حجت الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم، در یادداشتی مطرح کرد؛
آیا ما پیروز جنگیم؟ / بررسی مولفههای نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تعیین کننده در پیروزی جنگ
درحالی که دشمن در روزهای اول، فقط به دنبال تسلیم مطلق ایران اسلامی بود، و به دنبال تجزیه کشور ایران و شورش عمومی بود، نه فقط نتوانست ایران اسلامی را تسلیم و یا وادار به عقب نشینی کند، بلکه از روز چهلم جنگ، دست از دغدغه ها و اهداف خویش، شسته و تنها به دنبال بازکردن تنگه هرمز هست.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجت الاسلام والمسلمین سیدسجاد ایزدهی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم، در یادداشتی مطرح کرد؛ پیروزی در جنگ معمولاً بر اساس ترکیبی از ملاکهای نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تعیین میشود. برخی از مهمترین این ملاکها عبارتند از: ۱. اهداف از پیش تعیین شده: دستیابی به اهداف استراتژیک و تاکتیکی اولیه (مانند تصرف سرزمین، نابودی توان نظامی دشمن، یا تغییر رژیم). رژیم آمریکا به هیچ یک از اهداف اولیه خویش نرسید توان نظامی ایران نه فقط از بین نرفت بلکه حفظ شده و توسعه یافت نه فقط رژیم تغییر نکرد بلکه استوار، پویا و جوان سازی شد ۲. کنترل قلمرو: حفظ یا گسترش کنترل بر مناطق کلیدی و کاهش قلمرو تحت کنترل دشمن. حتی تکه کوچکی از کشور، در اختیار دشمن قرار نگرفت تجزیه سازی کشور نه فقط شکست خورد بلکه تجزیه طلبان در منطقه کردستان عراق،متحمل خسارتهای جانی و تجهیزاتی شدید شدند نه فقط کنترل مناطق کلیدی در اختیار نظام است بلکه حفاظت از نظام. مردمی سازی شد ۳. نسبت تلفات و خسارات: تحمیل تلفات و خسارات بیشتر به دشمن نسبت به آسیبهای دریافتی. گرچه در جنگ، تحمل خسارات، طبیعی است اما اگر خسارت زیاد، سنگین و قابل توجه به ساختار دشمن وارد نشده بود، گدایی آتش بس نمی کرد با وجود سانسور شدید، آمارها گویای خسارت شدید به پایگاه های دشمن و ساختارهای آنهاست ۴. توانایی ادامه جنگ: حفظ ظرفیت نظامی، اقتصادی و روحیه برای ادامه درگیری در برابر دشمنی که توان مقاومتش کاهش یافته است. اشتیاق مردم برای از بین بردن ساختارهای دشمن و التماس دشمن برای مذاکره و آتش بس، گویای روحیه مبارزه دوطرف نبرد است شهادت و مبارزه برای سربازان ما افتخار و برای دشمن نابودی و فناست ۵. موازنه قدرت پس از جنگ: تغییر توازن قدرت به نفع خود و تضعیف موقعیت راهبردی دشمن در بلندمدت. درحالی که دشمن با امکانات و سلاح های نوین و با اعتقاد به نابودی ساختارهای نظام، به ایران اسلامی حمله کرد، پس از اندکی متوجّه شد که توان رویارویی با موشک ها و پهپادهای ایران را ندارد. اف ۳۵ دشمن سرنگون شد، آواکس دشمن منهدم شد، سوخت رسان دشمن، سرنگون شد، صد و هفتاد پهپاد پیشرفته سرنگون شدند، تنگه هرمز در سلطه مطلق ایران قرار گرفت. همه این ها موجب شد که موازنه جنگ به نفع ایران تغییر یابد. و همین امر موجب شد که دشمن از تهاجم به ایران چیزی، عائدش نشود و به دنبال آتش بس بگردد ۶. پذیرش شکست از سوی دشمن: وادار کردن دشمن به تسلیم، عقبنشینی یا پذیرش آتش بس در شرایط نامساعد. درحالی که دشمن در روزهای اول، فقط به دنبال تسلیم مطلق ایران اسلامی بود، و به دنبال تجزیه کشور ایران و شورش عمومی بود، نه فقط نتوانست ایران اسلامی را تسلیم و یا وادار به عقب نشینی کند، بلکه از روز چهلم جنگ، دست از دغدغه ها و اهداف خویش، شسته و تنها به دنبال بازکردن تنگه هرمز هست. ۷. حمایت داخلی و بینالمللی: داشتن پشتیبانی افکار عمومی در داخل و کسب مشروعیت یا ائتلافهای بینالمللی. درحالی که توده ملتهای آزاده جهان از ایران اسلامی، حمایت می کنند، قدیمی ترین دوستان آمریکا نیز وی را تنها گذارده و از وی حمایت نکردند. ناتو، از ورود به جنگ، خودداری کرد، اروپا نیز با وی همراهی نکرد. درحالی که توده مردم ایران با انقلاب اسلامی، همراهی کردند، بیش از شصت درصد مردم آمریکا نیز با تهاجم کشورشان به ایران مخالف هستند. همچنان که نیمی از نمایندگان کنگره نیز مخالف حمله به ایران هستند. ۸. نتیجه گیری قراردادها و معاهدات: تحمیل شرایط خود در مذاکرات صلح و اختیار گرفتن ابتکار عمل دیپلماتیک. در پیامد چهل روز تهاجم، آمریکا پذیرفت که بر اساس متن در نظر گرفته شده ایران، پای میز مذاکره بیاید. (هیچ برنده جنگی، بر اساس متن بازنده، مذاکره نمی کند) دشمن نه فقط نتوانست شروط خویش را بر ایران تحمیل کند. بلکه این ایران اسلامی است که درحال تحمیل شرایط خویش بر دشمن ظالم است. ۹. هزینه-فایده: دستیابی به نتایج مطلوب با هزینهای که از منظر منابع انسانی، مالی و سیاسی قابل قبول باشد. درحالی که دشمن منتظر این بود پس از تهاجم، ایران اسلامی تسلیم شود، اما در اختیار گرفتن تنگه هرمز و تسلط بر آن، هزینه های بسیاری بر اقتصاد دشمن تحمیل کرده است. همچنان که از بین رفتن بسیاری از پایگاه های دشمن و زیرساختهای دشمن در کشورهای جنوب خلیخ فارس، هزینه های گزافی بر دشمن، تحمیل کرده است. در نهایت، باید گفت پیروزی در جنگ صرفاً تابع مولفه های نظامی نیست، بلکه تلفیقی از نتایج میدان نبرد و دستاوردهای سیاسی-راهبردی در پایان درگیری است این آمارها و این تحلیل، به خوبی گویای پیروزی ملت ایران اسلامی تا کنون شده و اقرار بسیاری از اندیشمندان جهان و غرب، و آمارهای معرکه جنگ و عرصه اقتصاد، گویای این است که ایران با اختلاف زیاد، برنده این جنگ بوده است.