تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
موسی نجفی در حال تبیین مقابله با استعمار نو در ایران دکتر موسی نجفی - استادتمام علوم سیاسی در یادداشتی مطرح کرد؛ لزوم استمرار روشنگری علیه استعمار نو «استعمار ذهن» مهم‌ترین ویژگی استعمار فرانو به شمار می‌آید؛ پدیده‌ای که به دلیل ماهیت پنهان و پیچیده خود، اغلب با خوش‌بینی و ساده‌انگاری از سوی برخی سیاست‌مداران و نخبگان مواجه شده است. این نگاه خوش‌بینانه موجب شده تجربه‌های تاریخی ملت ایران در مواجهه با استعمار، آن‌گونه که باید، مورد توجه و عبرت‌آموزی قرار نگیرد.مقابله با استعمار فرانو پیش از هر چیز نیازمند شناخت دقیق ابعاد و سازوکارهای آن است؛ شناختی که روایت و تبیین آن نباید از سوی خود قدرت‌های استعمارگر صورت گیرد، بلکه باید برآمده از نگاه مستقل نخبگان، اندیشمندان و ملت‌هایی باشد که در معرض این فرایند قرار دارند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، دکتر موسی نجفی - استادتمام علوم سیاسی در یادداشتی به بیان علت عبرت نگرفتن جامعه ایران به خصوص سیاست مداران از تاریخ استعمار در ایران و راهکار مقابله با چنین فضایی پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود. استعمار فرانو در مرحله نخست «ترور ذهن» می‌کند و بیشتر قربانیانش مستضعفین فکری در جامعه هدف هستند. ویژگی بارز این جریان رویاپردازی و البته رویافروشی خوشبینانه و ساده‌انگارانه نسبت به اهداف سیاست و تمدن غرب در ایران است. اصولا مگر آیا انگلیس دیروز و آمریکای امروز و به‌ویژه حرص و طمع استعماری غرب در اصل و ذات خود تفاوتی کرده است؟ جواب این است در ماهیت خیر ولی در برخی شیوه‌ها، «استعمار کهنه» به «استعمار نو» و «استعمار فرانو» متحول شده. البته با تأسف زیاد باید گفت همچنان خوشبینی مردان سیاست در شرق نسبت به غرب و اعتماد بیجا به این مردان روبه‌صفت ساده‌لوحانه ادامه دارد و شاید عبرت نگرفتن درست از تاریخ، ‌پس  ما چه هنگام قرار است از تاریخ عبرت بگیریم؟!  نقش مخرب‌ استعمار با همه چهره‌هایش‌ در عقب‌ماندگی ایران پنهان است و چندان شناخته و آشکار نشده. ‌ازجمله عوامل این مؤلفه پنهانی می‌توان کار فرهنگی ‌روباه و سالوس پیر یعنی  انگلیس و تربیت تحصیلکردگان طرفدار خود همچنین راه‌اندازی  جریان شرق‌شناسی را نام ‌برد.‌ البته از دیگر عوامل مهم در نشناختن استعمار_ مثلا انگلیس در ایران_ به‌خاطر مستعمره مستقیم نبودن ایران و ندیدن چهره واقعی استعمار به‌طور عام در بین مردم و نخبگان است. مطلب مهمی که در هندوستان یا عراق به‌خاطر حضور مستقیم و خشن‌تر استعمار وضوح بیشتری دارد و استعمار با شفافیت بیشتری دیده می‌شود. مطلب مهم دیگر، پوست انداختن استعمار از کهنه به نو و فرانوست. درست مثل جنایتکاری که در جوانی مرتکب جرم شده ولی امروز موهایش به سفیدی گراییده و قیافه‌اش مثل پیری دانا و دوست‌داشتنی شده است انگار!‌ آیا چنین تغییری اصل جنایت را پاک و تطهیر می‌کند؟ در مورد استعمار در ایران و حتی ابعاد آن در کشورهای اسلامی هنوز باید کار تحقیقی عمیق و بیشتر انجام شود چرا‌که هر چه جلوتر بروید و درب این جعبه سیاه را بازتر نمایید خواهید فهمید این اقوام اروپایی به‌ظاهر متمدن چقدر در حق انسان‌های دیگر ستم و وحشی‌گری انجام داده‌اند. نخستین ‌گام برای مقابله با ابعاد استعمار همانا شناخت استعمار است و این شناخت نباید برپایه‌ روایت خود استعمارگر شکل بگیرد. زیرا تا وقتی روایت این پدیده را غیراستعمارگر به عهده داشته باشد، قدرت مقابله با آن به‌دست می‌آید. یکی از این ‌دست پژوهش‌ها مطالعات «پسا‌استعماری» است. مهم‌ترین هدف مطالعات پسااستعمار ارائه خوانشی نو  از تجربه استعمار اما از منظر استعمارشدگان است و استعمارگر در چنین ‌روایتی نقشی ‌ندارد. بی‌تردید این‌چنین خوانش جدیدی انتقادی و آموزنده است که انقلاب اسلامی از این منظر، درس‌ها و نکات مهمی برای عرضه به دنیا دارد چراکه با استعمار در عمیق‌ترین لایه‌های آن درگیر و سرشاخ شده است. در همین راستا باید تاکید داشت که درباره استعمار کهنه با استعمار نو و استعمار فرانو و استعمار سایبری و استعمار ذهن باید به روشنگری مستمر پرداخت. هرچند یک ماهیت و ذات و نفوذ و سلطه مشترک دارند ولی شیوه‌ها و سیاست آنها با هم متفاوت است و امروزه البته پیچیده‌تر و مرموزتر هم شده است.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.