تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
دکتر محسن باقری؛ پژوهشگر حوزه سیاست کشاورزی و منابع طبیعی، در یادداشتی مطرح کرد؛ نهادانقلابی جهاد سازندگی با وزارت جهاد کشاورزی فعلی چه تفاوت‌هایی داشت؟ طبعاً قصد نداریم جهاد سازندگی را به عنوان یک الگوی بی‌نقص معرفی کنیم. کما اینکه همه می‌دانیم ایرادهایی به جهاد سازندگی به لحاظ نحوه کار وارد است که در مسیر خودش قابل اصلاح بود. سایر نهادهای انقلابی هم که در ساختار بروکراتیک دولتی وارد نشدند، در مقایسه با سال‌های ابتدایی انقلاب تغییر و تحولاتی داشته‌اند. اما آیا روا بود که این «اصل جنس» به ثمن بخس و به بهانه «بهره‌وری» و عدم موازی کاری به تاراج برود!

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از روزنامه فرهیختگان؛ دکتر محسن باقری؛ پژوهشگر حوزه سیاست کشاورزی و منابع طبیعی، در یادداشتی مطرح کرد؛ اوضاع کشور نابه‌سامان بود. هیایوی انقلاب بعد از اخراج رژیم ستم‌شاهی فروکش کرده بود و باید در میدان کاری و حرکتی انجام می‌شد. روستاها معمولاً در نظر گرفته نمی‌شوند؛ یا در آخر دیده می‌شوند. ولی در این نهضت مردمی قضیه فرق می‌کرد. البته سروسامان دادن به روستاها با کارهای معمولی و اداری به نتیجه نمی‌رسد. سال‌ها بی‌توجهی به روستاها و کشاورزان و رنج دیدگان، زخم کهنه آن‌ها را ریشه‌دار کرده بود. نهضت، داغشان را خنک کرده؛ ولی هنوز کامل التیام نیافته است. مطالبه‌ای در فضای جامعه برای کمک‌رسانی شکل گرفته بود. در این فضا، امام مردم، پیامی در فضای عمومی منتشر کردند که یکایک مردم بیش از پیش به حرکت واداشت. «ما در مشکلات باید متوسل بشویم به ملت. ملتی که- بحمد اللَّه- مهیا برای کمک و فداکاری بوده و هستند. با فداکاری ملت- بحمد اللَّه- مراحلی را که بسیار اهمیت داشت پشت سر گذاشتیم. … ناچاریم که به ملت متوجه بشویم برای سازندگی. … امروز ثوابی بالاتر از اینکه به برادرهای خودتان کمک کنید [نیست‏] و این سازندگی را همه با هم شروع کنید که ایران خودتان درست ساخته بشود، و برادرهای خودتان نجات پیدا بکنند» (صحیفه امام، ج‏۸: ص ۱۷۹ و ۱۸۰). پس از آن بود که حرکت پیر و جوان، کوچک و بزرگ، قشرهای مختلف مردم و متخصصین برای ساخت ایران و تولید بسیج شد. ساختی که حاصل جوشش مردم در اطاعت فرمان امام بود.

