تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول, یادداشت ها
شماره : 46933
تاریخ : ۲۵ مرداد, ۱۴۰۵ :: ۱۶:۲۷
محمود حکمت‌نیا، استاد گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در مقاله‌ای پژوهشی مطرح کرد؛ رسانه چگونه سرنوشت جنگ را تغییر می‌دهد؟ / "خبر" بخشی از عملیات جنگی است وی در این پژوهش با اشاره به گذار جنگ‌های معاصر از نبردهای صرفاً فیزیکی به جنگ‌هایی پیچیده و چندلایه شناختی، تصریح می‌کند که این تحولات، ساختار سنتی حقوق جنگ و نظام فقه نظامی را با چالش‌های جدیدی مواجه کرده است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از خبرگزاری رسا؛ محمود حکمت‌نیا، استاد گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،، در مقاله‌ای پژوهشی با عنوان «دانش حقوق و پیوست رسانه‌ای جنگ» به بررسی تحولات بنیادین در هندسه مخاصمات مسلحانه معاصر و چالش‌های حقوقی ناشی از نقش فزاینده رسانه‌ها در جنگ‌های شناختی و چندلایه پرداخته است. وی در این پژوهش با اشاره به گذار جنگ‌های معاصر از نبردهای صرفاً فیزیکی به جنگ‌هایی پیچیده و چندلایه شناختی، تصریح می‌کند که این تحولات، ساختار سنتی حقوق جنگ و نظام فقه نظامی را با چالش‌های جدیدی مواجه کرده است. حکمت‌نیا در این زمینه، قاعده فقهی «کل ما یُرجی به الفتح یجوز» را مورد توجه قرار داده و معتقد است بازخوانی این قاعده می‌تواند ابعاد تازه‌ای از نقش ابزارهای نوین، به‌ویژه رسانه‌ها، در تعیین سرنوشت منازعات را آشکار کند. بر اساس این دیدگاه، استفاده از هر ابزاری که بتواند در تحقق پیروزی مؤثر باشد، با رعایت الزامات و محدودیت‌های هنجاری امکان‌پذیر است؛ اما این ابزارها باید از فیلتر مشروعیت‌سنجی نظام حقوق داخلی و حقوق بین‌الملل بشردوستانه عبور کنند.

«پیوست رسانه‌ای جنگ»؛ خلأیی در نظام حقوقی

این پژوهش، مسئله اصلی خود را تبیین مفهوم «پیوست رسانه‌ای جنگ» و بررسی خلأهای تقنینی و حقوقی مرتبط با آن عنوان می‌کند. از نگاه نویسنده، رسانه‌های مدرن لزوماً از طریق نقض صریح قوانین کیفری یا انتشار اخبار کذب بر میدان مخاصمه اثر نمی‌گذارند، بلکه ممکن است با انتشار اطلاعاتی که در ظاهر صادقانه است اما به‌صورت هدفمند مهندسی و چینش شده، بر ادراک عمومی و فرآیند تصمیم‌سازی کنشگران تأثیر بگذارند. حکمت‌نیا بر همین اساس، تمرکز صرف نظام حقوقی بر مفاهیمی همچون جرایم مطبوعاتی، حدود آزادی بیان، ممیزی و مقابله با اکاذیب را برای فهم نقش رسانه در جنگ معاصر ناکافی می‌داند. به باور وی، چنین رویکردی مانع از آن می‌شود که رسانه به‌عنوان عاملی برای تبدیل «اطلاعات» به «دانش راهبردی» مورد توجه قرار گیرد؛ در حالی که در جنگ‌های جدید، نحوه تولید، سازمان‌دهی، بازنمایی و توزیع اطلاعات می‌تواند در شکل‌دهی به ادراک و تصمیم بازیگران مؤثر باشد. استاد گروه فقه و حقوق پژوهشگاه برای پاسخ به این چالش، رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و میان‌رشته‌ای را برگزیده و در نقطه تلاقی فقه اسلامی، حقوق بین‌الملل، علوم ارتباطات و مطالعات راهبردی، نقش رسانه در شبکه‌های ارتباطی جنگ را بررسی کرده است. وی در این پژوهش تلاش می‌کند ضمن نقد رویکردهای سنتی قانون‌گذار در حوزه تنظیم‌گری رسانه، الگویی جامع برای تحلیل نقش هنجارساز و تصمیم‌ساز رسانه در شرایط جنگ ارائه کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مداخله مؤثر حقوقی در پدیده «پیوست رسانه‌ای جنگ» مستلزم درک دقیق رابطه میان چهار مفهوم «داده، اطلاعات، دانش و حکمت» است. بر اساس این مدل، داده‌های خام در فرآیندی مرحله‌ای به اطلاعات سازمان‌یافته، سپس به دانش و در نهایت به حکمت عملی تبدیل می‌شوند. رسانه در این فرآیند می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در جهت‌دهی به ادراک و اراده کنشگران داشته باشد.

