تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
انتظار به‌مثابه جنبش تمدن‌ساز / بازخوانی مفهوم انتظار در مکتب امام خمینی(ره) محمدرضا فارسیان، پژوهشگر و مدرس فقه و حقوق در یادداشتی اختصاصی برای  پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی مطرح کرد؛ انتظارِ مسئولیت‌ساز / بازخوانی انتظار در هندسۀ تمدن مهدوی محمدرضا فارسیان، پژوهشگر و مدرس فقه و حقوق، در یادداشتی اختصاصی برای پایگاه خبری–تحلیلی «مفتاح علوم انسانی اسلامی» با بازخوانی اندیشه امام خمینی(ره)، مفهوم «انتظار فرج» را از حالت انفعالی خارج کرده و آن را به راهبردی فعال، تاریخی و تمدن‌ساز در مسیر ظهور موعود تبیین می‌کند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، محمدرضا فارسیان، پژوهشگر و مدرس فقه و حقوق در یادداشتی اختصاصی برای  پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی با بازخوانی اندیشه امام خمینی(ره)، مفهوم «انتظار فرج» را از حالت انفعالی خارج کرده و آن را به راهبردی فعال، تاریخی و تمدن‌ساز در مسیر ظهور موعود تبیین می‌کند.  هنگامی که امام خمینی(ره) راز انتظار فرج را از گوشۀ خلوت‌های فردی و سکوت‌های منفعلانه بیرون کشیدند و در متن تپندۀ مبارزه و تحول جهان جای دادند، نه تنها فصل نوینی در سیرت شیعی گشوده شد، بلکه هندسۀ تاریخی تمدن بشری را نیز دگرگون ساخت. ایشان نهضتی را بنیان نهاد که در آن، «انتظار» از حالت انتزاعی و انفعالی یک باور، به‌سان «جنبشی وجودی و تمدن‌ساز» متحول شد. این همان حقیقت نابی است که امام خمینی(ره) به ما آموخت که حقیقت انتظار در مبارزه معنا می‌شود. پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده می‌دارد، همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم. این جمله، فراتر از یک توصیف، بیانیۀ راهبردی یک تمدن زنده است که در صیرورتی دائم به سوی آینده در حرکت است. در این نگاه، انتظار دیگر نظاره‌گری ملکوتی برای رخدادی ناگهانی نیست، بلکه خود، رخدادی زمینی و تاریخی است که با ارادۀ انسانِ‌های مؤمن شکل می‌گیرد. انسانِ منتظرِ منفعل، چشم به راه معجزه‌ای از افق است تا تاریخ را یک‌باره دگرگون کند، اما انسانِ منتظرِ فعالِ که در مکتب تربیتی پیرخمین‌ تربیت یافته، خود را «سربازِ سازندۀ تاریخ» می‌داند. دوران غیبت، در این پارادایم، نه عصر تعطیلی و انتظاری تهی، که «میدان تمرین و اقامۀ عدل» است. مبارزه‌ای که امام(ره) سرلوحه قرار داد، صرفاً مقابله‌ای سیاسی با یک رژیم نبود، بلکه پیکاری همه‌جانبه و عمیقاً تمدنی است با «غیبتِ عدالت» در پهنۀ گیتی. از این منظر، هر تلاش برای برپاداشتن قسط، هر جهاد برای درهم شکستن بت‌های زر و زور و تزویر، و هر مجاهدت علمی برای آفرینش معارفی مستقل از هژمونی الحادی غرب، عیناً همان مبارزه برای ظهور به شمار می‌آید. زیرا ظهور موعود، ناگهان و بدون مقدمه رخ نمی‌نهد، مگر بر بستر جهانی که آمادگی «زمینه‌سازی» را یافته باشد. امام(ره) و پیروان راستین راهش، معماران و کارگرانِ آن بسترِ تاریخی‌اند.

