حسن محسنی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در یادداشتی مطرح کرد؛
آیا تهدید تمدن ایران، برای همیشه مفهوم «تجزیه» را مدفون کرد؟
تهدید تمدن ایران که همه ما را در یک موقعیت قرار داد و تهدید شبکه برق کشور که توانست به ما بفهماند کشور همچون شهر و روستا و خانه تک تک ایرانیان است، به ما نشان داد که چگونه تمدن ایران ساختة مردم آن است و نه دیگری.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حسن محسنی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در یادداشتی مطرح کرد؛ جنگها، نازیباترین و ناپسندترین شکل رویارویی هستند. جنگ اخیر، اما از نگاه نگارنده پردهها را کنار زد و بسیاری چیزها را برای ما روشن کرد. گاه بزرگترین تهدیدات، بزرگترین فرصتها هستند. از زمانی که ایران را شناختم و خود را ایرانی دانستم و این وابستگی را افزون بر چیزهای دیگر در اندیشه خود پذیرفتم و هر بار کوشیدم برای ایران کاری انجام بدهم و نوایی و سخنی برای کشورم سر بدهم و در هوای ایران نفس بکشم و تا زندهام به ایران فکر کنم و وقتی نیستم نیز از این که روزی، خاک این سرزمین خواهم شد شاد بودم، همیشه از این که ایران نباشد بیم داشتم. نمیتوانستم بپذیرم که ایران، آن کشور خوبان، آن روان کالبد خستگان، روزی با تهدیدی مواجه شود که وجودش را نشانه رفته است. از این رو، هر بار که ایران و عناصر سازنده آن تهدید میشد، نمیتوانستم بپذیرم که ما باشیم و ایران نباشد. جنگ با ایران نیز پدیدهای بود که همواره از آن میهراسیدم نه برای جان خودم که برای جانم ایران. از این رو، از هر چیزی که کوچکترین خدشهای به ایران و مفهوم آن وارد کند، در ذهن و گفتگو و روابط با دیگران جلوگیری می¬کردم و احترام به کشورم را خط روشنی در همه امور میدانستم. تصورم از ایران به گونهای بود که هر عامل تهدیدکننده ایران و به پرسش گیرندة مفهوم ایران را طرح و نقشهای برای تجزیه آن میدانستم و از هر کاری که نبود ایران هدفش باشد، بیم داشتم. به ویژه اندیشههای قومیت گرایانه نیز که در این سالها ترویج داده شده بود، همواره مرا به فکر فرو میبرد که مبادا هدف نابودی ایران است. اما، جنگ حقایقی را برایم آشکار نمود. جنگ گرچه ویرانگر است ولی چیزهای مهمی را میسازد. از جنگ دریافتم که چگونه ما یک ملت هستیم و چه طور میتوانیم به عنوان مردمی که سازگاری بالایی با هم و با محیط و جغرافیای ایران دارند، در ایران بمانیم و به آینده امیدوار باشیم. جنگی که در اسفند سال ۱۴۰۴ آغاز شد و در فروردین ۱۴۰۵ آتشش تا این لحظه بس دانسته شده، به بسیاری از نگرانیهای من پاسخ داد و به خوبی برایم وجود ملت ایران را ثابت کرد. اگر پی ببریم که چه چیز موجب شد تا از تک تک رویدادهای جنگی علیه شهرها و روستاها و مردم کشورم، صرف نظر از محل زندگی، تبار، قومیت، زبان و هویت ناخرسند و نگران شدیم، میتوانیم خوب دریابیم که، صرف نظر از معانی سیاسی ملت، چرا ما یک ملت هستیم.