محمد حسن نحوی، پژوهشگر فقه نظام اقتصادی، در یادداشتی مطرح کرد؛
جنگ ارزی و جنگ ارضی؛ بازتعریف میدان نبرد در اقتصاد ملّی
در جنگ ارضی، صیانت از مرزهای جغرافیایی نماد بیچونوچرای دفاع از حاکمیت است؛ در جنگ ارزی نیز این «پول ملی» است که مرزهای اقتدار کشور را تعیین میکند. زمانی که ارزش ریال، به جای اتکا بر منافع کلان ملی، در بازاری تعیین میشود که منطق آن سودآوریِ حداکثریِ گروهی از فعّالین تجارت خارجی است، در حقیقت بخش مهمی از حاکمیت از دست دولت و ملت خارج شده است. همانطور که واگذاری حتی یک وجب از خاک کشور خط قرمزی عبورناپذیر است، واگذاری حقِ حاکمیتیِ تعیین ارزش پول ملی نیز باید با همین حساسیت نگریسته شود.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، محمد حسن نحوی، پژوهشگر فقه نظام اقتصادی، در یادداشتی مطرح کرد؛ دفاع از حاکمیت ملی، میدانی چندبُعدی است که دشمن از هر جبههای برای ضربه زدن به آن استفاده میکند. اگر در جنگ نظامی (ارضی) مرزهای جغرافیایی و خاک کشور مورد تهاجم قرار میگیرد، در جنگ اقتصادی (ارزی)، مرزهای پولی و ارزش پول ملی هدفِ یورش دشمن است. با این حال، هدفِ غاییِ هر دو تهاجم یکسان است: سلب اقتدار ملی؛ هدفی که خنثیسازی آن جز با سازماندهی و اتحاد دولت و ملت ممکن نیست. همانگونه که در جنگ ارضی، توپ و تانک ابزار تهاجم به شمار میروند، در جنگ ارزی نیز دلار، نوسانات نرخ سود و سرمایههای سیال جهانی، سلاح اصلی دشمن هستند. شرط پیروزی در هر دو میدان یکسان است: شناخت دقیق صحنه نبرد، استقرار فرماندهی واحد و تبدیل کردن مردم از تماشاگرانِ صرف، به کنشگران و نیروهای فعّال مقاومت.