تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول, یادداشت ها
شماره : 46195
تاریخ : ۱۰ خرداد, ۱۴۰۵ :: ۱۱:۴۵
حجت‌الاسلام والمسلمین محمد عشایری منفرد، از اساتید حوزه علمیه قم، در یادداشتی مطرح کرد؛ کجای حرف حق، تلخ است؟ / الگوی مطالبه‌گری بر مبنای روایات این‌که امیرالمؤمنین علیه‌‌السلام می‌خواست جامعه به گفتن و شنیدن حرف حق عادت بکند، به دو مقدمه نیاز دارد: اولا حق‌گویی باید از مقارنات تلخ پیراسته شود؛ مؤمن باید «جَمِيلُ‌ الْمُنَازَعَةِ» باشد، در هنگام فوران غضب، عدالت را رعایت کند (عَدْلٌ إِنْ غَضِبَ) و در هنگام مطالبه‌گری تندی نکند (رَفِيقٌ إِنْ طَلَبَ) و ثانیا شنوندگان بویژه مدیران، باید خود را به مرتبه‌ای از بلوغ و رشد برسانند که حرف حق را حتی در جایی که با امیال شخصی یا صنفی یا جناحی آنها مخالفت دارد، شیرین بیابند وگرنه باید «تلخی» را تحمل کنند. چنین بود که فرمود: « آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْر»

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد عشایری منفرد، از اساتید حوزه علمیه قم، در یادداشتی مطرح کرد؛

کجای حرف حق، تلخ است؟
سه فرضیه در پاسخ به این مسأله، قابل طرح است: الف) تلخی در ذات حرف حق؛ تلخی، در سرشت حرف حق باشد. لازمه‌ی این فرضیه این است که حرف حق هیچ وقت شیرین نباشد. ب) تلخی در مقارنات حرف حق (خطای گوینده)؛ تلخی در سرشت حرف نیست، بلکه این، گوینده است که حرف حق را با لحن تلخ، یا جملاتِ تلخِ ناحق قرین می‌کند و موجب می‌شود تلخی به حرف حق هم سرایت کند. ج) تلخ‌فهمی در ذائقه‌ی شنونده؛ تلخی اصلا در حرف حق نیست نه در ذاتش و نه در مقارناتش، بلکه این، کام شنونده است که شیرینی حرف حق را در جایی که با طبعش موافق نیست، درک نمی‌کند و آن را تلخ می‌فهمد؛ یعنی مشکل در ادراک شنونده است؛ مانند کسی که چون سرما خورده، ذائقه‌اش برخی مزه‌ها یا رایحه‌ها را ادراک نمی‌کند. بررسی سه فرضیه: فرضیه اول (تلخی ذاتی حرف حق) قطعا نادرست است. ذات عدالت در روایات معتبر، شیرین شمرده شده است (الْعَدْلُ أَحْلَى مِنَ الْمَاءِ يُصِيبُهُ الظَّمْآن/ الْعَدْلُ أَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ وَ أَلْيَنُ مِنَ الزُّبْدِ وَ أَطْيَبُ رِيحاً مِنَ الْمِسْكِ/ فَرَضَ اَللَّهُ اَلْعَدْلَ مِسْكاً لِلْقُلُوبِ و ...) فرضیه دوم، ممکن است اتفاق بیفتد یعنی گوینده حرف حق را به تلخی بیان کند یا با حرف تلخ دیگری درآمیزد. این اتفاق، اتفاق صحیحی نیست مگر در مواردی که استثنا شده باشد(اینجا را بخوانید). چنان‌که ممکن است کسی که مورد ظلم قرار گرفته در هنگام دادخواهی، مرتکب این امر بشود «لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ». فرضیه سوم صحیح به نظر می‌رسد. شاید سخن امیرالمؤمنین: «إِنَّ اَلْحَقَّ ثَقِيلٌ مَرِیء» با آوردن کلمه‌ی «ثقیل» به همین نکته اشاره داشته باشد که تلخ (مریء) بودن حق، ریشه در «ثقیل» بودنش دارد اما این ثقیل بودن، بستگی به ذائقه شنونده دارد چنان‌که اهل‌حق، حق را ثقیل نمی‌دانند(إِنَّ الْكَيِّسَ لَدَى الْحَقِّ يَسِير). برای همین بود که امیرالمؤمنین علیه‌‌السلام می‌فرمود: «هرگز گمان نکنید که شیندن حرف حق به اندازه‌ی ذره‌‌ای برای من ثقیل باشد: وَ لاَ تَظُنُّوا بِي اِسْتِثْقَالاً فِي حَقٍّ قِيلَ لِی» واقعیت این است که عدالت، فهمش دشوار است (وَ اَلْعَدْلُ ... عَلَى غَامِضِ اَلْفَهْمِ،...) و طبیعت انسان چنین است که اگر چیزی را دوست داشته باشد، مخالف آن چیز را درست نمی‌تواند بفهمد (مَنْ‌ عَشِقَ‌ شَيْئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَه ُ‌فَهُوَ يَنْظُرُ بِعَيْنٍ غَيْرِصَحِيحَةٍ وَ يَسْمَعُ بِأُذُنٍ‌ غَيْرِسَمِيعَةٍ (خطبه 109) «مردم و مدیران برای رواج حرف حق در جامعه، چه باید بکنند؟» این‌که امیرالمؤمنین علیه‌‌السلام می‌خواست جامعه به گفتن و شنیدن حرف حق عادت بکند، به دو مقدمه نیاز دارد: اولا حق‌گویی باید از مقارنات تلخ پیراسته شود؛ مؤمن باید «جَمِيلُ‌ الْمُنَازَعَةِ» باشد، در هنگام فوران غضب، عدالت را رعایت کند (عَدْلٌ إِنْ غَضِبَ) و در هنگام مطالبه‌گری تندی نکند (رَفِيقٌ إِنْ طَلَبَ) (کافی 2/228) و ثانیا شنوندگان بویژه مدیران، باید خود را به مرتبه‌ای از بلوغ و رشد برسانند که حرف حق را حتی در جایی که با امیال شخصی یا صنفی یا جناحی آنها مخالفت دارد، شیرین بیابند وگرنه باید «تلخی» را تحمل کنند. چنین بود که فرمود: « آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْر»

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.