راهبرد «انتظارِ تمدنی» که از دل این آموزه بیرون می‌آید، خود را در چند ساحت بنیادین متعین می‌سازد:

نخست، اقامۀ عدالت به مثابۀ نمایش آینده: جامعۀ منتظر نمی‌تواند در بی‌عدالتی غوطه‌ور باشد. هر گام در مسیر تحقق عدالت اجتماعی، اقتصادی و قضایی، حتی در مقیاسی خرد، نمایشی زنده و پیش‌درآمدی ملموس از جامعۀ موعود مهدوی است. کارآمدترین تبلیغ، نشان‌دادنِ چهرۀ جذاب آن آرمان‌شهر، در گوشه‌ای از جهان امروز به نام جمهوری اسلامی ایران است. دوم، خلق معرفت مستقل به مثابۀ پایان دادن به غیبت فکری: یکی از عظیم‌ترین غیبت‌های دوران ما، غیبت «معارف ناب الهی» از متن حیات بشر است. بنابراین، بخش عمدۀ مبارزۀ منتظرانه، می‌بایست جهاد علمی و خلق پارادایم‌های معرفتی بدیل باشد. تأسیس علوم انسانی اسلامی، بازخوانی تاریخ و هنر از منظر وحیانی، و ارائۀ الگوهای اقتصادی مبتنی بر کرامت انسانی، همگی بخشی از این نبرد فکری برای آماده‌سازی زبانی مشترک به منظور فهم حکومت جهانی حجتِ حق می‌باشد. سوم، مقاومت به مثابۀ حفظ میدان: مبارزه‌ای که امام(ره) آغاز کرد، خصلتی تهاجمی داشت، اما در وجهی دیگر، مقاومتی عظیم برای حفظ خاکریزهایی است که به‌زحمت فتح شده‌اند. مقاومت در برابر هجمۀ فرهنگی، جنگ اقتصادی و جنگ روانی استکبار، حفظ همان میدان مبارزه است. اگر این خاکریزها از دست برود، نه‌تنها زمینه‌سازی متوقف می‌شود، که بشریت در تاریکی عمیق‌تری فرو خواهد رفت. چهارم و غایی‌ترین رکن، تربیت انسان عصر ظهور: غایت نهایی انتظار تمدنی، ساخت شهر و سازندگی‌های مادی محض نیست، بلکه پرورش انسان «مستعد ظهور» است. انسانی که از اسارت هوای نفس، دنیاطلبی، فردگرایی افراطی و بی‌هویتی مدرن رسته باشد و ظرفیت اطاعت از ولیِّ مطلق خدا را در خود پرورانده باشد. بدون چنین انسان‌هایی، حتی اگر ظهور رخ دهد، جامعۀ جهانی قابلیت پذیرش و پیروی از آن حقیقت مطلق را نخواهد داشت. در جمع‌بندی این سیر، باید گفت، وظیفه ما است که از «انتظارِ انزواگرا» به «انتظارِ مسئولیت‌ساز» کوچ کنیم. این، راهبردی است که ظهور موعود را نه رویدادی کاملاً غیبی و منفک از ارادۀ بشری، بلکه نقطۀ اوج یک حرکت تاریخی آگاهانه و خداباورانه می‌داند. ما نه منزوی و منتظر معجزه، که در صحنه و سازندۀ معجزه‌ای تدریجی به نام «تمدن زمینه‌ساز» هستیم. بزرگ‌ترین خیانت به آرمان‌های اسلامی، بازگشت به انتظاری سکون‌محور و عزلت‌گزین است. امید زندۀ ما، در گرو شعله‌ور نگاه‌داشتن آتش همان مبارزه‌ای است که انقلابیون ما برافروختند؛ مبارزه‌ای که امروز نامش «تمدن‌سازیِ مهدوی» است و تحقق آن، مستلزم خلق زبان، نهاد، انسان و جهانی است که هم‌اراده با وعدۀ الهی، تاریخ را به سوی ظهور پیش می‌برد.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.