تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول, یادداشت ها
شماره : 47268
تاریخ : ۱۵ مهر, ۱۴۰۵ :: ۱۴:۳۰
حجت‌الاسلام والمسلمین شیرزاد کمانگر، در یادداشتی مطرح کرد؛ تبیین ابعاد «ابرقدرت چهارم» در گفتمان غرب و پیوند آن با واقعیت‌های میدانی / جغرافیا و جنگ نامتقارن چگونه شکاف فناوری ایران و آمریکا را کاهش داد؟ با بررسی تطبیقی پنج مقاله منتشر شده در چند ماهه اخیر (رابرت پیپ، ایندیا تودی، دانیل بایمن، یورونیوز و ولی نصر) نشان می‌دهد که در ادبیات استراتژیک سال ۲۰۲۶، یک «چرخش پارادایمی» در تعریف و شناسایی قدرت جمهوری اسلامی ایران رخ داده است. غرب و رسانه‌های بین‌المللی دیگر ایران را صرفاً یک «قدرت تجدیدنظرطلب منطقه‌ای» نمی‌خوانند؛ بلکه به‌صراحت از آن با تعابیری چون «قدرت برتر » ،«چهارمین ابرقدرت» یاد می‌کنند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین شیرزاد کمانگر، در یادداشتی مطرح کرد؛ با بررسی تطبیقی پنج مقاله منتشر شده در چند ماهه اخیر (رابرت پیپ، ایندیا تودی، دانیل بایمن، یورونیوز و ولی نصر) نشان می‌دهد که در ادبیات استراتژیک سال ۲۰۲۶، یک «چرخش پارادایمی» در تعریف و شناسایی قدرت جمهوری اسلامی ایران رخ داده است. غرب و رسانه‌های بین‌المللی دیگر ایران را صرفاً یک «قدرت تجدیدنظرطلب منطقه‌ای» نمی‌خوانند؛ بلکه به‌صراحت از آن با تعابیری چون «قدرت برتر » ،«چهارمین ابرقدرت» یاد می‌کنند.

۱. بازتعریف مفهوم قدرت در نظام بین‌الملل

نقطه اشتراک هر پنج مقاله این است که ایران را از حیث اندازه تولید ناخالص داخلی (GDP) یا بودجه نظامی رسمی با آمریکا، چین یا روسیه هم‌سطح نمی‌دانند؛ اما استدلال می‌کنند که معیارهای کهن هژمونی در جنگ‌های نوین کارایی خود را از دست داده‌اند. قدرت اعمال هزینه: بر پایه تحلیل رابرت پیپ، قدرت جهانی، دیگر صرفاً به انباشت ناو و بمب‌افکن نیست؛ بلکه توانایی یک کشور در بی‌اثر کردن قدرت برتر دشمن از طریق «تحمیل هزینه‌های نجومی و نامتقارن» است. جبران شکاف نظامی با جبر جغرافیایی: دانیل بایمن (CSIS) تصریح می‌کند که جغرافیا و تاکتیک‌های نبرد نامتقارن توانسته‌اند شکاف فناوری تسلیحاتی میان تهران و واشنگتن را پر کنند. آسیب‌پذیری پایگاه‌های سنتکام و شکنندگی ناوگان سطحی غرب در خلیج فارس، قدرت بازدارندگی فعال ایران را تثبیت کرده است.

۲. شاهراه قدرت مادی

مربع ژئوپلیتیک، انرژی، تسلیحات هوشمند و تاب‌آوری برآیند مقالات، چهار ستون بنیادین قدرت سخت ایران را در تحولات ۲۰۲۶ در یک هم‌افزایی راهبردی می‌بیند: نخست،گلوگاه هرمز و کریدور دو تنگه است؛ تسلط ایران بر ساحل شمالی تنگه هرمز و پیوند زنجیره‌ای آن با باب‌المندب (محور مقاومت/یمن) که ایران را در جایگاه کنترل‌کننده شاهرگ ۲۰ درصد نفت و LNG جهان قرار داده است؛ موضوعی که مورد تأکید رابرت پیپ، یورونیوز و دانیل بایمن قرار گرفته است. دوم،جنگ‌افزارهای کم‌هزینه و پراثر است؛ استفاده از ترکیب سامانه‌های پهپادی، موشک‌های هایپرسونیک و نقطه‌زن و قایق‌های تندرو که پدافندهای چندمیلیارد دلاری غرب (مانند تاد و پاتریوت) را اشباع و ورشکسته می‌کنند. این مؤلفه را ولی نصر و ایندیا تودی از عوامل اصلی تغییر موازنه دانسته‌اند. سوم، تاب‌آوری ساختاری و جذب ضربه است؛ حفظ ثبات حاکمیتی و زنجیره فرماندهی در برابر سنگین‌ترین ضربات نظامی، سایبری و تحریم‌های دهه‌های اخیر که ایندیا تودی بر آن تأکید دارد. چهارم،کاهش کارآمدی چتر امنیتی آمریکا در منطقه است؛ ناتوانی پایگاه‌های نظامی آمریکا در بازداشتن ایران و عیان‌شدن آسیب‌پذیری زیرساخت‌های نظامی و نفتی متحدان منطقه‌ای غرب، که در تحلیل‌های ولی نصر (CSIS) به عنوان یک واقعیت نظم جدید خاورمیانه برجسته شده است.

۳. تقاطع گفتمان مادی غرب با تحلیل مبنایی

«قدرت اول در محاسبات الهی» مقایسه این مقالات یک شکاف معرفت‌شناختی را آشکار می‌کند: در خوانش غربی (رئال‌پولیتیک ابزاری) ، اتاق‌های فکر واشنگتن ایران را «ابرقدرت چهارم» می‌نامند چون ایران توانسته است با استفاده از ابزار ژئوپلیتیک هرمز و توان موشکی-پهپادی، اقتصاد و امنیت سرمایه‌داری جهانی را در بن‌بست محاسباتی قرار دهد. آن‌ها قدرت را بر اساس متغیرهای «خطر، هزینه و مهارناپذیری» می‌سنجند. در خوانش اصیل تمدنی و الهی، این «ابرقدرت چهارم بودن در مقیاس محاسبات مادی» تنها پوسته و محصول بیرونی یک ریشه عمیق‌تر است که در بیانیه و تحلیل‌های داخلی مطرح می‌شود: ایمان، اراده و نترسیدن از هزینه: در حالی که دانیل بایمن و ایندیا تودی از «آستانه تحمل بالای ایران» می‌گویند، این تاب‌آوری مادی نیست، بلکه متکی بر شهادت‌طلبی، آرمان‌خواهی توحیدی و باور به نصرت الهی است. استقلال بنیادین: ایران تنها قدرت جهانی است که بدون وابستگی به هیچ چتر اتمی، بلوک غرب یا شرق، مستقلاً در برابر یک ائتلاف جهانی نظامی ایستاده و محاسبات تحمیلی را برهم زده است.

نتیجه‌گیری تحلیلی

در صورت بندی نهایی، مقالات رابرت پیپ، دانیل بایمن، ولی نصر و سایر منابع غربی-بین‌المللی نشان می‌دهند که «نظم امنیتی پسا-۲۰۲۶ خاورمیانه» دیگر نظمی آمریکامحور نیست. ایران توانسته است با پیوند زدن موقعیت ژئوپلیتیک (هرمز و عمق استراتژیک تا باب‌المندب)،وحدت ساحات ،تحمل و صبر استراتژیک، فناوری‌های نوین تهاجمی و نامتقارن و اراده پولادین ناشی از تفکر مقاومت، واشنگتن را به این جمع‌بندی برساند که هرگونه ماجراجویی جدید به معنای فروپاشی ساختار اقتصاد جهانی خواهد بود؛ و این دقیقاً معنای تبدیل‌شدن یک کشور به «یک کانون تعیین‌کننده قدرت جهانی» است

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.