تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, عرصه حکمرانی, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول, یادداشت ها
شماره : 44926
تاریخ : ۲۱ اسفند, ۱۴۰۴ :: ۱۵:۰۷
تلاش برای چرخش هویتی در انقلاب اسلامی پس از شهادت رهبر / مهدی جمشیدی مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در یادداشتی مطرح کرد؛ تلاشی ناموفق برای «چرخش هویتی» در انقلاب اسلامی پس از شهادت رهبر / ولیّ‌فقیه هستۀ سخت حاکمیّت یادداشت مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به بررسی تلاش‌های اخیر برای ایجاد “چرخش هویتی” در ایران پس از شهادت رهبر انقلاب و معرفی آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان گزینه اصلح مجلس خبرگان می‌پردازد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، مهدی جمشیدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در یادداشتی به بررسی تلاش‌های اخیر برای ایجاد چرخش هویتی در ایران پس از شهادت رهبر انقلاب و معرفی آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای به عنوان گزینه اصلح مجلس خبرگان می‌پردازد.

تلاش برای چرخش هویتی در انقلاب اسلامی پس از شهادت رهبر

کارشکنی‌های اخیر، حاکی از تلاش جریان‌های درونی و بیرونی برای ایجاد چرخش هویتی در انقلاب اسلامی بود. جریان‌های لیبرالِ داخلی، دهه‌ها در انتظار چنین موقعیّت و مجالی بودند تا بتوانند از "خلاء رهبر"، به‌عنوان زمینه‌ای برای گذار شبه‌قانونی و نَرم از انگارۀ انقلاب استفاده کنند. تا نخستین روز هفتۀ پیش، این شخصِ آیت‌الله سیّدعلی خامنه‌ای بود که در برابر توطئۀ "استحالۀ درونی" ایستاده بود و به لیبرالیسمِ شبه‌مذهبی مجال نمی‌داد که طرح استحاله را رقم بزند؛ اما با شهادت ناگهانی ایشان، پنجرۀ فرصت به روی لیبرال‌های ایرانی گشوده شد. لیبرال‌ها می‌دانستند که باید از این فرصت خاص و تکرارنشدنی، به‌نهایت بهره‌برداری کنند و ولیّ‌فقیه را به‌عنوان هستۀ سخت حاکمیّت، از آنِ خویش سازند. همۀ تجربه‌های دهه‌های گذشته، آشکارا به لیبرال‌‍‌ها ثابت کرده است که اگر ولیّ‌فقیه را در اختیار خویش نداشته باشند، هیچ دگرگونی بنیادینی پدید نخواهد آمد و در این حال، باید به تحرّکات کم‌دامنه بسنده کنند. ازاین‌رو، بی‌درنگ به تکاپو درآمدند و کوشیدند با مطرح‌ساختن ایدۀ ترجیح "تمرکز بر جنگ" به‌جای "انتخاب رهبر"، فضای تعلیق به‌ وجود آورند و شورای موقتِ رهبری را تثبیت کنند تا در سایۀ این "تعلیق"، یا گزینۀ خویش را تحمیل کنند، یا رهبری شورایی را جایگزین کنند، یا از اساس، ولایت فقیه را از ساختار سیاسی حذف کنند. زمینه‌سازی‌های اینان برای درگذشتِ طبیعی آیت‌الله خامنه‌ای بود، اما اینک که داستان شهادت، تحقّق خواستۀ اینان را جلو انداخته بود، باید بر روند انتخاب رهبر یا معرفی آن اثر می‌گذاشتند. این لحظۀ "انتقال قدرت" است که به دلیل خلاء ناگهانی و پیش‌بینی‌نشده، می‌تواند به "چرخش استحاله‌وار" در بنیان‌های ارزشیِ حاکمیّت منجر شود.

