تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
علی اقبالی پژوهشگر حوزه فناوری نرم هسته سیاست گذاری فرهنگی در یادداشتی مطرح کرد؛ تاب‌آوری اجتماعی نتیجه سرمایه اجتماعی در مواجهه با فشارهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی در این یادداشت با تحلیل روندها و چالش‌های ژئوپلیتیکی معاصر، به‌ویژه در روابط میان جمهوری اسلامی ایران و قدرت‌های جهانی چون ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی ، دو عامل «اتحاد ملی» و «حمایت مردمی از نظام» را عامل استقامت مردم ایران دانسته است و در ادامه به ارائه پیشنهادهای ایجابی و نوآورانه‌ای را برای ارتقاء سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری پرداخته است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی؛ علی اقبالی، پژوهشگر حوزه فناوری نرم هسته سیاست گذاری فرهنگی در یادداشتی تحلیلی به موضوع تاب‌آوری اجتماعی نتیجه سرمایه اجتماعی در مواجهه با فشارهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی پرداخت که در ادامه به آن اشاره می شود.   تحلیل روندها و چالش‌های ژئوپلیتیکی معاصر، به‌ویژه در روابط میان جمهوری اسلامی ایران و قدرت‌های جهانی چون ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، مستلزم درک عمق تاریخی و گستردگی ابعاد این منازعه است. تاریخچه درگیری‌ها، که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده و در طول دهه‌ها اشکال متفاوتی به خود گرفته، نشان‌دهنده یک راهبرد مستمر برای تضعیف و بی‌ثبات‌سازی جمهوری اسلامی ایران است. این راهبردها، طیفی وسیع را در بر می‌گیرند؛ از اعمال فشارهای اقتصادی سنگین و تحریم‌های هدفمند با هدف فلج کردن بخش‌های کلیدی اقتصاد و معیشت جامعه، تا تلاش برای ایجاد شکاف‌ها و انشقاق‌های داخلی از طریق دامن زدن به اختلافات مذهبی و قومی، و در نهایت، اتکاء به ابزارهای فشار جهانی و دیپلماتیک. این اقدامات، در مجموع، به دنبال کاهش توانمندی‌ها و تاب‌آوری ملی کشور در عرصه‌های مختلف بوده‌اند.   با وجود این فشارهای چندوجهی و پایدار، مقاومت و پیشبرد اهداف ملی در سال‌های گذشته، عمدتاً مرهون عامل حیاتی «اتحاد ملی» و «حمایت مردمی از نظام» بوده است. این پیوند عمیق میان حاکمیت و مردم، که می‌توان آن را تجلی «سرمایه اجتماعی» نظام تلقی کرد، در سال‌های اخیر به طور ویژه‌ای مورد هدف قرار گرفته است. یکی از مهم‌ترین ابزارهای این هدف‌گیری، «تحریم‌های هدفمند» بوده‌اند؛ تحریم‌هایی که با تمرکز بر اقلام اساسی و ضروری، فشار مضاعفی بر اقشار ضعیف و متوسط جامعه وارد می‌آورند، در حالی که احتمالاً محصولات لوکس یا کالاهای مصرفی گروه‌های خاص، از مصونیت نسبی برخوردار بوده‌اند. این رویکرد تبعیض‌آمیز در اعمال فشار، در کنار پدیده‌هایی چون رانت‌خواری و فساد احتمالی، می‌تواند منجر به کاهش «امید» و «انگیزه» شهروندان نسبت به نظام شود و سرمایه اجتماعی را به مرور فرسایش دهد. در چنین بستری، مقوله «تاب‌آوری اجتماعی» اهمیت دوچندان می‌یابد. موضوعاتی همچون وضعیت اضطراری ناشی از جنگ یا فشارهای خارجی، در صورتی که به صورت عادلانه و با توزیع برابر فشار میان تمام اقشار جامعه (اعم از فقیر و غنی) مدیریت شوند، می‌توانند به عاملی برای افزایش تاب‌آوری اجتماعی تبدیل گردند. این «برابری در مواجهه با سختی» می‌تواند حس همدلی و همبستگی را تقویت کند.   در راستای تقویت این همدلی و سرمایه اجتماعی، و به تبع آن، افزایش تاب‌آوری اجتماعی، «همدلی‌سازی» در جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است. مصادیقی چون برپایی موکب‌ها، ایستگاه‌های صلواتی، و کاروان‌های خودرویی که در مناسبت‌های خاص اجتماعی و مذهبی شاهد آن هستیم، نمونه‌هایی از «فناوری نرم» در ایجاد و تقویت پیوندهای اجتماعی و تقویت حس تعلق جمعی محسوب می‌شوند. این گونه فعالیت‌ها، با ایجاد بسترهای تعامل و خدمت‌رسانی متقابل، سرمایه اجتماعی را تغذیه کرده و در نهایت، ظرفیت جامعه را برای تحمل و عبور از بحران‌ها و فشارهای خارجی ارتقاء می‌بخشند. بنابراین، فناوری نرم، به عنوان ابزاری برای مدیریت و تقویت سرمایه اجتماعی، نقش مؤثری در افزایش تاب‌آوری کلان جامعه ایفا می‌کند.   