علیرضا شاهمیرزایی، موسس شبکه کانونهای تفکر ایران (ایتان)، در یادداشتی مطرح کرد؛
چیزی به نام قوانین بینالمللی در حوزه دریا وجود ندارد / در مورد «تنگه هرمز»، خشت اول را کج گذاشتیم
برخی فکر میکردند چیزی به نام قوانین بینالمللی در حوزه دریا داریم که غلط بود؛ به معاهدات مورد اشاره آنها نپیوستهایم؛ لذا لازمالاجرا برای ما نبود؛ ضمن اینکه مقررات زمان جنگ همیشه متفاوت است و ما باید به دنیا تفهیم میکردیم که تا زمانی که غرامت نگیریم، در شرایط جنگ هستیم.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از خانه اندیشهورزان؛ علیرضا شاهمیرزایی، موسس شبکه کانونهای تفکر ایران (ایتان)، در یادداشتی مطرح کرد؛ دو تفکر غلط باعث شد تا از ابتدا در مورد تنگه هرمز، مسیر اشتباهی را پیبگیریم. ١- برخی برداشت غلطی تحت عنوان «قوانین بینالمللی» داشتند و در آن قالب غلط محصور شدند. ٢- برخی نیز نفهمیدند که حرفهایشان به معنی ایجاد نظم جدید در جهان است و ایجاد نظم جدید هرچند ضروری است، ولی آدابی دارد. گروه اول، خود شامل چند دسته هستند: برخی اساسا غربزده، مرعوب و اهل بدهبره هستند، که تکلیفشان روشن است. برخی فکر میکردند چیزی به نام قوانین بینالمللی در حوزه دریا داریم که غلط بود؛ به معاهدات مورد اشاره آنها نپیوستهایم؛ لذا لازمالاجرا برای ما نبود؛ ضمن اینکه مقررات زمان جنگ همیشه متفاوت است و ما باید به دنیا تفهیم میکردیم که تا زمانی که غرامت نگیریم، در شرایط جنگ هستیم. برخی هم دچار خوشخیالی بودند و فکر میکردند میتوان عمانیها را راضی کرد که با ما همکاری کنند! لذا میگفتند قاعده نصفنصف شدن آبراه را بپذیریم! دوستانی که در جلسات خانه اندیشهورزان در زمان جنگ که دکتر خاندوزی هم بودند، تشریف داشتند، یادشان است که کسی از قول کارشناسان وزارت خارجه گفت که ما باید به قاعده نصفنصف تن دهیم! و پیشنهاد میداد که مسیر عمانی را مین بریزیم که عمان هم مجبور شود با ما همکاری کند! در جلسات دیگری که با حضور نمایندگان مجلس و برخی اندیشکدهها مثل ایتان و اقتصاد مقاومتی برگزار شد، صحبتها این بود که بجای عوارض بگوییم بیمه یا خدمات تا کمترین مغایرت با مقررات بینالمللی باشد. به نظر میرسد ما باید از فرصت ناشی از شروع جنگ توسط دیگران استفاده و «نظم جدید» ایجاد میکردیم. یعنی هرچند قوانین بینالمللی نداریم ولی بههرحال «نظم قبلی» در دنیا وجود داشته است و ما باید میفهمیدیم که چارهای جز ایجاد نظم جدید نداریم و خود را برای این هدف آماده میکردیم. ایجاد نظم جدید هم صرفا با قدرت نظامی ممکن نیست. هر طور شده باید شرکای راهبردی برای خود دست و پا میکردیم. همچنین باید مبانی حقوقی آن را تدوین و در نهادهای قانونگذاری خود (مجلس یا شعام) تصویب و صریحا در دنیا اعلام میکردیم. با ابهام نمیشود نظم جدید ایجاد کرد. البته در ایجاد نظم جدید، لازم نیست تمام اهداف خود را محقق کنیم، بلکه مهم این است که نظم جدید ایجاد شود. مثلا میتوانستیم صریحا اعلام کنیم که از دید جمهوری اسلامی ایران، تا چه زمانی، شرایط جنگی است. مثلا تا زمانی که کشورهای متخاصم و همپیمانان آنها غرامت ندادهاند، شرایط جنگی است و این را تبدیل به سند قانونی میکردیم. یا مثلا میتوانستیم صریحا اعلام کنیم که هرچند نیمه جنوبی تنگه، آب سرزمینی عمان است، ولی جزو آبهای مجاور جمهوری اسلامی ایران نیز هست و به لحاظ امنیتی حساس است ولذا برای آن منطقه نیز قوانینی داریم و جزو حوزه قضایی و حاکمیتی خود تلقی میکنیم. همچنین میتوانستیم اعلام کنیم که اگر عمان میخواهد نیمه جنوبی را فعال کند، شرط آن این است که تضمین امنیتی به جمهوری اسلامی ایران دهد که از این ناحیه امنیت ما به خطر نمیافتد. ضمنا عمان که نمیتواند چنین تضمینی بدهد و نیاز به شراکت با قدرتهای بزرگ دارد که بتوانند این تضمین را بدهند و این قدرتها هم قطعا کشورهای متجاوز به جمهوری اسلامی ایران و همپیمانان آنها نیستند. لذا اگر عمان مثلا با روسیه یا چین مشارکت میکرد ، باید میپذیرفتیم. باید یک راهی را باز میکردیم تا این نظم جدید ایجاد شود.