تفکیک «توانستن» و «خواستن» در جنگ

حکمت‌نیا در ادامه بر اهمیت تفکیک میان «توانستن» و «خواستن» تأکید می‌کند. به اعتقاد وی، «توانستن» ناظر به ظرفیت‌های فنی و عملیاتی سلاح‌ها و ابزارهای جنگی است، در حالی که «خواستن» به اراده مشروع و مقید به هنجارهای حقوق بشردوستانه مربوط می‌شود. در این میان، رسانه‌ها با مداخله در فرآیند تبدیل داده‌های خام به اطلاعات، دانش و در نهایت حکمت عملی، می‌توانند بر شکل‌گیری اراده کنشگران اثرگذار باشند و در مشروعیت‌بخشی حقوقی یا مشروعیت‌زدایی از اقدامات نظامی نقش ایفا کنند. این نقش، به‌ویژه در شرایطی اهمیت پیدا می‌کند که قضاوت‌های حقوقی و اخلاقی درباره اقدامات جنگی همزمان با وقوع نبرد و نه صرفاً پس از پایان آن شکل می‌گیرند.

سه الگوی جریان‌سازی رسانه‌ای در جنگ

این پژوهش همچنین به الگوهای جدید جریان‌سازی رسانه‌ای اشاره کرده و از سه الگوی «شارپ خبر»، «روایت تجربی» و «مدل تحلیل‌محور» نام می‌برد. بر اساس یافته‌های مقاله، رسانه‌های نوین جریان‌ساز با استفاده از ظرفیت‌های کلان‌داده و تکنیک‌های مهندسی کسب اطلاعات، لزوماً بر تولید داده‌های جعلی تمرکز نمی‌کنند؛ بلکه می‌توانند با مدیریت چینش، انتخاب و بازنمایی واقعیت‌های گزینش‌شده، پیش‌نیازهای شناختی بازیگران مختلف میدان جنگ را فراهم کنند. در این فرآیند، دولت‌های متخاصم، بازیگران ثالث، نهادهای قضایی بین‌المللی و افکار عمومی جهانی، همگی می‌توانند تحت تأثیر این سازوکار قرار گیرند. حکمت‌نیا در ادامه هشدار می‌دهد که در چنین هندسه پیچیده‌ای، سرعت جریان اطلاعات جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده و معیارهای سنتی انتشار اطلاعات با چالش مواجه شده‌اند. از این منظر، اتکای صرف به ابزارهای بازدارنده‌ای مانند جرم‌انگاری، فیلترینگ یا توسعه کیفی مقررات سنتی حقوق مطبوعات، نمی‌تواند پاسخگوی ابعاد جدید نقش رسانه در جنگ باشد. استاد گروه فقه و حقوق پژوهشگاه نتیجه می‌گیرد که «پیوست رسانه‌ای جنگ» را نباید صرفاً یک مسئله مطبوعاتی یا انحراف جزایی تلقی کرد که بتوان آن را با ضمانت‌اجراهای کلاسیک مدیریت کرد؛ بلکه باید آن را نوعی طراحی منسجم «شناختی ـ راهبردی» دانست که در ساختار جنگ‌های معاصر نقش ایفا می‌کند.

ضرورت عبور از تنظیم‌گری سلبی به الگوی ایجابی

بر اساس جمع‌بندی این پژوهش، نظام قانون‌گذاری و حکمرانی برای مواجهه با این پدیده نیازمند عبور از الگوی سلبی و محدودکننده و حرکت به سمت الگویی جامع، ایجابی و میان‌رشته‌ای است. این الگو باید بتواند با شناخت اقتصاد سرعت اطلاعات و سازوکارهای تولید دانش جمعی، جریان معنا را به‌صورت هوشمند مدیریت کند و در عین حال، حریم خصوصی و امنیت داده‌ها را مورد صیانت قرار دهد. از نگاه نویسنده، هدف نهایی چنین رویکردی باید آن باشد که عقلانیت و مشروعیت اقدامات منطبق با حقوق بین‌الملل، هم در مراجع حقوقی و هم در افکار عمومی جهانی تبیین و تثبیت شود. سایت مقاله

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.