محمدجواد یزدانی پژوهشگر حوزه مشارکت انتخاباتی در یادداشتی مطرح کرد؛
«جامعه خطر» در تقاطع جامعهشناسی، محیط زیست و سیاست
در حالی که تقسیمبندی طبقاتی سنتی (مانند مارکسیستی) بر اساس توزیع ثروت و کالا شکل میگرفت، در «جامعه خطر» که در عصر مدرنیته متأخر شکل گرفته، یک نوع جدید از طبقهبندی بر اساس توزیع خطرات محیطی و زیستمحیطی پدید آمده است. در این طبقهبندی این واقعیت مشخص میشود که آسیبپذیری در برابر خطرات محیطی اغلب به طور نابرابر توزیع میشود؛ هرچند خطرات اکولوژیک در نهایت تمام طبقات را تهدید میکند، اما گروههای فقیرتر و کمتوانتر، معمولاً بیشتر از ثروتمندان در معرض این خطرات قرار میگیرند. به تعبیر موجز و کلیدی اولریش بِک: « ثروت از بالا جمع میشود، اما خطر از پایین میریزد».
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از اندیشکده رهیافت؛ محمدجواد یزدانی پژوهشگر حوزه مشارکت انتخاباتی در یادداشتی مطرح کرد؛ از بدو تولد مدرنیسم و صنعتیشدن یکی از نقدهای اساسی به این تحول فکری و اجتماعی همواره حول محور نابرابری و عدالت چرخیده است. در آغاز و به ویژه از قرن هجدهم به بعد با ظهور مارکس، تمرکز بر توزیع نابرابر ثروت در فرایند تولید و انباشت سرمایه قرار گرفت اما امروزه همگام با پیشروی مدرنیسم مصائب آن نیز متنوعتر و عمیقتر شده است. دیگر نابرابری در ثروت تنها دغدغه نیست، بلکه نابرابری در توزیع خطرات نیز به مسئلهای مرکزی تبدیل شده است. نکتهای که در آغاز میباید متذکر شوم آنست که درک و تحلیل وضعیت امروز ایران جز از طریق بازبینی نقادانه مسیری که در سده اخیر پیموده شده، میسر نیست. در این رابطه به باور نگارنده، نوسازی و مدرنیسمی که در ایران پایه ریزی گردید و در طول زمان با فراز و نشیبهای مختلف به مسیر خود ادامه داد، چیزی نبوده جز گرتهبرداریهای ناشیانه از الگوهای توسعه در غرب. هر چند در این مورد میتوان مناقشه نمود و جای بحث مفصلی وجود دارد اما در این یادداشت، گزاره فوقالذکر مفروض پنداشته شده تا بتوان بحثی نو از شرایط کنونی اجتماع در ایران مبتنی بر مفهوم «جامعه خطر» طرح نمود. اولریش بِک جامعهشناس مشهور آلمانی نخستین متفکری بود که در سال 1986 مفهوم جامعه خطر (Risk Sosiety) را تئوریپردازی نمود[i]. او با تیزبینی توانست دریابد که در جوامع مدرن پیشرفته، تولید ثروت دیگر هدف اصلی اجتماعی نخواهد بود، بلکه توزیع و مدیریت خطرات (مانند آلودگی، تغییرات آب و هوایی، خطرات هستهای) به مسئله مرکزی تبدیل خواهد شد. شاید در سه یا چهار دهه قبل حرفهای اولریش بک برای کمتر کسی ملموس بود اما وضعیت کنونی جهان و حتی ایران به نحوی است که شواهد پرشماری میتوان یافت که مسئله نابرابری در جوامع مدرن بسیار حادتر از گذشته شده و صرفا پیرامون ثروت نمیتوان از نابرابری صحبت کرد. جامعه خطر، با تولید ثروت، در عین حال به تولید خطراتی میپردازد که توزیع آن عادلانه نیست و بهشدت تحت تأثیر ساختارهای اقتصادی-اجتماعی قرار دارد. برای ملموس شدن مفهوم جامعه خطر، میتوان به چند مثال واقعی در سطح جهانی و داخلی اشاره نمود:
مثالها و مصادیقی نظیر آن چه ذکر شد بیشمار است و جمعآوری سایر موارد را به خوانندگان محترم واگذار میکنیم.