تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, مبانی علوم انسانی اسلامی
شماره : 45596
تاریخ : ۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ :: ۱۵:۳۹
حضرت آیت‌الله سید ابوالحسن مهدوی، استاد درس خارج حوزه علمیه اصفهان در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛ دریافت غرامت از آمرین، معاونین و مسبّبین حمله به کشور به اندازۀ درصد تأثیرگذاریشان آیت‌الله مهدوی: راضی‌بودن به یک گناه و قتل، موجب اشتراک در حکم معصیت و مجازات می‌شود، پس بالفحوی کسی که علاوه بر رضایت قلبی، اقدام عملی برای کمک و اعانت به محارب یا دولت متخاصم کرده است، شریک با او است و برای انجام خسارات جنگ هم می‌تواند به اندازۀ درصد تأثیرگذاری در حمله به مسلمانان از همۀ مباشرین و معاونین و مسبّبین و آمرین، خسارت بگیرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حضرت آیت‌الله سید ابوالحسن مهدوی، استاد درس خارج حوزه علمیه اصفهان در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛

سوال: حکم معاونت موثر در إقامۀ حَرب علیه دار الاسلام چیست؟ مانند کشورهای منطقه‌ که پایگاه‌ها و امکانات خود را در اختیار آمریکا قرار داده‌اند. تقابل ایران با این کشورها تا کجا ادامه دارد؟ آیا ایران باید در صدد گرفتن تضمین از کشورهای منطقه در راستای بیرون راندن آمریکا و اسرائیل از منطقه باشد؟ چنانچه دشمن آمریکایی-اسرائیلی از امکانات و مردم کشورهای منطقه به عنوان سپر خود استفاده کند در چارچوب چگونه باید مقابله نمود؟

آیت‌الله مهدوی:

