دکتر مهدی گلشنی، استاد فیزیک و چهره علمی کشور، در مراسم بزرگداشت و نکوداشت خود مطرح کرد؛
علمِ بدون فلسفه و دین، انسانساز نیست
دکتر مهدی گلشنی: همه عالم کتاب حق تعالی است و هر عالمی سورهای از این کتاب. در تاریخ علم، زمانی علم بهعنوان عبادت تلقی میشد، اما در دوران جدید نگاه مکانیکی و صرفاً تجربی بر آن غلبه کرده و بسیاری از ساحتهای انسانی و الهی علم به حاشیه رانده شده است.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح، به نقل از خبرگزاری ایمنا، مهدی گلشنی شامگاه 29 آبان 1404 در مراسم بزرگداشت و نکوداشت خود اظهار کرد: در دوران تمدن اسلامی، دانشمندان بزرگی چون ابنسینا مطالعه طبیعت را عبادتی دینی میدانستند. نماز، روزه و مطالعه طبیعت همه در یک منظومه معنوی قرار داشتند. این نگاه موجب شد علم در خدمت انسان و جامعه باشد، نه بهصرف در خدمت ابزار حتی نیوتن در نامهای به کشیشان انگلیس نوشت امیدوار است کتابش وسیله نزدیکی بندگان خدا به خدا باشد. این نشان میدهد که تا قرنها علم و دین در کنار هم بودند. اما از نیمه دوم قرن نوزدهم، نگاه مکانیکی و تجربهگرایانه بر علم حاکم شد و دین و فلسفه به حاشیه رفتند. وی افزود: نظریه تکامل داروین و سپس فیزیکدانان قرن بیستم این روند را تشدید کردند. در آغاز قرن بیستم، نظریه کوانتوم استاندارد تنها به توضیح مشاهدات بسنده کرد و فهم جهان و معنای آن را کنار گذاشت. اما علم نمیتواند ارزشهای اخلاقی را توضیح دهد. اینکه عدالت خوب است یا انسان چه تکلیفی در دنیا دارد، پرسشهایی هستند که علم قادر به پاسخگویی به آنها نیست.پرسشهایی چون منشأ جهان، چرایی قوانین حاکم بر هستی و هدف زندگی تنها از مسیر فلسفه و دین قابل پاسخگوییاند. در نیمه دوم قرن بیستم، بسیاری از اندیشمندان غربی دریافتند که علم به تنهایی کافی نیست. آنان بار دیگر به فلسفه و دین بازگشتند و کتابهای فراوانی در حوزه خداباوری و فلسفه منتشر کردند که بسیاری از آنها به اندیشههای فلاسفه اسلامی نزدیک است. استاد برجسته فیزیک و چهره ماندگار علمی کشور با انتقاد از وضعیت فرهنگی کشور گفت: کشور ما ظرفیتهای عظیم فکری و عقلی دارد که در دههی اخیر کمتر به کار گرفته شده است. فرهنگ حاکم بر جامعه ما نه شرقی است، نه غربی و نه اسلامی؛ بلکه نوعی آشوب فرهنگی است که هویت اصیل را تضعیف کرده است. بارها در شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد کردم که باید از دبستانها تا دانشگاهها رصد شود تا ببینیم آیا دانشآموزان و دانشجویان حس هویت ملی و دینی دارند یا خیر. متأسفانه این کار هیچگاه انجام نشد. امروز بسیاری از دانشآموزان تنها دغدغهشان این است که چگونه سریعتر پذیرش دانشگاههای آمریکا و کانادا را بگیرند. در حالی که در گذشته دانشآموزان با ادبیات فارسی و میراث فرهنگی خود آشنا بودند، امروز حتی سادهترین اشعار سعدی را نمیدانند. دانشجوی ژاپنی در پایان قرن نوزدهم نوشت که اروپاییان چیزی ندارند که ما نتوانیم داشته باشیم. در کمتر از ۳۰ سال، ژاپن توانست دانشمندانی تربیت کند که جایزه نوبل گرفتند. در چین نیز احساس هویت ملی بسیار پررنگ است؛ در شهرهای بزرگ فروشگاهها و تابلوها کاملاً چینی هستند و خبری از سلطه زبان انگلیسی نیست. اما در ایران، تابلوهای خیابانها و بانکها پر از نامهای انگلیسی است. گلشنی با اشاره به تجربه شخصی خود بیان کرد: در سال ۱۳۶۲ در کنفرانس علم در امت اسلامی، درباره خوداتکایی جهان اسلام پیشنهاد دادم که با مخالفت برخی کشورها حذف شد. اگر ما به خوداتکایی توجه کرده بودیم، امروز همه چیز را وارد نمیکردیم. نمونه روشن آن صنعت نفت است؛ ما نفت صادر میکنیم اما بنزین وارد میکنیم، در حالی که توان تولید داخلی را داریم. جوانان نخبه به دلیل نبود حمایت کافی و مشکلات اقتصادی مهاجرت میکنند. در دانشگاهها پارتیبازی و رفاقتگرایی حاکم است. مقالهنویسی به جای اثرگذاری واقعی علم در کشور تبدیل به هدف شده است. بارها هشدار دادهام که باید اثر علم در رفع نیازهای داخلی دیده شود. حتی مجله نیچر جدولی منتشر کرده که نشان میدهد کشورهایی مانند پاکستان توانستهاند علم را در خدمت نیازهای واقعی قرار دهند، اما در ایران چنین توجهی وجود ندارد. وی ادامه داد: استادان دانشگاه باید به جای مشغولیتهای جانبی، تمام توان خود را صرف آموزش و پژوهش کنند. آموزش و پرورش و دانشگاهها آینده ایران را میسازند و فارغالتحصیلان آنها تعیینکننده مسیر کشور خواهند بود. آینده ایران را فارغالتحصیلان دانشگاهها میسازند. باید آموزش و پرورش و دانشگاهها به نیازهای داخلی توجه کنند و نوآوری علمی را جدی بگیرند. مقام معظم رهبری بارها فرمودهاند که اول باید نیازهای داخلی برطرف شود و سپس نوآوری علمی صورت گیرد. اگر این مسیر دنبال نشود، علم ما تنها به متننویسی و مقالهگرایی محدود خواهد شد.