تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
میرهادی رهگشای، کارشناس اقتصادی و سردبیر نشریه مسیر اقتصاد، در یادداشتی مطرح کرد؛ خودِ اطلاع‌رسانی دولت یک متغیر اقتصادی است! / «اعلام کمبود» چگونه تقاضای احتیاطی ایجاد می‌کند؟ جنگ ایران و آمریکا علاوه بر میدان نظامی، در بازار ارز، انرژی و انتظارات مردم نیز جریان دارد. دولت آمریکا در حالی که با افزایش قیمت بنزین، کاهش ذخایر مهمات و دشواری بازگشایی هرمز مواجه است، در پیام عمومی بر کنترل شرایط تأکید می‌کند و برای کاهش قیمت سوخت و جلوگیری از تشدید انتظارات تورمی فعالانه وارد عمل شده است. در ایران اما برخی مقامات با وجود تأمین پایدار کالاهای اساسی و سوخت، از کمبود ارز، بنزین و منابع مالی سخن می‌گویند و پیش از اتخاذ تصمیم، احتمال افزایش قیمت‌ها را به جامعه مخابره می‌کنند؛ رویکردی که خود به عاملی برای تشدید انتظارات تورمی و تشویش افکار عمومی تبدیل می‌شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از مسیر اقتصاد؛ میرهادی رهگشای، کارشناس اقتصادی و سردبیر نشریه مسیر اقتصاد، در یادداشتی مطرح کرد؛

مدیریت اقتصاد در شرایط جنگ فقط به تأمین کالا، ارز و انرژی محدود نیست؛ مدیریت انتظار مردم و بازار درباره آینده این متغیرها نیز بخشی از مدیریت بحران است. مقایسه رفتار دولت‌های ایران و آمریکا در ماه‌های اخیر تفاوت قابل توجهی را در این زمینه نشان می‌دهد.

آمریکا؛ نمایش کنترل در کنار مدیریت مشکلات

یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها وضعیت تنگه هرمز است. وزیر انرژی آمریکا اعلام کرده دوشنبه ۱۷ میلیون بشکه نفت از هرمز عبور کرده و جریان نفت تقریباً به شرایط عادی نزدیک شده است. این در حالی است که داده‌های کپلر در هفته‌های گذشته بارها با ارقام دولت آمریکا فاصله جدی داشته است؛ در آگوست واشنگتن عبور نزدیک ۹ میلیون بشکه در روز را اعلام می‌کرد، اما کپلر در برخی هفته‌ها فقط ۱.۷ تا ۲.۸ میلیون بشکه را مشاهده می‌کرد. رویترز نیز تأکید کرده هنوز توضیح قطعی برای این اختلاف وجود ندارد.

صرف‌نظر از صحت نهایی ارقام آمریکا، جهت پیام روشن است: بازار باید تصور کند عرضه تحت کنترل است.

از طرف دیگر افزایش متوسط قیمت بنزین آمریکا به بیش از ۴ دلار در هر گالن، حدود یک دلار بیشتر از سال قبل، رئیس‌جمهور را به برگزاری جلسه با پالایشگران و فروشندگان سوخت برای کاهش قیمت واداشته است. همزمان دولت به دنبال افزایش عرضه از مسیرهایی مانند ونزوئلاست و ترامپ همچنان برای پایین نگه‌داشتن نرخ بهره بر فدرال رزرو فشار می‌آورد.

در حوزه نظامی نیز کمبود پاتریوت، تاد و دیگر مهمات پیشرفته مسئله‌ای جدی است و بازسازی بخشی از ذخایر چند سال طول خواهد کشید؛ اما این محدودیت عمدتاً در گزارش‌های تخصصی پنتاگون و اندیشکده‌ها مطرح می‌شود و پیام عمومی دولت همچنان بر موفقیت عملیات و توان ادامه فشار متمرکز است.