کسی که معاونت مؤثر در حرب مقابل مسلمانان داشته باشد در حکم همان محاربین است؛ خواه شخص باشد یا دولتی که امکانات در اختیار دولت متخاصم با دولت اسلامی قرار می‌دهد. قرآن کریم صریحاً نهی از اتخاذ یهود و نصاری به عنوان سرپرست یا دوست می‌کند و می‌فرماید که یهود و نصاری تنها به روابط دوستانه میان خود وفا دارند و دوستان و سرپرستان یکدیگرند و اگر کسی از مسلمانان، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود بگیرد از زمرۀ آن‌ها محسوب می‌شود: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ» (مائده/ 51). ما قبلاً گفتیم راضی‌بودن به یک گناه و قتل، موجب اشتراک در حکم معصیت و مجازات می‌شود، پس بالفحوی کسی که علاوه بر رضایت قلبی، اقدام عملی برای کمک و اعانت به محارب یا دولت متخاصم جهت انجام گناه و ضربه به اسلام کرده است، شریک با او است و دولت اسلامی می‌بایستی همان‌طور که با خود محارب یا دولت متخاصم مقابله و دفاع در مقابل ظلم او می‌کند نسبت به معاونین و کمک‌کاران او هم همین‌گونه باید رفتار نماید و برای انجام خسارات جنگ هم می‌تواند به اندازۀ درصد تأثیرگذاری در حمله به مسلمانان از همۀ مباشرین و معاونین و مسبّبین و آمرین، خسارت بگیرد. در صدر اسلام بعد از آنکه یهودیان بنی‌النضیر و بنی‌قریضه پیمان خود را با مسلمانان نقض کردند و معاونت به دشمنان اسلام در جنگ احزاب نمودند، بعد از پایان جنگ و پیروزی مسلمانان، حضرت رسول اکرم و نبی خاتم (صلی الله علیه و آله) اقدام به اخراج یهودیان از مدینه نمودند و پیمانی که اول از ناحیۀ یهودیان شکسته شده بود از طرف مسلمانان هم نادیده گرفته شد. نقض ابتدایی پیمان از طرف مسلمان جایز نیست ولو پیمان با فاجر باشد؛ چنانچه خیانت مسلمان در امانت جایز نیست ولو صاحب امانت، فاجر و غیرمسلم باشد. و نیز مخالفت با ابوین همین‌طور ولو آن‌ها فاجر باشند، مگر آنکه فرمان به گناه به اولاد خود بدهند. اما از زمانی که پیمان از طرف مخالفین شکسته شد، دیگر دلیلی بر پافشاری مسلمانان بر بقاء آن عهد نیست. سابقۀ پیمان‌شکنی گروهی از یهود را قرآن در آیۀ 100 سورۀ بقره بیان می‌کند: «أَوَكُلَّمَا عَاهَدُواْ عَهْدًا نَّبَذَهُ فَرِيقٌ مِّنْهُم بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ». و در آیۀ 58 انفال خطاب به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید که اگر از خیانت به دلیل پیمان‌شکنی گروهی که با آنان هم‌پیمان بودی، بیم داری، پس پیمان را در مقابل آن‌ها بینداز تا به صورت مساوی شکسته شده باشد: «وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاء» (انفال/ 58) و امام قائد شهید ما در پیمان برجام که با دشمنان بسته شده بود و آن‌ها تهدید به نقض آن می‌کردند فرمودند: اگر آن‌ها نقض بکنند ما آن را آتش می‌زنیم. و این منطق برگرفته از حکم اسلام و قرآن است که ملاحظه نمودید. در زیارت عاشورا هم ملاحظه نمودید کسانی که کوچکترین اعانتی مثل زین‌کردن اسب قاتلین امام حسین (علیه السلام) را کرده بودند، شریک در قتل معرفی می‌نماید و قاری، تبری از آن‌ها می‌کند و یا کسانی که راضی به فعل قاتلین بودند تا روز قیامت ولو آنکه آن‌ها در زمان روز عاشورا سال 61 قمری حضور در کربلا نداشتند، اظهار حرب و دشمنی می‌نماید. کشورهای مسلمان نه‌تنها نباید اعانت به کشورهای متخاصم بکنند و هیچ‌گونه امکاناتی را نباید در اختیار دشمن قرار دهند که باعث سلطۀ دشمن بر مسلمانان شود بلکه نباید راضی به فعل کشورهای متخاصم باشند که این هردو خلاف آیه قرآن است: «وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» (نساء/ 141) و حذف متعلق «سبیل» افادۀ عموم متعلق را می‌دهد که هرگونه تسلطی از قبیل مالی، نظامی، فکری و فرهنگی، همه منفیّ به حکم پروردگار و منهی از فعل مسلم است. بلکه می‌توان گفت قرآن نهی از اتخاذ دشمنان به عنوان ولی کرده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ» (ممتحنه/ 1) و در آیۀ دیگر فرمود مسلمانانی که یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود قرار می دهند از یهود و نصاری هستند: «و من یتوله منکم فانه منهم» (مائده/51) پس هیچ کشور مسلمان نباید کوچک‌ترین کمکی که باعث تسلط کفار بر مسلمانان شود نماید، ولو به بهانۀ تامین امنیت مسلمین که مسلماً کفار هیچ‌گاه امنیت مسلمانان را بر امنیت خود یا کشور اسرائیل مقدم نمی‌اندازند. چنانچه اخیرا ملاحظه کردیم که تمام پایگاه‌های آمریکا در کشورهای اسلامی به نفع امنیت اسرائیل دارد استفاده می‌شود و هیچ انگیزه‌ای هم دولت آمریکا برای گرفتن اجازه از کشورهای مسلمان یا تحصیل رضایت آن‌ها ندارد، بلکه آن‌ها را ذلیل کرده و بدون اجازه و گاه بدون رضایت آن‌ها اقداماتی را انجام می دهد. حال اگر کشور مسلمانی به هر دلیلی پایگاهی را در اختیار دولت متخاصم قرار داد، حداقل باید از آن دولت ضمانت بگیرد که آن امکانات را در جهت امنیت و بهره‌برداری دشمن قرار ندهد و اگر در مقام عمل، خلاف کرد تا جایی که می‌تواند باید جلوی آن را بگیرد و اعلام هم بکند که رضایت ما نیست و سعی در تعطیلی آن پایگاه در آینده داشته باشد و بعد از آنکه دولت متخاصم برخلاف رضایت یا با رضایت دولت مسلمان، آن پایگاه را در اختیار دشمن قرار داد، دولت جمهوری اسلامی می‌تواند و حق دارد از آن دولت‌های اسلامی خسارت بگیرد و ضمانت بگیرد که دولت متخاصم را از آن پایگاه‌ها اخراج و چنانچه در عمل، دولت متخاصم استفاده سوء کرد، نظام جمهوری اسلامی هم می‌تواند مقابله به مثل نماید و آن پایگاه‌ها را که منشأ ضربه و ایذا به نظام اسلامی است، هدف قرار دهد و نابود نماید. شاید یکی از حکمت‌های رمی جمرۀ عقبه در روز عید قربان که حاجی جمرۀ اولی و وسطی را رها می‌کند و سراغ جمرۀ عقبه می‌رود همین است که مؤمن در مواجهه با دشمن ابتدا باید اصل و ریشۀ شیطان را رمی کند و سپس سراغ سربازان ظاهری دشمن برود.

سوال: قتل حاکم اسلام را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا صِرف قتل یک نفس محترم بوده و تابع احکام قصاص می‌باشد و یا احکام آن متفاوت است؟ آیا احکام آن تابع قصدِ شخصی یا نوعیِ قاتل است؟

آیت‌الله مهدوی:

