تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, گفتگو, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول
شماره : 46037
تاریخ : ۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ :: ۱۰:۴۱
حجت‌الاسلام والمسلمین امیر مهاجر میلانی، عضو هیأت علمی و مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشکده زن و خانواده، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛ سی میلیون جمعیت کف خیابان نشان دهنده نتیجه بخش بودن «بومی‌اندیشی فرهنگی» است حجت‌الاسلام والمسلمین مهاجر میلانی: امروز شما سی میلیون نفر را در خیابان‌ها می‌بینید که به صحنه آمده‌اند؛ این یعنی بومی‌اندیشی فرهنگی نتیجه داده است. اگر این احساسات پاک فروکش کند، بی‌شک موج‌سواری جریان ضد انقلاب از سر گرفته خواهد شد. نباید به‌گونه‌ای عمل کنیم که فضا برای چنین موج‌سواری‌ای فراهم شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین امیر مهاجر میلانی، عضو هیأت علمی و مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشکده زن و خانواده، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛

حجت‌الاسلام والمسلمین مهاجر میلانی:

بن‌بست غرب‌اندیشی

غرب‌اندیشی از حل مسائل ایران ناتوان بوده است. کسانی که پنجاه سال در چارچوب مفاهیم، مقولات و تجربهٔ دانش غربی اندیشیده‌اند و سرانجام به بن‌بست رسیده‌اند؛ نه‌تنها قادر به حل مسائل ایران نیستند، بلکه حتی نمی‌توانند مسئلهٔ ایران را به‌درستی صورتبندی کنند. نکتهٔ تأمل‌برانگیز این است که وقتی همین افراد می‌خواهند دربارهٔ مسئلهٔ ایران سخن بگویند، باز هم از دریچهٔ مقولاتی حرف می‌زنند که برای تبیین مسائل و معضلات جهان غرب طراحی شده‌اند.

برای نمونه، مقالهٔ آقای حجاریان با عنوان «میشل فوکو و شهرری» را در نظر بگیرید که در پی تحلیل مشکل «شهرری» بود. مگر فوکو اصلاً به شهرری اندیشیده است؟ از بدیهی‌ترین مباحث در فلسفهٔ علم انتقادی این است که نظریه‌ها در بستر زمینه‌مند خود ساخته می‌شوند، اما هنگام نظریه‌پردازی، در قالبی جهان‌شمول عرضه می‌گردند. مخاطب باید دریابد که این نظریه‌ها زمینه‌مند تولید شده‌اند. متأسفانه حتی همین نکتۀ مقدماتی که در فلسفهٔ علم بسیار ابتدایی است نیز درک نمی‌شود. فوکو در نظام صورتبندی جهانی خود نظریه‌پردازی می‌کند و تصویری جهان‌شمول ارائه می‌دهد، حال‌آنکه نظریه‌اش زمینه‌مند است. فوکو کِی به شهرری ما فکر کرده است؟ چگونه می‌خواهند مشکل شهرری را با مقولات فوکویی فهم کنند؟

این بن‌بست غرب‌اندیشی و ناتوانی در حل مسائل ایران، به‌راستی خود را آشکار ساخته است.

موفقیت بومی‌اندیشی فرهنگی در برابر هجمه‌های جهانی

در مقابل غرب‌اندیشی، «افق‌گشایی بومی‌اندیشی» قرار دارد. هر جا که توانسته‌ایم بومی بیندیشیم - چه در مسئله هسته‌ای، چه در مسائل نظامی و چه در امور فرهنگی - به نتیجه رسیده‌ایم. امروز شما سی میلیون نفر را در خیابان‌ها می‌بینید که به صحنه آمده‌اند؛ این یعنی بومی‌اندیشی فرهنگی نتیجه داده است.

