حجتالاسلام والمسلمین مجید رجبی، مدیر پژوهشگاه فقه نظام، در یادداشتی مطرح کرد؛
پیش از انقلاب اسلامی چه نهادهایی مشابه مجلس خبرگان شکل گرفتهاند؟ / پیشینه مجلس خبرگان در نظام اجتماعی سیاسی عصر غیبت
پیشینه مجلس خبرگان برای تعیین حاکم را میتوان در تاریخ مرجعیّت شیعه در عصر غیبت مشاهده کرد، مردم پس از رحلت مرجع تقلید که در حقیقت، زعیم حوزههای علمیّه و بهعنوان سرپرست شیعیان در امور مالی قضایی نظامی شمرده میشد، به خبرگان یعنی عالمان برجسته زمانه، مراجعه میکردند، ایشان نیز پس از شور و بررسی شرائط مجتهدان زمان، فرد مورد نظر را به مردم معرفی نموده و با رایزنی و گفتگو با وی او را جانشین زعیم قبلی میکردهاند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی؛ حجتالاسلام والمسلمین مجید رجبی، مدیر پژوهشگاه فقه نظام، در یادداشتی به پیشینه مجلس خبرگان و بیان چند نمونه تاریخی پرداخت؛ گاهی گفته می شود پیش از تشکیل حکومت اسلامی نیازی به مجلس خبرگان نبوده و مجلس خبرگان پیشینهای در نظام اجتماعی و تاریخ سیاسی شیعیان در عصر غیبت نداشته و این از تولیدات انقلاب اسلامی پس از پیروزی انقلاب و تشکیل حکومت است، اما با دقّت در تاریخ مرجعیت، زعامت و رهبری مسلمانان بویژه شیعیان، خلاف این مطلب آشکار میشود. پیشینه مجلس خبرگان برای تعیین حاکم را میتوان در تاریخ مرجعیّت شیعه در عصر غیبت مشاهده کرد، مردم پس از رحلت مرجع تقلید که در حقیقت، زعیم حوزههای علمیّه و بهعنوان سرپرست شیعیان در امور مالی قضایی نظامی شمرده میشد، به خبرگان یعنی عالمان برجسته زمانه، مراجعه میکردند، ایشان نیز پس از شور و بررسی شرائط مجتهدان زمان، فرد مورد نظر را به مردم معرفی نموده و با رایزنی و گفتگو با وی او را جانشین زعیم قبلی میکردهاند. مرجعیّت عالمان بزرگ شیعه این چنین فراگیر شده است. به گونهای که برخی محققان ادعا کردهاند: هیچگاه دیده نشده که خود مردم بدون وساطت خبره فقيه را به عنوان مرجع تقليد انتخاب كنند. (استادی، رضا، مجلس خبرگان و مشروعیت نظام، فصلنامه علمى - پژوهشى حكومت اسلامى، شماره40، سال 1385، ص: 69) شایان ذکر است، در بسیاری از دورههای غیبت کبری، مرجعیّت، جایگاه پیشوایی و زعامت را برعهده داشته است، وجوهات را اخذ میکرده، قضاوت را برعهده داشته و حکم جهاد صادر مینموده و کیفیّت تعامل با سلاطین و حکومتهای وقت را مشخص میکرده است، در این امر، غالبا یک نفر صاحب این جایگاه شناخته میشده و مسأله تعدد مرجعیّت کمتر ملاحظه میشود. از این جهت در بسیاری دورهها شاهد مرجعیّت عام و علی الاطلاق هستیم: