به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی؛ علیرضا جعفرزاده بهاءآبادی در یادداشتی نوشت؛ امام سجاد (علیه السلام) در ۵ شعبان سال ۳۸ هجری قمری در مدینه منوره متولد شدند و با شهادت امام حسین (علیه السلام) در سال ۶۱، تا پایان عمر شریف خود، به مدت ۳۴ سال امامت شیعیان را بر عهده داشتند. آن حضرت در دوازدهم محرم سال ۹۵ توسط سمی که با دستور ولید بن عبدالملک به ایشان خورانده شد، در سن ۵۷ سالگی، به شهادت رسیدند.
سخنان، منش و سیره ائمه معصومین (علیهم السلام) هر کدام به مثابه چراغی فروزان، راهنمای شیعیان ایشان در طول تاریخ اسلام بوده است. اما از امام زین العابدین (علیه السلام) به نحو خاص، دو اثر گرانسنگ یعنی «صحیفه سجادیه» و «رساله حقوق» به یادگار مانده که هر کدام دریایی ژرف از اندیشه و معرفت الهی است. رساله حقوق، یادگار ارزشمند حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) است که نگارش آن به حدود ۱۳۶۰ سال قبل باز می گردد. متن این رساله در منابع قابل توجهی همچون تحف العقول ابن شعبه حرانی، من لایحضره الفقیه، خصال و امالی شیخ صدوق و… آمده است اما به نظر می رسد صحیح ترین و متقن ترین سند آن، نقل «نجاشی»، رجالی محقق و شهیر باشد که آن را در کتاب خود با دو سند از ابی حمزه ثمالی نقل کرده است. بنابراین اثر مزبور از جهت سند در بالاترین درجه صحت و اعتبار قرار دارد.
این حدیث طولانی، نامه حضرت سید الساجدین (علیه السلام) به یکی از اصحابشان است که طی آن به ۵۰ حق اشاره می فرمایند. گستره این حقوق؛ حق خداوند، حقوق اعضای بدن، حقوق افعال، حقوق پیشوایان، حقوق رعیت ،حقوق خویشاوندی و حقوق افراد و اصناف جامعه را در برمیگیرد که گویای قدمت، اصالت و اتقان بینش اسلامی پیرامون حق و تکلیف شهروند مسلمان است و وظایف وی در برابر پروردگار، خویشتن و جامعه را تبیین می کند. بدیهی است که خلق چنین قانونی با این جامعیت، دقت و واقعی بودن، تنها از عهده شخصیتی بر می آید که از دانش و عمل برخوردار باشد، به امور امت اهمیت دهد و در صدد اصلاح آن از لحاظ فکری، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، اداری، بهداشتی و روانی باشد و چنین عملی به طور حتم از کسی که از جهان و زندگی اجتماعی کناره گیری کرده و از سیاست و امور حکومتی و دولتی دور شده است، سر نخواهد زد. از این رو، می بینیم که رساله مزبور، حقوقی را همچون حق سلطان، حق ملت، حق هم کیشان، حق اهل ذمه و دیگر حقوقی که به امور دولت و حکومت و ساماندهی زندگی اجتماعی مربوط می شود، در بردارد. البته، این حقوق، افزون بر امور عقیدتی، عبادی، مالی و هر چیزی است که به زندگی آزادانه و شرافتمندانه فرد و جامعه ارتباط پیدا میکند و چنین کاری از کسی که زندگی اجتماعی را کنار نهاده باشد، سر نمی زند.