در صد سال اخیر، به‌ویژه در پنج دههٔ گذشته، جریان غرب‌اندیش مدعی هستند که نه حوزه، نه صدا و سیما  و نه دیگر نهادهای فرهنگی بومی کارایی ندارند. اگر چنین است، پس این سی میلیون جمعیتِ حاضر در خیابان از کجا آمده‌اند؟ این پدیده محصول تلاش بومی‌اندیشان فرهنگی است که توانسته‌اند ظرفیتی فراهم آورند تا سی میلیون نفر پای کار بیایند. از منظر تاریخی، انقلاب اسلامی را سه یا چهار میلیون نفر به ثمر رساندند و بخش بزرگی از جامعه در آن مقطع جزو قشر خاکستری به‌شمار می‌رفت. امروز اما این عدد به سی میلیون نفر رسیده است. نکتهٔ تأمل‌برانگیز اینکه نظام تولید دانش غربی، هنگامی که می‌خواهد این کارکرد فرهنگی گفتمان دینی و انقلابی را روایت کند، چنان آن را نادیده می‌گیرد و با عناوین مبتذل روایت می‌کند که حتی خود ما نیز باور کرده‌ایم.

در بسیاری از جلساتی که با دوستان روحانی متدین داشته‌ام، همواره نوعی خودزنی کودکانه دیده می‌شود. گویی برخی تصور می‌کنند ما بلد نیستیم و از انجام هر کاری ناتوانیم. نمی‌خواهم بگویم شرایط آرمانی است، اما باید تأکید کنم در برابر این سطح از هجمهٔ جهانی، این حجم از مشکلات اقتصادی و این مواجههٔ همه‌جانبهٔ جریان رقیب، ما توانسته‌ایم بومی بیندیشیم و بومی‌اندیشی فرهنگی به‌روشنی نتیجه داده است.

این یک واقعیت عینی و قابل اندازه‌گیری است. برای نمونه، بیش از ۲۵ میلیون نفر در پویش «جان‌فدا» ثبت‌نام کرده‌اند. کسانی مانند آقای عباس عبدی یا آقای عباس آخوندی نیز اگر صادقانه مدعی نمایندگی مردم هستند، پویشی راه بیندازند و نشان دهند از ذیل گفتمان آن‌ها واقعاً چند نفر حاضرند جانشان را برای ایران فدا کنند. آیا اساساً ده نفر در سراسر ایران پیدا می‌شود که از دل گفتمان این افراد به چنین باوری رسیده باشند؟ این همه ادعا که «ما نمایندهٔ مردمیم، ما زبان مردمیم» در برابر این واقعیت رنگ می‌بازد و نشان می‌دهد این جریان به یک «بن‌بست‌اندیشی» دچار شده است.

در جلسه‌ای با دکتر پورمحمدی و دکتر یوسفی به این نتیجه رسیدیم که ما رسالتی داریم و باید برخی مسائل را برجسته کنیم. اگر این احساسات پاک فروکش کند، بی‌شک موج‌سواری جریان ضد انقلاب از سر گرفته خواهد شد. نباید به‌گونه‌ای عمل کنیم که فضا برای چنین موج‌سواری‌ای فراهم شود؛ چراکه اگر کوتاهی کنیم، جریان ضد انقلاب به‌راحتی بر موج تحولات سوار می‌شود، گرمای حرکت مردمی را فرو می‌نشاند و نشان داده است که می‌تواند. چند ماه پس از جنگ دوازده‌روزه، همین جریان توانست در کشور اغتشاش ایجاد کند.

حدس ما این است که اکنون مسئلهٔ اقتصاد را گرو گرفته‌اند و آن را در دستور کار دارند. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند که ایران در مسائل نظامی موفق بوده، در امور فرهنگی نیز توانسته موفق عمل کند و اگر گره اقتصاد نیز گشوده شود، دیگر کسی در داخل کشور به جریان ضد انقلاب وقعی نخواهد نهاد. سازوکار قدرت در داخل این‌گونه است. این جریان به‌راحتی تسلیم نخواهد شد. از این‌رو باید گفتمانی ارائه داد. حتی «بومی‌اندیشی» نیز بدون مقاومت تحقق نمی‌یابد و الزامات خاص خود را دارد.

[video width="1280" height="720" mp4="https://ihkn.ir/wp-content/uploads/2026/05/14050231.mp4"][/video]

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.