حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی شکوری، پژوهشگر فقه و اصول، در یادداشتی مطرح کرد؛
پنج ضابطه برای تبیین نسبت فقه و علوم انسانی / دادههای علوم انسانی چگونه در استنباط فقهی وارد میشوند؟
وقتی دادهای از اقتصاد، حقوق یا روانشناسی در فرآیند استنباط مینشیند، با چه عنوان اصولی کنار دلیل شرعی قرار میگیرد؟ اماره است؟ اصل عملی است؟ یا صرفاً مُعِدِّ ذهنیِ فقیه است بیآنکه در بافت استدلال ظاهر شود؟
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از شبکه اجتهاد؛ حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی شکوری، پژوهشگر فقه و اصول، در یادداشتی مطرح کرد؛ مسئلهٔ حجیت علوم انسانی در فرآیند استنباط فقهی، در ادبیات معاصر حوزه عمدتاً از زاویهٔ «نیاز فقیه» طرح شده است؛ این نوشتار آن را از زاویهای دقیقتر میکاود: چه عنوان اصولی میتوان بر ورود دادهٔ علوم انسانی به استنباط نهاد، و آیا این عنوان در سطوح مختلف موضوع یکسان است یا متفاوت؟ با تکیه بر تقریرات حضرت استاد صادق آملی لاریجانی، و گفتار استاد ابوالقاسم علیدوست، و استاد محسن اراکی، نشان داده میشود که تفکیک دوسطحیِ رایج میان تشخیص و تصدیق موضوع، در باب اعتبارات نهادی کفایت نمیکند و باید به تفکیکی سهسطحی ارتقا یابد.