بنایراین رساله حقوق امام زین العابدین (علیه السلام) نشان میدهد که وی به تمامی آنچه در پیرامونش در گردش بوده، توجه کامل داشته و برای سلامت روانی و بهداشتی و مراقبت از امنیت و آرامش جامعه و نگهداری از هویت اسلامی آن، اهمیت فوق العاده ای قائل بوده است. این بدان معناست که برخلاف تلقی اشتباه رایج، حضرت سجاد (علیه السلام) هیچ گاه خویشتن را از جامعه معزول نداشت و همواره در مواقع مقتضی و تا حد امکان، به ایفای رسالت اجتماعی خود می پرداختند. اگر به شرایط دوران امام (علیه السلام) از یک سو و به وسعت افق و فراگیر بودن رساله حقوق از سویی دیگر بنگریم، به عظمت این اثر بزرگ که امام (علیه السلام) چهارده قرن پیش، آن را به وجود آورد، پی میبریم.
آن حضرت در رساله حقوق، طی دو فراز به حق حاکم و زمامدار بر مردم و متقابلاً، حق مردم بر حاکم اشاره می فرمایند که تأمل در آنها، انگاره اشاره غیرمستقیم ایشان به نظریه ولایت فقیه را تقویت می کند. با این توضیح که، از سویی نمی توان گزاره های موجود در کلام حضرت زین العابدین (علیه السلام) را بر واقعیت حاکم بر آن عصر یعنی حکومت حاکمان اموی حمل نمود و از سوی دیگر جدا از غصب حکومت اهل بیت (علیه السلام) توسط نا اهلان، امکان حمل مضامین موجود در حدیث بر اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) وجود ندارد. لذا این معنا به ذهن متبادر می گردد که فرمایش نورانی امام (علیه السلام) نه ناظر به حکومت های جور و فساد اموی است و نه ناظر به حکومت ائمه معصومین (علیهم السلام)؛ بلکه ایشان به حکومت مشروعی که در زمان غیبت تشکیل می شود و یا علی الاقل حکومت مجاز غیرمرکزی که در زمان حضور و یا در زمان غیبت به وجود خواهد آمد، اشاره دارند. به عبارت دیگر نمی توان حقوق مذکور را بر حکومتی غیر از حکومت مشروعی که از سوی افراد مأذون به اذن خاص یا عام از امام معصوم (علیه السلام) برپا شده است، انطباق داد.
حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) درباره حقوق زمامداران می فرمایند:
«حق پیشواى حکومت بر تو این است که بدانى تو براى او وسیله آزمایش شدى و او هم به تو گرفتار است به خاطر تسلطى که خدایش به تو داده و باید خیرخواه او باشى و با او در نیفتى زیرا که بر تو نفوذ دارد و سبب هلاک خود و او گردى و خوار شوى و براى او فروتنى و نرمش کن تا آنجا که رضایت او را به اندازه اى که زیانش به تو نرسد به دست آرى و زیان به دین تو نرسد و در این باره از خدا یارى جویى و با او مبارزه و عناد نکنى زیرا اگر چنین کردى او را و خود را ناسپاسى کردى و خود را به بدى کشاندى و او را هم از جهت خود به هلاکت رساندى و تو سزاوارى که کمک او شمرده شوى بر ضرر خود و شریک او باشى در هر چه با تو کند، و لا قوه الا باللَّه.»[۱]
همچنین آن حضرت درباره ی حقوق مردم چنین می فرمایند:
«حق مردم بر تو که حاکمِ صاحب سلطه هستی، این است که بدانی ضعف و ناتوانى مردم سبب شده است که تو بر آنها مسلّط شوى، بنابراین، امورى را در مورد آنان رعایت کن، با آنان به عدالت رفتار کن و مانند پدر مهربان آنان باش و اگر از روى ناآگاهى خلافى را مرتکب شدند، آنان را ببخش و در کیفر دادن شتاب مکن و خدا را سپاسگزار باش که چنین نعمتى را در اختیار تو نهاده است».[۲]
عبارات فوق تنها در صورتی قابل توجیه خواهد بود که حکومتی مشروع از سوی غیر معصوم اما با اذن خاص یا عام وی برپا گردد. لذا در کلام برخی محققین این معنا به صراحت ذکر شده است که؛ اگر امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند: «با حکومت به دشمنی برنخیزید»، مقصود حکومت های پارسامنش است که هرگونه دشمن تراشی و سرپیچی، نوعی خروج از میثاق و پیمان به شمار می رود که با حاکم وقت بسته است. اما حاکمان جائر و ستمگر که حقوق انسان ها را پایمال کرده و هدفی جز پر کردن کیسه خود و اطرافیان خود را ندارند، انقلاب بر ضد آنها فریضه هر مسلمانی است.[۳] از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که می فرمایند: « آرزومند فتنه باشید، (مقصود از فتنه، شورش و یا آزمون نیست، بلکه مقصود انقلابی است بر ضد نظام سلطه گر که بر پایه عدالت خواهی و اجرای احکام الهی شکل گرفته و بر آن دو اثر مترتب می شود. اول اینکه:) جائران از صفحه زمین برچیده می شوند (و دوم اینکه:) با بسته شدن مراکز فساد، جامعه اسلامی از لوث وجود آنان پاک می شود.»[۴] [۵] این معانی که بسیار در کلام معصومین (علیهم السلام) به چشم می خورد، تنها با نگرش مزبور، می تواند با آموزه های مربوط به ضروریات رابطه فرمانروا و فرمانبردار در کلام امام سجاد (علیه السلام) قابل جمع باشد.
پی نوشت:
«فَأَمَّا حَقُّ سَائِسِکَ بِالسُّلْطَانِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّکَ جُعِلْتَ لَهُ فِتْنَهً وَ أَنَّهُ مُبْتَلًى فِیکَ بِمَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَهُ عَلَیْکَ مِنَ السُّلْطَانِ وَ أَنْ تُخْلِصَ لَهُ فِی النَّصِیحَهِ وَ أَنْ لَا تُمَاحِکَهُ وَ قَدْ بُسِطَتْ یَدُهُ عَلَیْکَ فَتَکُونَ سَبَبَ هَلَاکِ نَفْسِکَ وَ هَلَاکِهِ وَ تَذَلَّلْ وَ تَلَطَّفْ لِإِعْطَائِهِ مِنَ الرِّضَى مَا یَکُفُّهُ عَنْکَ وَ لَا یُضِرُّ بِدِینِکَ وَ تَسْتَعِینُ عَلَیْهِ فِی ذَلِکَ بِاللَّهِ وَ لَا تُعَازِّهِ وَ لَا تُعَانِدْهُ فَإِنَّکَ إِنْ فَعَلْتَ ذَلِکَ عَقَقْتَهُ وَ عَقَقْتَ نَفْسَکَ فَعَرَّضْتَهَا لِمَکْرُوهِهِ وَ عَرَّضْتَهُ لِلْهَلَکَهِ فِیکَ وَ کُنْتَ خَلِیقاً أَنْ تَکُونَ مُعِیناً لَهُ عَلَى نَفْسِکَ وَ شَرِیکاً لَهُ فِیمَا أَتَى إِلَیْکَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ.»
«وأمّا حقُّ رعیّتک بالسلطان فأن تعلم أنّهم صاروا رعیّتک فیجبَ أن تَعْدلَ فیهم وتکونَ لهم کالوالِد الرحیم وتَغفر لهم جَهْلَهم ولا تُعاجلَهم بالعُقوبهِ وتَشکُر الله عزّ وجلّ على ما آتاک مِنَ القوّهِ علیهم.»
سبحانی، جعفر (۱۳۹۸)، شرح رساله حقوق سیدالساجدین (علیه السلام)، قم: انتشارات مؤسسه امام صادق (علیه السلام)، ص ۹۲.
« تَمَنَّوُا الفِتنَهَ؛ ففیها هَلاکُ الجَبابِرَهِ، و طَهارَهُ الأرضِ مِن الفَسَقَهِ.»
طوسی، محمد بن حسن بن علی بن حسن (۱۴۱۴ ه.ق)، الامالی، قم: نشر دارالثقافه، ص ۷۰۰.
https://ihkn.ir/?p=29245
نظرات