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام دارد که با فرهنگ عاشورا و مبارزه با ظلم امام حسین (ع) و اهل بیت آمیخته شده است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی رنجبر، معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛

سوال: به نظر شما نظریه‌پردازی برای شناخت و تبیین جامعه ایران بر اساس وقایع اخیر، باید از چه اصول و ضوابطی پیروی کند؟

حجت‌الاسلام والمسلمین رنجبر:

اولین اصل در شناخت ملت ایران، ظلم‌ستیزی است. ایرانی‌ها ذاتاً ظلم‌ستیز هستند؛ این ویژگی ریشه در ذات تمدنی ایران، چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام دارد که با فرهنگ عاشورا و مبارزه با ظلم امام حسین (ع) و اهل بیت آمیخته شده است. برای نمونه، بخشی از مردم احساس می‌کردند که به خانم مهسا امینی ظلم شده است؛ در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه برخی از مردم احساس می‌کردند که به اقشاری ظلم می‌شود. من در اینجا درباره کسانی صحبت می‌کنم که فریب خوردند، نه عده‌ای که مزدور یا دست‌نشانده بودند. رهبر شهید هم به‌درستی فرمودند که این فریب‌خوردگان نیز فرزندان این ملت هستند و تحت تأثیر جنگ شناختی قرار گرفته بودند. خود من از نزدیک شاهد ماجرا بودم. روزی که چنگ آغاز شد، من در تهران بودم. ساعت حدود هشت، جلسه‌ای در نزدیکی پاستور داشتیم که ناگهان حدود ساعت نه و نیم اعلام کردند به پاستور حمله شده و باید ساختمان را تخلیه کنیم. از پارکینگ آن ساختمان اداری خارج شدیم. در تهران مکان‌یاب قطع بود. به مقصد قم حرکت کردیم و تا شش بعدازظهر به قم رسیدیم که بخشی از مسیر را در ترافیک کوچه پس‌کوچه‌های تهران گیر افتاده بودیم. در ان وضعیت بسیاری از مردم تحت تاثیر جنگ شناختی بودند. جالب اینکه بعداً وقتی فهمیدند حضرت آقا به شهادت رسیده و این حوادث رخ داده است، بسیاری از همین افراد الان احساس پشیمانی می‌کنند و می‌گویند: «ما فکر می‌کردیم شما ما را تنها گذاشتید و رفتید.» این واکنش‌های سریع، بخشی از طبیعت ایرانیان است، اما مهم این است که این حس ظلم‌ستیزی را ماندگار کنیم. برای ماندگاری حس ظلم‌ستیزی، می‌توان از روش مهندسی معکوس استفاده کرد. به عنوان نمونه موضوع «تغییر نام خلیج فارس» است. ایرانیان از هر قشر، گروه، مذهب و قومیتی نسبت به تغییر نام خلیج فارس حساسیت دارند. حتی ترامپ وقتی خواست نام خلیج عربی را اعلام کند، آنقدر ایرانیان در سراسر جهان به او هجمه کردند که عقب‌نشینی کرد. اما در موضوع حقوق هسته‌ای که حق طبیعی ایران برای رسیدن به تمدنی برتر است، متاسفانه چنین حساسیت عمومیِ گسترده‌ای وجود ندارد. یکی از دلایل این است که متأسفانه مسئله هسته‌ای را به شکلی روایت کرده ایم که انرژی هسته‌ای فقط حق مسلم گروهی از ایرانیان است. ما مفهوم «مردم» را دچار انقباض کرده‌ایم؛ گویی مردم فقط مسلمانان هستند. از گروه مسلمانان فقط مؤمنان و از گروه مؤمنان فقط متشرعان هستند.