تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
اقتصاد رایج و دانش وارداتی غربی | نقش دانشگاه در مدیریت بحران‌های اجتماعی در اولین نشست از سلسله نشست‌های هم‌اندیشی تحلیل علمی تحولات و اعتراضات اجتماعی و نقش دانشگاه در مدیریت عقلانی و پیش‌نگرانه مطرح شد؛ چرا پیش‌بینی‌های اقتصاد رایج در برابر ناآرامی‌های اجتماعی محقق نشد؟ / نقش دانشگاه در مدیریت پیش‌نگرانه تحولات اجتماعی در نشست تخصصی دانشگاه قم، اساتید علوم سیاسی و اقتصاد با بررسی نسبت دانشگاه و بحران‌های اجتماعی، بر نقش دانشگاه در مدیریت عقلانی اعتراضات تأکید کرده و اقتصاد رایج و دانش وارداتی غربی را از عوامل مهم ناتوانی در پیش‌بینی و مدیریت ناآرامی‌های اجتماعی دانستند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از دانشگاه قم؛ اولین نشست از سلسله نشست‌های هم‌اندیشی تحلیل علمی تحولات و اعتراضات اجتماعی و نقش دانشگاه در مدیریت عقلانی و پیش‌نگرانه، ۸ بهمن ماه با حضور مسئولین دانشگاه قم و برخی از کارشناسان حوزه اقتصاد و اساتید دانشگاه در سالن حکمت برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار: ریشه بحران‌ها، بهره‌گیری بی‌ضابطه از دانش وارداتی است

در این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم، موضوع صحبت خود را «نسبت دانشگاه و بحران‌های اجتماعی» اعلام کرد و گفت: باورم این است که از منظر دانشگاه، به نظر می‌رسد مهم‌ترین ریشه بحران‌های اجتماعی در کشورهایی مثل کشور ما، بهره‌گیری از دانش‌های وارداتی غربی به شکل غیرضابطه‌مند است.

 وی افزود: طی دهه‌ها بحث، به این توافق رسیده‌ایم که کنار گذاشتن تمام این دانش‌ها نه ممکن است و نه مطلوب، اما این را نیز پذیرفته‌ایم که این دانش‌ها برآمده از خاستگاه و زمینه‌های اجتماعی خاص خود هستند.

حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار خاطرنشان کرد: تمدن‌ها تکثر دارند، تشتت نمی‌توانند داشته باشند. امکان ندارد در درون یک تمدن، نهاد علم مسیری برود که نهاد سیاست یا اقتصاد یا رسانه مسیری متفاوت از آن بروند.

وی تصریح کرد: بر این اساس، نهاد علم را نمی‌توان از مبنا و غایت سیاسی، اقتصادی و دیگر اهداف تمدن غرب جدا دانست. این علم برای تقویت آن شبکه تمدنی به وجود آمده است.

عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم بیان کرد: تکرار غیرضابطه‌مند و بی‌رویه آن در خارج از ساختار تمدنی غرب، نه تنها مشکلات این محیط غیرغربی را حل نخواهد کرد، بلکه بر مشکلات آن روزافزون خواهد افزود.

دکتر توکلی: چرا اقتصاد رایج نمی‌تواند اعتراضات را مدیریت کند؟

همچنین در ادامه این نشست دکتر سیدرضا توکلی به تحلیل علل ناتوانی این مکتب در فهم و مدیریت اعتراضات پرداخت و گفت: «سوال این است که چرا اقتصاد رایج نمی‌تواند ناآرامی‌های اجتماعی را هم پیش‌بینی کند و هم مدیریت کند؟ حداقل ادعایی که ما داریم این است.»

دکتر توکلی در تبیین ریشه‌های تاریخی این مسئله اظهار کرد: از زمانی که اقتصاد در قرن ۱۸ مهندسی و ریاضی شد، سعی کرد خود را مانند علوم تجربی کند و از ابزار ریاضی استفاده کند. این تقلید، تبعاتی داشت. اقتصاد رایج برای ارائه تحلیل‌های جهان‌شمول، مجبور شد ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به تدریج از تحلیل‌هایش حذف کند و بسیار فنی شد.

وی در ادامه به تحلیل یکی از مصادیق اخیر، یعنی سیاست حذف ارز ترجیحی و تک‌نرخی کردن ارز پرداخت و اظهار کرد: سیاست‌گذاران سه ادعا کردند: این سیاست درست بود، ناچار به اجرا بودیم و اوضاع بهتر می‌شود. ما استدلال کردیم که این سه گزاره پایه درست نبود، نباید اجرا می‌شد و وضع را بهتر نمی‌کند.

وی با بیان اینکه اقتصاددانان رایج ناآرامی اجتماعی را در تحلیل‌های خود نمی‌بینند، گفت: پیش‌بینی آنان این بود که این سیاست‌ها نزدیک سه و نیم درصد تورم ایجاد می‌کند؛ مثل همین داستان ارز ۴۲۰۰ تومانی. هم پیش‌بینی محقق نشد، هم ناآرامی‌ها اتفاق افتاد.

دکتر مقصودی: از اقتصاد سیاسی تا حکمرانی ناقص‌الخلقه

در ادامه این نشست، دکتر مقصودی اظهار کرد: از نیمه دوم قرن نوزدهم، تقریباً از ۱۸۷۰ میلادی به بعد، با تولد مارژینالیسم، ما با سنخی از تحلیل مواجه شدیم که خود را متکفل ارکان فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی زیست اجتماعی نمی‌داند.

وی گفت: از آن زمان، مفهوم «اقتصاد سیاسی» به «اقتصاد» صرف تبدیل شده و «اکونومیکس» به عنوان دانشی برساخته از متغیرهای ریاضی‌وار برای تبیین معیشت ظهور کرده است.

وی تصریح کرد: با تولد مارژینالیسم، ما با مسئله تبدیل حکیم اجتماعی به اقتصاددان مواجه شدیم. اقتصاددانی که مسئولیت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی خود را از دست داده است.

دکتر مقصودی گفت: این اقتصاددان، توصیه‌های سیاستی خود را فارغ از آثار فرهنگی، امنیتی و سیاسی آن‌ها صورت‌بندی و روی میز سیاست‌گذار قرار می‌دهد و پس از اجرا و بروز واکنش‌های اجتماعی، خود را کنار کشیده و می‌گوید: «این‌ها دیگر مسئله من نیست، مسئله جامعه‌شناس، متخصص علوم سیاسی یا متولی امنیت است.»

وی این پدیده را حکمرانی ناقص‌الخلقه نامید و توضیح داد: یعنی حکمرانی‌ای که در آن، اجزای پیکره اجتماع به صورت جزیره‌ای و تجزیه‌شده مدیریت می‌شوند.

دکتر مقصودی با اشاره به وقایع اجتماعی اخیر کشور گفت: آن چیزی که ما در آبان ۹۸ و ماجراهای اخیر دیدیم، به گمان بنده تا حد زیادی محصول همین تفکیک و انتزاع نابجای ساحت اقتصاد از سایر ساحت‌های حیات اجتماعی است.

گفتنی است؛ در پایان این نشست، حاضران در جلسه در رابطه با موضوعات مطرح شده در این جلسه با کارشناسان به گفت و گو پرداختند.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.