نگاه نوآورانه به این حوزه، مستلزم فراتر رفتن از مصادیق موجود و طراحی سازوکارهای سیستماتیک و پایدارتر است. از منظر سیاست‌گذاری، پیشنهادهای ایجابی و نوآورانه‌ای را برای ارتقاء سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری می‌توان مطرح نمود:   ۱.  طراحی سکوهای دیجیتال مشارکتی برای تقویت سرمایه اجتماعی: فراتر از تجمع‌های فیزیکی، می‌توان از ظرفیت فناوری اطلاعات و ارتباطات برای ایجاد «پلتفرم‌های ملی مشارکت مدنی» بهره برد. این سکوها می‌توانند بستری برای طرح ایده‌های شهروندان در خصوص رفع چالش‌های اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی، مشارکت در تصمیم‌گیری‌های خرد محلی، و همچنین تسهیل «همیاری جمعی» در پروژه‌های اجتماعی و عام‌المنفعه باشند. این امر، حس تعلق و عاملیت شهروندان را افزایش داده و به طور مستقیم سرمایه اجتماعی را تغذیه می‌کند.   ۲.  تدوین و اجرای «برنامه‌های ملی سواد تاب‌آوری»: همان‌گونه که سواد رسانه‌ای یا مالی مورد توجه قرار گرفته است، «سواد تاب‌آوری» نیز باید به عنوان یک مهارت حیاتی در جامعه آموزش داده شود. این برنامه‌ها می‌توانند در سطوح مختلف آموزشی (از مدارس تا دانشگاه‌ها و دوره‌های آموزشی ضمن خدمت کارکنان دولت و عمومی) اجرا شوند. موضوعاتی چون مدیریت بحران فردی و خانوادگی، تاب‌آوری اقتصادی در شرایط تحریم، و روش‌های حفظ سلامت روان در فشارهای اجتماعی، باید در قالب محتواهای آموزشی جذاب و کاربردی ارائه گردند.   ۳.  ایجاد «آزمایشگاه‌های سیاست‌گذاری تاب‌آوری»: تشکیل کارگروه‌هایی متشکل از متخصصان علوم سیاسی، جامعه‌شناسی، اقتصاد، مدیریت دولتی، رسانه، و نمایندگان بخش‌های مردمی و خصوصی، برای طراحی، آزمودن، و ارزیابی سیاست‌های نوآورانه در حوزه تاب‌آوری و سرمایه اجتماعی. این آزمایشگاه‌ها می‌توانند با استفاده از رویکردهای «طراحی مشارکتی» (Co-design) و «تفکر سیستمی»، راهکارهای خلاقانه را در مقیاس کوچک (پایلوت) اجرا و نتایج آن را تحلیل کنند.   ۴.  بازطراحی نظام انگیزشی برای مشارکت اجتماعی و خدمت: ایجاد سازوکارهایی برای «شناسایی و تقدیر فعالانه» از کنشگران اجتماعی، گروه‌های جهادی، و افرادی که در تقویت سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری جامعه نقش مؤثری ایفا می‌کنند. این تقدیر می‌تواند فراتر از لوح‌های سپاس، شامل تسهیلات، اولویت در برخی خدمات، یا اعتبارات خرد برای توسعه فعالیت‌هایشان باشد. همچنین، می‌توان در مدل‌های مالیاتی یا اعتباری، برای فعالیت‌های عام‌المنفعه و تقویت‌کننده سرمایه اجتماعی، مشوق‌هایی در نظر گرفت.   ۵.  بهره‌گیری استراتژیک از «روایت‌پردازی رسانه‌ای» مبتنی بر ارزش‌های اسلامی-ایرانی: فراتر از پوشش رویدادهای همدلی‌ساز، باید با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای نوین (موشن گرافیک، انیمیشن، پادکست‌های تحلیلی)، «روایت‌های قدرتمند» از مقاومت، همدلی، خودباوری، و پیشرفت ملی را تولید و منتشر کرد. این روایت‌ها باید با تکیه بر مبانی علوم انسانی اسلامی و با زبانی روزآمد، حس «ما بودن» و «با هم بودن» را تقویت کرده و امید و انگیزه را در جامعه پایدار سازند. این کار مستلزم سرمایه‌گذاری هدفمند بر تولید محتوای رسانه‌ای استراتژیک است.   ۶.  توسعه «شبکه‌های همیاری متقابل»: حمایت از ایجاد و گسترش ساختارهای حمایتی غیررسمی و رسمی که افراد و گروه‌ها به صورت دوطرفه به یکدیگر کمک می‌کنند. این شبکه‌ها می‌توانند در حوزه‌هایی چون حمایت از افراد آسیب‌پذیر (مانند سالمندان، بیماران، یا خانواده‌های نیازمند)، تبادل مهارت‌ها و دانش، پشتیبانی از کسب‌وکارهای کوچک محلی، و مدیریت چالش‌های منطقه‌ای، نقش حیاتی ایفا کنند. استفاده از فناوری برای اتصال و هماهنگی این شبکه‌ها، دسترسی به منابع و افراد متخصص را تسهیل کرده و به طور چشمگیری تاب‌آوری جامعه را در برابر شوک‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی افزایش می‌دهد.   این پیشنهادات، با تمرکز بر طراحی سیستماتیک راهکارها و بهره‌گیری استراتژیک از فناوری و ارزش‌های بومی، گام‌های مؤثری در جهت ساخت جامعه‌ای تاب‌آورتر و منسجم‌تر برمی‌دارند. اجرای این طرح‌ها می‌تواند به ارتقاء چشمگیر سرمایه اجتماعی و توانایی جامعه برای مواجهه با چالش‌ها کمک شایانی نماید.  

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.