حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر پورامین، استاد حوزه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، مطرح کرد؛
«اتحاد» یا «ائتلاف عملیاتی» بین شیعه و سنی برای مقابله با دشمن مشترک / فلسطین؛ محور یک ائتلاف مشترک سیاسی و رسانهای در جهان اسلام
لازم است میان «ائتلاف» و «اتحاد» تفکیک قائل شویم. ائتلاف عملیاتی با اتحاد نهادی متفاوت است. اتحاد، نیازمند تغییر و واگذاری بخشی از حاکمیتها در جهان اسلام است؛ اما ائتلاف عملیاتی امکانپذیرتر و عقلانیتر است. ائتلاف میتواند نوعی هماهنگی موقت و موضوعمحور میان کشورها و ملتها ایجاد کند تا در یک دوره زمانی، سیاستی هماهنگ و مشترک را دنبال کنند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر پورامین، استاد حوزه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در گفتوگو با برنامه رادیویی «رو در رو» به تبیین الزامات، ضرورتها و سازوکارهای تحقق وحدت عملی در جهان اسلام و شکلگیری ائتلافهای موضوعمحور میان جریانهای شیعه و سنی پرداخت:
به عنوان مقدمه، چند نکته را عرض میکنم. نخست اینکه باید از نظر مفهومی میان «وحدت عملی» و «یکسانی اعتقادی» تمایز قائل شویم. قرار نیست همه مذاهب یکی شوند؛ بلکه هدف این است که در یک راستا به وحدت عملی برسند.
نکته مقدماتی دیگر، ضرورت وحدت است. این ضرورت را باید در چند سطح مورد توجه قرار داد. نخست، ضرورت عقلانی است. ما در برابر تهدیدات مشترک، به وحدت نیاز داریم. از رژیم صهیونیستی گرفته تا جریانهای تکفیری، کل کیان اسلامی را هدف قرار دادهاند. در این تقابل نامتقارن، طبیعی است که دشمن به دنبال ایجاد پراکندگی و جلوگیری از شکلگیری وحدت باشد.
در کنار ضرورت عقلانی، ضرورت قرآنی نیز وجود دارد. قرآن کریم از تفرقه نهی میکند و تفرقه را نهتنها یک آسیب اجتماعی، بلکه زمینهساز عذاب الهی میداند.
ضرورت دیگر، ضرورت تمدنی است. ما برای جبران عقبماندگیها ناچاریم بر محور وحدت حرکت کنیم. تمدن اسلامی برای احیای نقش خود در عرصه علوم و فناوری، به همگرایی، وحدت عملی و همافزایی ظرفیتهای جمعیت بیش از یک میلیارد نفری مسلمانان نیاز دارد. نخبگان و بزرگان مذاهب باید به این مسئله بیندیشند؛ چراکه وحدت میتواند پیشنیاز یک نهضت مشترک باشد.
در کنار ضرورت تمدنی، قرآنی و عقلانی، ضرورت اخلاقی نیز مطرح است. بسیاری از اختلافات، متأسفانه گاهی به کدورت و حتی ریخته شدن خون مؤمنان منجر شده است؛ در حالی که حرمت مؤمن و مسلمان از حرمت کعبه بالاتر دانسته شده است. با این نگاه، باید به ضرورت وحدت برسیم.
اما درباره بحث ائتلاف، لازم است میان «ائتلاف» و «اتحاد» تفکیک قائل شویم. ائتلاف عملیاتی با اتحاد نهادی متفاوت است. اتحاد، نیازمند تغییر و واگذاری بخشی از حاکمیتها در جهان اسلام است؛ اما ائتلاف عملیاتی امکانپذیرتر و عقلانیتر است. ائتلاف میتواند نوعی هماهنگی موقت و موضوعمحور میان کشورها و ملتها ایجاد کند تا در یک دوره زمانی، سیاستی هماهنگ و مشترک را دنبال کنند.
با این نگاه، ما به یک ائتلاف عملیاتی شیعه و سنی نیاز داریم؛ به معنای همگرایی دو طیف اصلی جهان اسلام در برابر دشمن مشترک. این موضوع ناظر به همان «وحدت عملی» است، نه وحدت اعتقادی.
در این زمینه تجربههایی نیز داشتهایم؛ هم تجربههای موفق و هم تجربههای نسبی و حتی شکستخورده. برای نمونه، مقاومت در لبنان و فلسطین را میتوان نمونهای از همکاری میدانی شیعه و سنی دانست. همکاری میدانی حزبالله شیعه با حماس و جهاد اسلامی سنی در برابر رژیم صهیونیستی، نمونهای از یک ائتلاف موفق مبتنی بر تهدید مشترک است. قرار نبود این جریانها از نظر کلامی و اعتقادی یکسان شوند، بلکه بر اساس هماهنگی میدانی در کنار یکدیگر قرار گرفتند و موفقیتهایی نیز به دست آوردند.
در عرصههای مختلف، ظرفیتهای متعددی برای ائتلاف وجود دارد. به عنوان نمونه، نخبگان جهان اسلام، اعم از شیعه و سنی، میتوانند برای مقابله با جریانهای تکفیری به هماهنگی اطلاعاتی و میدانی برسند؛ همانگونه که مسئله مهار داعش و القاعده، ضرورت چنین همکاریهایی را نشان داد.
در مسئله فلسطین نیز جهان اسلام به این ضرورت رسیده است که نیازمند تشکیل یک ستاد مشترک سیاسی و رسانهای برای حمایت از ملت فلسطین، بهویژه مردم غزه، است.
البته دو گره اساسی در مسیر شکلگیری این ائتلاف وجود دارد.
نخست، وابستگی به قدرتهای بیرونی است. بسیاری از کشورهای جهان اسلام، به صورت آشکار یا پنهان، به آمریکا وابستگی دارند و همین مسئله مانع شکلگیری یک راهبرد مستقل منطقهای برای حل مسائل اساسی میشود. اگر اولویت، هویت اسلامی قرار گیرد، این هویت میتواند مسلمانان را از وابستگی به قدرتهای بیرونی عبور دهد.
گره دوم، مسئله اعتماد متقابل است. رقابتهای پنهانی موجود در جهان اسلام، سطح اعتماد متقابل را کاهش داده است و نخبگان جهان اسلام باید برای حل این مسئله تلاش کنند.
با لحاظ همه این مقدمات، وحدت شیعه و سنی میتواند زمینهساز ائتلافهای مقطعی و موضوعی در عرصههایی باشد که دشمن مشترک و مسئله مشترک تعریف شده است. در بهترین حالت، میتوان به نوعی هماهنگی تاکتیکی دست یافت؛ مانند تجربه موفق جبهه مقاومت در مسئله فلسطین یا همکاریهای اطلاعاتی و ضدتروریستی جریان مقاومت.
بر این اساس، میتوان برخی پروندهها و موضوعات مشترک را به صورت مشخص تعریف کرد و برای آنها سازوکار همکاری ایجاد کرد. سابقه تاریخی نیز میتواند مؤید این رویکرد باشد. در کنار آن، باید به صورت جدی در مسیر حل گرههای اعتماد و افزایش اعتماد متقابل میان جریانها و کشورهای اسلامی حرکت کرد.