ایران؛ پیام‌های متناقض درباره یک واقعیت واحد

در ایران گاه الگوی معکوسی دیده می‌شود. معاون اجرایی رئیس‌جمهور اخیراً گفته تولید بنزین کفایت نمی‌کند، امکان واردات به دلیل محاصره وجود ندارد و ادامه وضعیت فعلی غیرممکن است و تغییر قیمت حامل‌های انرژی ضرورت دارد. این اظهارات طبیعتاً انتظار افزایش قیمت و حتی نگرانی از کمبود را تقویت می‌کند.

اما تقریباً همزمان مدیرعامل شرکت ملی پخش اعلام کرده تولید، انتقال و توزیع با حداکثر ظرفیت ادامه دارد، در سه روز نخست شهریور روزانه ۱۴۵ میلیون لیتر و در یک روز ۱۵۰ میلیون لیتر بنزین توزیع شده و «هیچ‌گونه مشکلی در تأمین سوخت کشور وجود ندارد».

در کالاهای اساسی نیز وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده ذخایر راهبردی در وضعیت مطلوب است، واردات بدون وقفه ادامه دارد و بازار از نظر تأمین کالاهای اساسی با کمبود مواجه نیست. وزیر جهاد نیز تأکید کرده ذخایر افزایش یافته و دولت با وجود جنگ توانسته امنیت غذایی را حفظ کند.

با این حال در سطح سیاسی، رئیس‌جمهور از افت صادرات، کمبود ارز، بنزین و انرژی و محدودیت منابع برای افزایش کالابرگ سخن گفته است. این مشکلات ممکن است واقعی باشند، اما کنار هم قراردادن آنها بدون ارائه همزمان ظرفیت‌های موجود، برنامه جبران و افق زمانی، تصویری بسیار متفاوت از واقعیت تأمین کشور به جامعه منتقل می‌کند.

اطلاع‌رسانی اقتصادی بخشی از سیاست تثبیت است

صداقت با مردم به معنای پنهان‌کردن کسری بنزین، محدودیت درآمد ارزی یا کسری بودجه نیست. اما تفاوت زیادی وجود دارد میان اعلام اینکه «در تأمین جاری مشکلی وجود ندارد ولی برای ماه‌های آینده باید مصرف و منابع مدیریت شود» و اینکه پیش از مشخص‌شدن سیاست نهایی، مرتباً از غیرممکن‌بودن ادامه وضع، کمبود بنزین و ارز و ضرورت افزایش قیمت سخن گفته شود.

در مورد یارانه و کالابرگ نیز کمبود منابع بودجه‌ای باید با همین دقت توضیح داده شود. پرداخت ریالی را می‌توان از مسیرهای مختلف تأمین مالی کرد؛ به ویژه اینکه در اقتصاد جنگی ابتدا باید از همه ظرفیت‌های موجود بهره برد و بعد به سراغ اظهار عجز در رسانه‌ها رفت. بنابراین مسئله اصلی باید انتخاب روش تأمین مالی و هزینه آن باشد، نه القای ساده این تصور که دولت «پولی برای پرداخت ندارد».

در اقتصاد جنگی پیام مقام دولتی خود یک متغیر اقتصادی است. اعلام مداوم کمبود می‌تواند تقاضای احتیاطی برای ارز، سوخت و کالا ایجاد کند و انتظار افزایش قیمت را به رفتار امروز مردم منتقل کند. مدیریت انتظارات به معنای ارائه آمار غیرواقعی نیست؛ بلکه مستلزم آن است که هر محدودیت همراه با ظرفیت موجود، برنامه مقابله و تضمین استمرار تأمین بیان شود.

آمریکا در ماه‌های اخیر تلاش کرده است مشکلات واقعی خود را در سطح تصمیم‌گیری مدیریت و در فضای عمومی تصویر «کنترل شرایط» را حفظ کند. اما در ایران، وجود پیام‌های متناقض و برجسته‌کردن مکرر کمبودها خطر آن را دارد که خودِ اطلاع‌رسانی دولت به بخشی از بی‌ثباتی اقتصادی تبدیل شود.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.