تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
سید یاسر جبرائیلی، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، در یادداشتی مطرح کرد؛ معماری اقتصاد مردمی در تمدن نوین اسلامی / عدالت از تقسیم ثروت آغاز نمی‌شود؛ از توزیع امکان آغاز می‌شود بیشتر نظریه‌های اقتصادی و سیاسی، عدالت را از پایان مسیر آغاز می‌کنند؛ جایی که ثروت تولید شده و اکنون باید درباره نحوه تقسیم آن تصمیم گرفت. گروهی بر آزادی بازار تأکید می‌کنند و گروهی بر مداخله دولت؛ یکی از برابری فرصت سخن می‌گوید و دیگری از برابری نتیجه. اما پرسشی که کمتر مطرح شده این است که چرا عدالت باید همیشه در پایان راه جست‌وجو شود؟

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، سید یاسر جبرائیلی، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، در یادداشتی مطرح کرد؛ بیشتر نظریه‌های اقتصادی و سیاسی، عدالت را از پایان مسیر آغاز می‌کنند؛ جایی که ثروت تولید شده و اکنون باید درباره نحوه تقسیم آن تصمیم گرفت. گروهی بر آزادی بازار تأکید می‌کنند و گروهی بر مداخله دولت؛ یکی از برابری فرصت سخن می‌گوید و دیگری از برابری نتیجه. اما پرسشی که کمتر مطرح شده این است که چرا عدالت باید همیشه در پایان راه جست‌وجو شود؟ مسئله اصلی این است که ما عدالت را به «تقسیم» فروکاسته‌ایم، نه به «امکان». قرآن کریم هنگامی که از قسط سخن می‌گوید، جامعه‌ای را ترسیم می‌کند که مردم خود به اقامه عدالت برخیزند؛ یعنی ساختارهای جامعه به گونه‌ای باشد که انسان بتواند استعدادهای الهی‌اش را شکوفا کند. عدالت، تنها آن نیست که پس از تولید، سهم هر کس را مشخص کنیم؛ عدالت آن است که پیش از آغاز رقابت، امکان شکوفایی استعدادها و خلق ثروت را برای همگان فراهم آوریم. اگر ما بخواهیم یک نظام اقتصاد مردمی را در تمدن نوین اسلامی معماری کنیم، نقطه عزیمت ما نه توزیع پول، نه پرداخت یارانه، نه گسترش دیوان‌سالاری و نه حتی افزایش مالیات از ثروتمندان است. نقطه عزیمت، فراهم کردن ابزار و امکان کار، تولید، ابتکار و مالکیت برای همه مردم است. جامعه‌ای که گروهی در آن با دسترسی انحصاری به سرمایه، اعتبار، اطلاعات، فناوری یا مجوزها وارد میدان می‌شوند و دیگران تنها نظاره‌گرند، هر اندازه هم که در پایان مسیر به بازتوزیع ثروت بپردازد، هنوز به عدالت نزدیک نشده است. عدالت، پیش از آنکه یک سیاست اقتصادی باشد، یک اصل در معماری جامعه است. همان‌گونه که معمار، پیش از ساخت بنا، جای ستون‌ها را تعیین می‌کند، حکمرانی نیز باید پیش از شکل‌گیری نابرابری، مسیرهای خلق ثروت را عادلانه طراحی کند. اگر ستون‌ها کج بنا شوند، هیچ تزئینی نمی‌تواند ساختمان را استوار کند؛ و اگر امکان‌ها ناعادلانه توزیع شوند، هیچ نظام بازتوزیعی قادر نخواهد بود همه شکاف‌ها را ترمیم کند. وجه تمایز تمدن نوین اسلامی با دو تجربه بزرگ جهان معاصر همین است. سرمایه‌داری، امکان خلق ثروت را در عمل به سود تمرکز سرمایه سازمان داد و سپس وعده داد که ثروت از بالا به پایین سرازیر خواهد شد. سوسیالیسم، پس از تمرکز ابزار تولید در دست دولت، کوشید نتایج را برابر کند، اما خلاقیت و آزادی را فرسود. هر دو، عدالت را در پایان مسیر جستند؛ یکی با بازار و دیگری با دولت. راه سوم، راه اسلام است؛ جامعه‌ای که در آن، عدالت از معماری امکان آغاز می‌شود. هرگاه ابزار تولید، اعتبار، دانش، فناوری و فرصت‌های اقتصادی به گونه‌ای سامان یابند که هر انسان مستعد بتواند وارد میدان خلق ثروت شود، عدالت دیگر یک هزینه تحمیلی بر اقتصاد نخواهد بود؛ بلکه به موتور پیشرفت تبدیل خواهد شد. در چنین جامعه‌ای، رشد اقتصادی و عدالت در برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند، بلکه یکدیگر را تقویت می‌کنند. معیار سنجش هر سیاستی باید این باشد که آیا این تصمیم، امکان خلق ثروت را برای آحاد مردم گسترش می‌دهد یا آن را در اختیار گروهی محدود متمرکز می‌کند؟ ایران آینده، پیش از آنکه در جغرافیا ساخته شود، باید در اندیشه ما معماری شود.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.