جهاد سازندگی خودش بود

جهاد سازندگی به فرمان امام راحل در 27 خرداد 1358 شکل گرفت. امام متناسب با شرایط آن روز و در خشت خام، با بلندبینی مبتکرانه خود، ضرورت چنین نهادی را با مؤلفه جهادی و مردمی تشخیص داد. برای سازندگی و جبران خرابی‌ها، راهی جز این وجود نداشت. سازوکاری برای میدان دادن به مردم داوطلب برای خدمت‌رسانی. ضرورت تشکیل جهاد صرفاً برای آن روزگار نبود. و طبعاً پایان آن هم نباید به این ترتیب رقم می‌خورد. چرا که هنوز هم کارهای عقب‌مانده زیاد است. جهاد سازندگی یک نسخه منحصر به فرد بود. در مورد فراز و فرودهای جهاد صحبت‌های مختلفی بیان شده است. به نظر می‌رسد در یک جمله می‌توان گفت که جهاد سازندگی، نهادی برآمده از بطن انقلاب اسلامی ایران بود و آمده بود که با جنس ورود خودش مسأله سازندگی ایران را حل کند. نه اینکه ساختار اداری کشور اراده حل آن را نداشت! در توان این ساختار این حجم گسترده اقدامات نبود. مسأله از جایی شروع شد که برخی گمان کردند جهاد می‌تواند در قالب یک سازمان یا وزارتخانه مثل سایر سازمان‌ها باشد و تلاش کردند آن را در همین قالب بگنجانند. ابتدا این نهاد را به عنوان وزارت جهاد سازندگی شکل دادند و بعد آن را با وزارت کشاورزی ادغام کردند و متأسفانه به این ترتیب جهاد سازندگی منحل شد. در اینجا خوب است به برخی تفاوت‌های جهاد سازندگی با وزارت به اصطلاح جهاد کشاورزی اشاره شود: 1. جهاد سازندگی به فرمان امام و تحت نظر ایشان شکل گرفت. در نسبت بین امام امت و مردمی که با اطاعت از امام خود، تشنه خدمت و کار بودند. اما وزارت کشاورزی در ساختار دولتی شکل گرفت. 2. جهاد سازندگی با نقش‌آفرینی اقشار مختلف مردم شروع به کار کرد و تا مدت‌ها با همین ظرفیت ادامه یافت. اما وزارت کشاورزی در نظام کارمندی است که همیشه در کشاکش کمبود نیرو و بودجه است. 3. جهاد سازندگی در ساختاری انقلابی و منعطف فعالیت داشت. اما وزارت کشاورزی گرفتار ساختار بروکراتیک است. وزارتخانه‌ای که در شرایط جنگ تعطیل است و در شرایط ناترازی انرژی درتابستان نیمه‌تعطیل است، چگونه قرار است مشکل روستا و حتی کشاورزی را حل کند! 4. جهاد سازندگی نهادی فراحوزه‌ای برای سازندگی و پیشرفت منطقه‌ای بود. وزارت کشاورزی به صورت نقطه‌ای و تخصصی به مسائل می‌پردازد. مسائلی که همه باور داریم چندبعدی است و صرفاً فنی نیست. 5. جهاد سازندگی در کل پهنه سرزمینی و دورترین نقاط کشور فعال بود و به صورت میدانی تصمیم‌گیری و اقدام می‌کرد. اما وزارتخانه در محدودیت بودجه و نیرو است و تمرکز تصمیم‌گیری آن در پایتخت و نهایتاً مراکز استانی است. 6. جهاد سازندگی خودش به سراغ آحاد کشاورزان و روستائیان در مناطق محروم می‌رفت. اما اکنون کشاورزان برای حل مسائل تولیدی خود به وزارت کشاورزی و اداره‌های آن مراجعه می‌کنند. 7. جهاد سازندگی در مقام تربیت و تعالی، انسان‌های بزرگی همچون حسینعلی عظیمی را رشد و پرورش داد. اساساً فتح‌الفتوح جهاد همین انسان‌ها هستند که هنوز هم این چهره‌ها در دیگر ساختارهای کشور منشأ اثرند. وزارت کشاورزی اگرچه نیروهای خدوم و دلسوزی دارد؛ اما ظرفیت انسان‌سازی آن بسیار محدودتر است. طبعاً قصد نداریم جهاد سازندگی را به عنوان یک الگوی بی‌نقص معرفی کنیم. کما اینکه همه می‌دانیم ایرادهایی به جهاد سازندگی به لحاظ نحوه کار وارد است که در مسیر خودش قابل اصلاح بود. سایر نهادهای انقلابی هم که در ساختار بروکراتیک دولتی وارد نشدند، در مقایسه با سال‌های ابتدایی انقلاب تغییر و تحولاتی داشته‌اند. اما آیا روا بود که این «اصل جنس» به ثمن بخس و به بهانه «بهره‌وری» و عدم موازی کاری به تاراج برود!

نهضت سازندگی و تولید

بدین ترتیب بود که جهاد سازندگی به صورت یک نهاد مردمی با فرمان امام خمینی در خرداد ۱۳۵۸ تشکیل گردید و از همان آغاز توانست خیل عظیم نیروهای دلسوز و جوان و نیز متخصصین متعهد را در رشته‌های گوناگون برای سازندگی و کشاورزی در مناطق مختلف کشور و به خصوص روستاها و بخش‌های محروم به خط نماید. حال در میانه جنگ و با بعثت دوباره مردم، این ظرفیت عظیم باید در جهت تولید و آبادانی کشور مورد استفاده قرار بگیرد. این مسیر با الهام گرفتن از رویکرد جهاد سازندگی و تلاش در صحنه‌های مختلف اقتصادی ـ اجتماعی با مشارکت فعال مردم مورد انتظار است. به عنایت الهی با تکیه بر نیروهای مردمی و جهادی و در ساختاری انقلابی و منعطف برای حل مشکلات و نهضت سازندگی و تولید در همه عرصه‌ها به خصوص کشاورزی و غذا ، در بازه‌ای نه چندان طولانی می‌توان ایران قوی را ساخت.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.