جانشین رهبری انتخابی “سببی” نه “نَسَبی” بر اساس شایستگی و کفایت بود

رهبر شهیدِ انقلاب در دوران حیات خویش، هیچ مداخله‌ای در تعیین رهبرِ بعدی نداشت. ایشان نه مصداقی را مشخص کرد و نه حتّی اجازه داد مصداق‌هایی که مجلس خبرگان به آنها دست یافت، در نزدش مطرح شوند. اگر امام خمینی، تصریح کرده بود که بهترین گزینه برای رهبری، آیت‌الله خامنه‌ای است، اما خود ِآیت‌الله خامنه‌ای در این باره، از هرگونه اظهارنظر و اشاره‌ای پرهیز کرد و کار را به ارادۀ "مستقل" و "جمعیِ" خبرگان سپرد. این نهاد، به‌صورت طبیعی و خودبنیاد و فارغ از هر فشار و تحمیلی، به گزینه‌ای رسیده‌اند که بیشترین "قرابت هویّتی" را با رهبرِ شهید دارد و در مجموع شاخص‌ها، از همۀ گزینه‌های دیگر، فاصلۀ جدّی دارد؛ آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای. این انتخاب، برآمده از ارادۀ "اکثریّت قاطعِ اعضای مجلس خبرگان رهبری" است و این خود، نشان‌گر صلاحیّت اکثری ایشان برای برعهده‌گرفتن مقام ولایت فقیه است. بدیهی است که این انتخاب، "سببی" بوده است و نه "نَسَبی". هرچند فرد منتخب در طول دهه‌های گذشته، همواره در حاشیه و دور از دیده‌ها بوده و هرگز تلاش نکرده تا به‌واسطۀ ارتباط و نسبت، اعتبار و وجاهتی برای خویش بیابد و به‌عنوان رهبرِ بعدی شناخته شود، اما با این حال، تحقّق صلاحیّت‌ها و شایستگی‌ها و توانمندی‌ها در ایشان، مشاهده‌پذیر و عینی است و بر مجلس خبرگان، محرز و مشخص گردیده است که ایشان، کفایت و بضاعت دارد. آن مهجوریّتِ خودخواسته و اراده برای دیده‌نشدن و در معرض نبودن از یک سو، و این به‌چشم‌آمدن و برجسته‌شدن و برصدرنشستن، اتّفاقی‌ست الهی و حاصل تصرّف غیبی در دل‌ها.

زهد سیاسی و بی‌رغبتی آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای به قدرت و شهرت

از نظر اجتماعی نیز، ایشان وضع بسیار مساعد و بی‌نظیری دارد و از این جهت، هیچ‌کس در عرض ایشان نیست. مشاهدات اجتماعی نشان می‌دهد که فضای غالب و اکثریِ جامعه نسبت به ایشان، همدلی فراوان دارد و از هم‌اینک، ایشان را به‌عنوان رهبر پذیرفته است و درخور و شایسته می‌انگاشته است. جامعه به ایشان، اعتماد سیاسی و اطمینان دینی دارد و پذیرای ولایت ایشان است و هرگز این‌گونه نیست که مقاومت و انکار، یا حتّی ابهام و مناقشه‌ای در میان باشد. ولایت در ذات خویش، امری قراردادی و عرفی نیست و از آراء دیوان‌سالارانه و ائتلاف جریان‌های سیاسی برنمی‌خیزد، بلکه حاصل "میل ایمانی" و "تعلّق‌خاطرِ مؤمنانه" است و این نیز، کاری‌ است الهی. خضوع قلبی و ارادت دینی، حقیقت ولایت را می‌سازد و در این ساختن، دست تقدیر از ساحت قدسی برمی‌آید و عشق و محبّت و میل می‌آفریند. زهد سیاسی و بی‌رغبتی ایشان به قدرت و شهرت از یک سو، و شهادتِ رهبر انقلاب و نحوۀ آن از سوی دیگر، در کنار یکدیگر نشسته‌اند و در جامعه، ارادت و تعهّد و باور آفریده‌اند. آری، پیش از آنکه نام ایشان رسمیّت یابد، اتّفاق باطنی در عمق جامعه رخ داده بود.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.