در حالی که باید بگوییم: مردم فراتر از اینها هستند؛ از هر آیینی که باشند، زیر چتر مفهوم ایران قرار می‌گیرند. ایرانِ مقاوم، ایرانِ پیشران، می‌خواهد جلوی این جنایات علیه بشریت را بگیرد. برای توسعه مفهوم مردم در این روزها دقت کنیم که اگر فردی با پوشش کم‌حجاب، بدحجاب، بی‌حجاب، یا فردی غیرمسلمان و غیرشیعه وارد عرصه تجمعات شود، لطفا چپ‌چپ به او نگاه نکنیم؛ او را در میان خودمان بپذیریم. یکی از دوستان می‌گفت در یکی از مناطق سنی‌نشین بودم و دیدم اشعاری که در تجمعات می‌خوانند با فرهنگ آن منطقه همخوانی ندارد. چرا نباید حداقل در آن منطقه اشعاری بخوانیم که چترش گسترده‌تر باشد؟ دوباره از افرادی دعوت می‌کند که قرائتی بسیار خاص دارند. چرا چتر را گسترده نکنیم؟ چه اشکالی دارد که صداوسیما از همه اقوام، مذاهب و نحله‌های فکری دعوت شود و با آنها گفتگو کنیم. نباید. اگر این مفهوم و گفتمان، چتر حمایتی گسترده‌ای داشته باشد، قطعاً می‌توانیم این «بعثت مردم» را نهادینه کنیم. بعثت مردم در جنگ دوازده‌روزه هم اتفاق افتاد و حضرت آقا بسیار زیبا از مردم حمایت کردند. اما متأسفانه ما با کارهای خودمان قدر آن بعثت را ندانستیم و ماجرا به وقایع ۱۸ و ۱۹ دی و آن شورش‌های خیابانی انجامید. بعد از آن، ایران و نظام اسلامی متهم به کشتن سی‌چهل هزار نفر شدند. این باور برای آمریکا و اسرائیل ایجاد شد که دست این نظام به خون مردمش آغشته است و مردم دیگر با او همراه نیستند، پس حمله کنید. من قاطعانه عرض می‌کنم: اگر ماجرای ۱۸ و ۱۹ دی اتفاق نمی‌افتاد، محال بود که آنها حمله کنند. کتاب «جنگ و امپراتوری» (War and Empire The American Way of Life) نوشته پل ال. اتوود می‌گوید آمریکا در طول تاریخ به کشوری حمله کرده است که احتمال بالای نود درصد، بلکه صد درصد می‌دانسته پیروز می‌شود. وقتی حادثه ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد، آنها احساس کردند وقت حمله است. یعنی اگر مردم در خیابان‌ها در حمایت از نظام بایستند و چنین اعتراضاتی نکنند، قطعاً آنها نمی‌توانند مقابل مردم بایستند و فرار می‌کنند، چون حمله برایشان هزینه‌ی بسیار زیادی دارد. الان هم دیدید که نتوانستند تحمل کنند و مجبور به آتش‌بس شدند. ان‌شاءالله از این دعواها و دوگانه‌های کاذب و وحدت‌شکن عبور کنیم. به تعبیر شهید سلیمانی، ما گاهی چنان انحصارگرا رفتار می‌کنیم و می‌گوییم: «من و رفقایم»، «من و آدم‌هایم»، «من و بچه‌هیئتی‌های اطرافم»، «من و همین چند نفر نزدیکانم»، در حالی که باید، چتر وحدت را گسترش دهیم. متاسفانه تا حدودی بعد از فیلترینگ، تلگرام‌بازها رادیکال‌تر شدند و ایتا‌بازها هم رادیکال‌تر شدند. چون وقتی کنار هم بودند، یکدیگر را تعدیل می‌کردند. اما وقتی از هم جدا شدند، هرکسی علیه دیگری فضا را ملتهب‌تر و رادیکال‌تر کردند. در نهایت مجبور شدند به خیابان بیایند و مانور قدرت بدهند. یکی بگوید من طرفدار مبارزه با بدحجابی هستم، آن یکی بگوید من طرفدار کشف حجاب، و دعوایشان در فضا بالا بگیرد. ان‌شاءالله اعتراضات را نهادینه کنیم، مسالمت‌آمیز پیش ببریم تا چتر حمایتی گسترده‌تری شکل بگیرد. این بعثتی که در جامعه ایرانی از حضور و حمایت مردم در فضایی بسیار گسترده شکل گرفته است، نهادینه شود. [video width="1920" height="1080" mp4="https://ihkn.ir/wp-content/uploads/2026/04/14050202.mp4"][/video]

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.