نرجس رودگر، عضو گروه زنان و خانواده دانشگاه باقرالعلوم(ع) و پژوهشگر فلسفه و جنسیت، در یادداشتی مطرح کرد؛
تأکید بر قدرت زنانه یا فتح قله های مردانه؟
دختران و زنان امروزی اگر با صنف متفاوتی از قدرت که طبیعت حکیم، درجنس زن نهاده است و زنان با التباس صحیح نقش های جنسیتی مانند همسری و مادری از آن برخوردار می شوند ، آشنا نباشند ، وصول به مدارج قدرت را صرفاً از طریق راه مردانه آن دنبال خواهند کرد . هرچند این امر به معنای محدود بودن قدرت زنان به عرصه خانواده نیست و عرصه علم و سیاست و اقتصاد نیز می تواند عرصه رقابتی انسانی را برای هر دو جنس فراهم آورد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از انجمن علمی الگوی سوم زن مسلمان؛ نرجس رودگر، عضو گروه زنان و خانواده دانشگاه باقرالعلوم(ع) و پژوهشگر فلسفه و جنسیت، در یادداشتی مطرح کرد؛ حضور همراه با عقلانیت وشورو شعور زنان در عرصه های مختلف جنگ رمضان، تکانه نظری قابل توجهی را به اذهان وارد کرده است. این حضور که با ابعاد مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی متضلع بوده است و اهداف روشن، مبصرانه و کارکردگرایانه ای را تعقیب می کند ، هر گونه شائبه شورمحوربودن یا ابتنای بر احساس منهای عقلانیت را از دور تحلیل ها ، عقب رانده است و لزوم بازخوانی دوگانه ساختگی عقل و احساس را در عرصه معرفت و عمل در نسبت جنسیت، به طور جدی مطرح ساخته است. در این میان، جدای از ظهورات رفتارهای مردمی که طبیعت و حقیقت «مردم را به مثابه مردم» نشان داده است و رفتارهای حماسی زنان نیز جزوی از آن بوده است، برخی رژه های رزمی زنان در خیابان که معلوم نیست با کدام مهندسی فرهنگی و از چه طریقی سازمان دهی شده است، هوای غبار آلودی را بر موضوع حضور جدی حماسی زنان در جنگ تحمیلی سوم، ایجاد کرده است؛حضور زنان با لباس رزم و سلاح های جنگی در یک نمود پارادوکسیکال که رنگ صورتی به آن اضافه می کرد و تصویر نامتعارفی را منعکس ساخت. البته مسلح بودن زنان برای برخی از قومیت های ایرانی مانند کرد ، عشایرو بلوچ ، گویا امری متعارف بوده و در نتیجه القایی شبیه رژه تهران را نداشته است. این امر گرچه خود به تأثیر جامعه و ساخت های اجتماعی در هویت های جنسیتی صحه می گذارد اما همچنان از غریب و نامتعارف بودن رژه صورتی زنان مسلح در پایتخت نمی کاهد. هر جا شگفتی چه با بار منفی چه مثبت بر اذهان وارد می شود نشانی از خلأ نظری و نیاز به تحلیل مبنایی است . تحلیل های متناقضی که در این موضوع ارائه شده است که گاه این مسائل را نوعی انحراف و گاه مطابق با الگوی دستگاه حاکم توصیف می کند، نشانی بر ضرورت اندیشه ورزی و تحلیل جدی برمسأله هویت زن مسلمان است. تعریف «قدرت» به عنوان امری مردانه گرچه جزو مسلمات و مشهورات فرهنگی هست که البته به دلیل نسبت شدیدتر این جنس به مقوله قدرت، بیراه هم نیست اما غفلت از «قدرت زنانه» و شناسایی ابعاد آن و توجه و بازشناسایی آن توسط صاحبان طبیعی این قدرت یعنی زنان، سبب غفلت از ظرفیت ویژه ی جنسیتی در زنان می شود که آثار نامطلوب را هم بر زنان، هم مردان و بر جامعه خواهد داشت. دختران و زنان امروزی اگر با صنف متفاوتی از قدرت که طبیعت حکیم، درجنس زن نهاده است و زنان با التباس صحیح نقش های جنسیتی مانند همسری و مادری از آن برخوردار می شوند ، آشنا نباشند ، وصول به مدارج قدرت را صرفاً از طریق راه مردانه آن دنبال خواهند کرد . هرچند این امر به معنای محدود بودن قدرت زنان به عرصه خانواده نیست و عرصه علم و سیاست و اقتصاد نیز می تواند عرصه رقابتی انسانی را برای هر دو جنس فراهم آورد. در نظام فکری رهبری معظم شهید انقلاب، توجه دادن به «قدرت زنانه» بر خلاف ادبیات «ضعیفه انگار» رایج ، دال معنایی مهمی است که به ندرت مورد توجه قرار گرفته است، آنجا که فرمود: «از نظر من قدرت زنان اگر نگوییم بیشتر از مردان است کمتر نیست.» غفلت از این امر و تأکید بر تعابیری مانند« فتح قله های مردانه » که لازم است در سیاق کلی اندیشه ایشان معنا شود، سبب سردرگمی های نظری ای می شود که مناسب است موضوع «قدرت زنانه» در نظرگاه اسلامی، توسط محققان و دانشجویان در قالب های مختلف پژوهشی، مقاله، پایان نامه و... مورد تحقیق و توجه بیشتر قرار گیرد.