سنگینی جرم و جنایت در به شهادت رساندن معصوم (علیه السلام) قطعا بیشتر از یک ولی فقیه یا مجتهد یا مؤمن یا یک فرد معمولی است و میزان آن به تناسب جایگاه او نزد خدای عز و جل و تأثیر حیات او در جامعه و مقدار تبعیت و هدایت مردم به واسطۀ اقوال و افعال و نوشته‌های او است و از جاهایی که دفاع واجب است، دفاع در مقابل بغات بر امام (علیه السلام) است. با این بیان، به این نکته پی می بریم که تمرّد از فرمان امام (علیه السلام) یا از فرمان مجتهد یا از فرمان والدین یا یک نفر معمولی یکسان نیست ولو آنکه همۀ آن‌ها فرمان به آوردن یک لیوان آب داده باشند و شخص تمرّد کند. گرچه نافرمانی عملی در همۀ موارد یکی است ولی نسبت به مخاطب، گناه آن تمرد متفاوت است. حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در نهج البلاغه می‌فرمایند نگاه به کوچکی گناه نکنید بلکه نگاه کنید که نافرمانی خدای عظیم را دارید می‌کنید: «لاتنظروا الی صغر الخطیئة و لکن انظروا الی من عصیت». در بحث وجوب دفاع، یکی از موارد آن وجوب جهاد با باغی بر امام (علیه السلام) است که بر همۀ مسلمانان چنین دفاعی واجب است؛ گرچه باغی مدعی اسلام داشته باشد. گرچه در قتل نفس محترمه یا اخذ مال، دفع آن واجب کفایی است. اما دفاع در مقابل باغی و محارب با امام (علیه السلام) یک نوع دفاع از اسلام و مسلمین است. و به همین ترتیب در به شهادت رساندن ولی فقیه هم می گوییم گناه آن قابل مقایسه با کشتن یک مؤمن یا یک فرد معمولی دیگر نیست اما در مقام مجازات و قصاص چنانچه قاتل معین و معلوم باشد رعایت قانون النفس بالنفس می‌شود. (مائده/ 45) نه آنکه تعداد بیشتری را مجازات کنند. در شهادت امیرالمومنین (علیه السلام) توسط ابن ملجم، حضرت وصیت نمودند که اگر حالم خوب شد خودم می دانم با او چه کنم و اگر به شهادت رسیدم یک ضربه برای قصاص به او بزنید. و البته این قصاص به غیر از حکم کسانی است که راضی به آن قتل هستند که در گناه قاتلین شریک می شوند و با آن‌ها مقابله می‌شود. در روایتی هم که منسوب به رسول اعظم و پیامبر خاتم است که فرمودند کسانی که در آینده به دنیا می آیند و خشنود و راضی به شرکت در جهاد کنار ما هستند، در ثواب این جهاد ما شریکند. در حدیث دیگر است کسی که چیزی را دوست داشته باشد با همان محشور می شود و ادله در این زمینه فراوان است. از این جهت است که قرآن خطاب به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌گوید به یهودیان زمان خودت بگو اگر واقعا شما به تورات ایمان دارید، پس چرا انبیاء پیش از این را می کشید: «قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِيَاءَ اللّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ» (بقره/ 91 و نظیر آن در آیه 183 سورۀ آل عمران) و معلوم است که یهودیان زمان اسلام مباشر قتل انبیاء گذشته نبوده‌اند، اما به دلیل رضایت به فعل یهودیان گذشته که مباشر قتل انبیا بودند، یهودیان راضی را شریک در جرم آن‌ها می‌داند و نسبت کشتن را به آن‌ها می‌دهد. در زیارت عاشورا نیز در کنار لعنت به قاتلین امام حسین (علیه السلام) و اصحاب ایشان کسانی را لعن می‌کنیم که اسباب جنگ را فراهم نمودند تا بر جنگ با امام (علیه السلام) توانایی پیدا کنند: «و لعن الله امة قتلتکم و لعن الله الممهدین لهم بالتمکین من قتالکم»؛ بعد تبری می جوییم از همۀ آن‌ها و از دنبال روندگانشان و پیروان‌شان و دوستانشان: «برئتُ الی الله و الیکم منهم و من اشیاعهم و اتباعهم و اولیائهم» و در فرازی دیگر در کنار درخواست لعن به قاتل امام (علیه السلام) تقاضای لعن بر امتی می‌کنیم که اسب را زین کردند و لگام بر دهانۀ آن زدند و برای جنگ با آن حضرت به راه افتادند: «و لعن الله شمرا و لعن الله امة اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک» و لذا قاری زیارت عاشورا اقرار می‌کند که من در صلح هستم با کسی که با شما در صلح است و در جنگم با کسی که با شما در جنگ است تا روز قیامت: «سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامة» و از این معلوم می‌شود تا روز قیامت هر کس می‌آید، با رضایت خودش نسبت به مقابلۀ صف حق و باطل، در یکی از دو طرف صفّین قرار دارد. در روایت است زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) هم آن بزرگوار کسانی را می‌کشند که راضی به کشتن امام مظلوم و سید همۀ شهداء (علیه السلام) هستند. به گونه‌ای که خشنود از عمل قاتلین هستند و اگر شاید چنین صحنه‌ای در زمان آن‌ها اتفاق بیفتد، اقدام به قتل می‌کنند. پس ذات خبیث اختیاری آن‌ها، مستحق شراکت در گناه آن‌ها می‌شود و در زمانی که عدالت سراسر جهان را فرا می‌گیرد، چنین انسان‌هایی نباید حضور داشته باشند.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.