حجتالاسلام والمسلمین مهدی احمدی، استاد و پژوهشگر حوزه علمیه، در یادداشتی مطرح کرد؛
سلب امنیت روانی مردم چه حکمی دارد؟ / بررسی فقهی عناوین «منافق»، «بیماردل» و «شایعهساز» بر اساس آیات 60 و61 سورۀ احزاب
باید به این آیه توجه ویژه داشت که خدای متعال مجازات معینی را برای بیماردلان، منافقان و شایعهسازان بیان کرده است که این احکام لزوماً مطابق با حکم محاربه، بغی، افساد فیالارض، نشر اکاذیب، مزاحمتهای ناموسی و... نیست. پس چنانچه بتوان سه عنوان منافق، بیماردل و شایعهساز را از منظر آیۀ 60 سورۀ احزاب روشن ساخت، پنجرۀ جدیدی در فقه و قانون گشوده خواهد شد و لازم است فقها، حقوقدانان و مقننین در نوع فتاوا و قوانین و مجازاتها بازنگری کنند و بر افرادی که مشمول این آیه هستند مطابق حکم ذکر شده در آیه رفتار نمایند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین مهدی احمدی، استاد و پژوهشگر حوزه علمیه، در یادداشتی مطرح کرد؛ آیۀ 60 سورۀ احزاب سه عنوان منافق، بیماردل و شایعهساز را مورد توجه قرار داده است. این سه عنوان از نظر مفهومی و مصداقی بایکدیگر تفاوت دارند و فقط مرجفون (شایعهسازان) اعم از بیماردلان و منافقان هستند. دستههای مذکور اعم از مؤمن فاسق و منافق بوده و ذیل عنوان محارب مندرج میشوند که برای ترتب حدود مذکور در آیه، باید محارب بودن آنها مطابق با تعریف نگارنده احراز شود. ازآنجاکه این آیه در صدد بیان محاربه در حوزۀ امینت روانی است و گونهای خاص از حدود محاربه را برای اینگونه از محاربین بیان کرده باید به نص آیه تعبد داشت و باید در خصوص محاربین در حوزۀ امینت روانی به تبعید و قتل اکتفا نمود و حاکم اسلامی در اجرای سایر حدود (قطع و صلب) اختیاری ندارد. عناوین منافقان، بیماردلان و شایعهسازان از نظر موضوعی و حکمی بر مدار آیۀ 60 سورۀ احزاب مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و در صدد تبیین حکم اولی این افراد است، گرچه ممکن است در مقام اجرا نتایج سایر علوم بهعنوان احکام ثانوی به اجرا درآید، نظیر آنکه جزیه بر اهل کتاب و اهل ذمه که در سایۀ حکومت اسلامی زیست میکنند لازم است، اما این حکم اولی ممکن است از ابعاد سیاسی، نظامی و... مورد تأیید نباشد و ولی جامعه با تشخیص مصالح و مفاسد تعیین میکند که حکم ثانوی جایگزین حکم اولی شود. در فقه و قانون از عناوینی چون محاربه، بغی، مزاحمتهای ناموسی و غیرناموسی، نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی و... بحث شده است که همۀ این عناوین به نحوی با عناوین منافقان، بیماردلان و شایعهسازان در ارتباط است. اما نکته آن است که همۀ این عناوین حکم مشترکی ندارند، برخی از آنها مانند محاربه دارای حدود شرعی بوده و برخی دیگر دارای تعزیرند. نکتۀ حائز اهمیت این است که آیۀ 60 سورۀ احزاب و در ادامه آیه 61 مجازات معینی را برای منافقان، بیماردلان و شایعهسازان بیان کرده است درحالیکه این حکم در فقه و قانون یا مطرح نشده یا از آن اندکی بحث گردیده است و اصلاً به حیطۀ قانون و اجرا راه نیافته است. جالب است که این آیه در برخی از کتب فقهی که بیانگر آیات الاحکام هستند - نظیر فقه القرآن راوندی- اصلاً بهعنوان آیات الاحکام نیز مطرح نشده است. بنابراین، باید به این آیه توجه ویژه داشت که خدای متعال مجازات معینی را برای بیماردلان، منافقان و شایعهسازان بیان کرده است که این احکام لزوماً مطابق با حکم محاربه، بغی، افساد فیالارض، نشر اکاذیب، مزاحمتهای ناموسی و... نیست. پس چنانچه بتوان سه عنوان منافق، بیماردل و شایعهساز را از منظر آیۀ 60 سورۀ احزاب روشن ساخت، پنجرۀ جدیدی در فقه و قانون گشوده خواهد شد و لازم است فقها، حقوقدانان و مقننین در نوع فتاوا و قوانین و مجازاتها بازنگری کنند و بر افرادی که مشمول این آیه هستند مطابق حکم ذکر شده در آیه رفتار نمایند. خدای متعال در سورۀ احزاب میفرماید: «لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لاَ يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلاَّ قَلِيلاً. مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلاً. سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً. (احزاب/ 60-62)» خدای متعال در آیۀ 60 میفرماید: «اگر منافقان و بيماردلان و آنها كه اخبار دروغ و شايعات بىاساس را در مدينه پخش مىكنند دست برندارند، تو را بر ضدّ آنان مىشورانيم، سپسجز مدّت كوتاهى نمىتوانند در كنار تو در اين شهر بمانند.» در این آیه به سه گروه منافقان، بیماردلان و شایعهسازان پرداخته شده است. برای شناخت این افراد مبنی بر اینکه آیا اینها یک گروه هستند که در سه عنوان ذکر شدهاند یا هر یک گروهی مستقل از دیگری میباشند، لازم است موقعیت آیه در این سوره مورد توجه قرار گیرد. از فضای آیه به دست میآید که رفتار منافقان، بیماردلان و شایعهسازان، ناقض امنیت روانی جامعه بوده است بهخصوص آنکه حکومت اسلامی نیز درگیر جنگ است و هرآینه ممکن است سلب امنیت روانی از جامعه منجر به از بین رفتن امنیت جانی نیز گردد و حکومت اسلامی در معرض سقوط و شکست قرار گیرد. بنابراین رفتار این افراد صرفاً یک نوع تمرد، مزاحمت ناموسی و خبرسازی نیست، بلکه فضا به گونهای است که اقدامات آنها مقدمهای برای از بین بردن حکومت اسلامی و شکست مسلمانان است. با توجه به سیاق و فضایی که آیه در آن قرار دارد و نیز وجود ارکان محاربه، به نظر میآید که سه گروه منافقان، بیماردلان و شایعهسازان در زمرۀ محاربین هستند و به همین جهت بر آنها حدود محاربه (تبعید و قتل) در آیات 60 و 61 مترتب شده است. مضافاً آنکه در فقه برای خصوص بیماردل یا مرجف (شایعهساز) حد خاصی بیان نگردیده است که اگر چنین بود باید آشکار میشد. بنابراین آیۀ 60 سورۀ احزاب خاص بوده و نظر به آیۀ 33 سورۀ مائده دارد، گرچه از نظر زمان نزول، عام پس از خاص آمده است و این امر استبعادی ندارد. سلب امینت روانی منحصر در اشاعۀ خبر کذب یا تعرض به نوامیس نیست، بلکه ممکن است با تهدیدات مکرر نیز رخ دهد، مثل آنکه فردی صاحب قدرت با تکیه بر قدرت خود دائم افرادی را تهدید میکند، گرچه وی میداند که در مقام عمل نمیتواند اقدامی انجام دهد. واژۀ «مرجفون» یا همان شایعهسازان گفته میشود این واژه به معنای کسانی است که خبرهای دروغ را برای دلمشغولی مؤمنین و ناامید کردن یا ترساندن ایشان منتشر میکنند(طوسی، محمد بن حسن، بیتا، ج 8: 361). این افراد اعم از بیماردلان و منافقان هستند. بنابراین، رابطۀ بیماردلان و منافقان تباین بوده و رابطۀ شایعهسازان با منافقان و بیماردلان عموم مطلق است. چنانچه موضوع آیه به منافقان اختصاص داشته باشد، حکمی هم که ذیل آن و در آیۀ 61 بیان شده به منافقان تخصیص مییابد، بنابراین اگر برخی از مؤمنین فاسق امنیت روانی جامعه را از بین ببرند باید با آنها طبق عموم آیۀ 33 سورۀ مائده رفتار شود و نمیتوان حکم مذکور را در حق ایشان اجرا نمود. اما اگر موضوع آیۀ 60 اعم از منافق و مؤمن فاسق باشد، در این صورت در حق مؤمنین فاسق که امنیت روانی جامعه را سلب کردهاند نمیتوان به عموم آیۀ 33 عمل نمود و باید به حکم در این آیه و آیۀ 61 تعبد داشت. مطابق صریح آیات 60 و61، چنانچه این افراد دست از رویۀ خود مبنی بر سلب امنیت روانی و محاربه با حکومت اسلامی بر ندارند، حکومت اسلامی باید به مقابله با ایشان برخیزد؛ زیرا خدای متعال میفرماید: «لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ» که خطاب در اینجا شخص رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نیست؛ بلکه مخاطب حاکم عادل اسلامی است که متکفل ادارۀ جامعه میباشد و این شخص اعم از معصوم و غیرمعصوم (فقیه) است. در ادامه حاکم اسلامی باید به تبعید این افراد اقدام نماید (طوسی، محمد بن حسن، بیتا، ج 8: 361) و این اولین قدم برای بازگشت آرامش به جامعۀ اسلامی است. در گام بعد این افراد ملعون بوده و از رحمت خدا به دور هستند و به همین جهت خونشان محترم نیست و باید هرکجا یافت میشوند به طور حتم کشته شوند (قُتِّلوا تَقتیلاً) (طباطبایی، محمدحسین، 1393 ق، ج 16: 339).