تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول, یادداشت ها
شماره : 44801
تاریخ : ۱۳ اسفند, ۱۴۰۴ :: ۱۶:۲۷
حجت‌الاسلام والمسلمین سید احسان رفیعی علوی، رئیس دانشگاه باقرالعلوم، در یادداشتی مطرح کرد؛ شهادت خودآگاه انتخاب بزرگ امام امت در برهه‌هایی که امت با پرسش‌های بنیادین درباره دوام و بقای آرمان خود مواجه می‌شود، برخی از کنش‌ها از سطح “سیاست روزمره” فراتر رفته و به “معماری تاریخی” تبدیل می‌گردند. روایت شهادت رهبری در بستر آموزه‌های شیعه، یکی از همین نقاط عطفی است که نیازمند تحلیل عمیق‌تر از منظر رسالت تبلیغی و کنش نخبگانی است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین سید احسان رفیعی علوی، رئیس دانشگاه باقرالعلوم، در یادداشتی مطرح کرد؛ در برهه‌هایی که امت با پرسش‌های بنیادین درباره دوام و بقای آرمان خود مواجه می‌شود، برخی از کنش‌ها از سطح “سیاست روزمره” فراتر رفته و به “معماری تاریخی” تبدیل می‌گردند. روایت شهادت رهبری در بستر آموزه‌های شیعه، یکی از همین نقاط عطفی است که نیازمند تحلیل عمیق‌تر از منظر رسالت تبلیغی و کنش نخبگانی است. برخلاف دیدگاه‌های رایج که مرگ را صرفاً پایان حیات مادی می‌دانند، در منطق عرفان نظری شیعه، شهادت (موت فی سبیل‌الله) عالی‌ترین شکل “فناء در هدف” و در نتیجه “بقاء معنوی” است. این امر، نه یک سرنوشت ناخواسته، بلکه یک “انتخاب آگاهانه” برای رساندن پیام به مرحله نهایی خود است. پرسش اساسی این است: چرا این انتخاب در شرایط کنونی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند؟ شهادت؛ تبیین ساختاری آرمان: همان‌طور که در تحلیل “عدالت اجتماعی” تأکید شد، آرمان‌ها نیازمند تبیین ساختاری هستند. در این مسیر، شهادت رهبری، آخرین و قاطع‌ترین “بیانیه ساختاری” علیه هرگونه انحراف و کوچک‌انگاری میراث است. این عمل، به مبلغ اجازه می‌دهد تا منبر را از بیان احوالات فردی فراتر برده و آن را به سطح “تثبیت غایت” ارتقا دهد؛ یعنی نشان دهد که ارزش‌ها چنان عظیم‌اند که جان فدای آن‌ها می‌شود. نقش مبلغان و نخبگان در روایت‌سازی تاریخی: این شرایط، نقطه عطفی است که می‌تواند تاریخ‌نگاران آینده را به سمت ما سوق دهد. همان‌طور که رنسانس و مدرنیته مورد مطالعه قرار گرفت، این برهه نیز که شاهد کنش‌هایی با عمق معنایی بالاست، نیازمند روایتگری هوشمندانه است. جریان‌سازی به جای تخدیر: وظیفه مبلغان و اندیشمندان است که «انتخاب آگاهانه شهادت» توسط مقام معظم رهبری را نه به عنوان یک حادثه غم‌انگیز، بلکه به عنوان “تکمیل کننده حجت” معرفی کنند. این امر، از رخوت و انفعال عمومی جلوگیری کرده و به جای تمرکز بر “کاش کاری از دستم برمی‌آمد”، تمرکز را بر “قدردانی از فداکاری مبنایی” قرار می‌دهد. نوید اصلاح و احیاء: این شهادت، نباید به معنای پایان مسیر تعبیر شود، بلکه باید به عنوان “بذر” مجددی تلقی گردد که با خون آبیاری شده است. وظیفه نخبگان، هدایت انرژی متراکم شده در این رویداد به سمت “تداوم انسجام اجتماعی” و تقویت ارتباطات واقعی (همانند تقویت تماس با اقوام و گفتگوهای مسجدی) است. احیای کرامت از طریق ایثار: ماهیت این انتخاب، بالاترین تجلی “دیگرخواهی” است. وقتی رهبر (به نمایندگی از نظام) ایثار نهایی را به نمایش می‌گذارد، کرامت انسانی در جامعه از طریق پذیرش این فداکاری و تلاش برای حفظ آن معنا می‌یابد. در نتیجه، کنشگران باید از این رویداد به عنوان فرصتی برای “تزریق امید ساختاری” استفاده کنند؛ امیدی که بر پایه فنای اختیاری برای بقای حقیقت بنا شده است. این جریان، می‌تواند جامعه ایرانی را از گذر “تنش روزانه” به سمت “تاریخ‌سازی معنادار” هدایت کند. تحلیل این “انتخاب آگاهانه” در تاریخ‌نگاری آینده، به عنوان نماد استحکام یک مکتب در برابر زوال مادی، حائز اهمیت خواهد بود.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.