حجتالاسلام والمسلمین امیر مهاجر میلانی، عضو هیأت علمی و مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشکده زن و خانواده، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
تفکر «ما عقبماندهایمِ» روشنفکران غربزده با «مقاومت» در حال شکسته شدن است
حجتالاسلام والمسلمین مهاجر میلانی: امروز، با واقعه جنگ رمضان، عقده شکست نظامی در برابر ابرقدرتهای غربی تا حد زیادی برای جامعه ایرانی شکسته شده و بخشی از اعتبار گفتمان فرهنگی جمهوری اسلامی بازسازی شده است. با این حال، این به معنای بازیابی کامل اعتبار فرهنگی گفتمان جمهوری اسلامی نیست.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین امیر مهاجر میلانی، عضو هیأت علمی و مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشکده زن و خانواده، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
بدیهی است که هر شکست یا شکاف گفتمانی، معلول مجموعهای از شکستها و شکافهای عمیقتر است. اگر گفته شود که شکستهای نظامی ایران در جنگهای گذشته با روسیه، موجب شد بخشی از گفتمان و آگاهی جمعی ایرانیان به این سمت برود که «ما نمیتوانیم» یا «ما عقبماندهایم»، سخن بیراهی نیست.
ابن خلدون میگوید قوم مغلوب به این سمت میرود که در آداب و رسوم و فرهنگ و حتی عقلانیت خود قوم غالب را برتر بداند. اگر غلبه نظامی معنادار باشد، طبیعی است که اعتبار گفتمان فرهنگی قوم مغلوب نیز با چالشی جدی روبهرو میشود. بیتردید، غلبه نظامی، اقتصادی و ژئوپولتیکی غرب در یکصد و سی سال اخیر بر جامعه ایرانی در مشروعیتزدایی از گفتمان فرهنگی و دینی جامعه ایران بیتأثیر نبوده است.
اگر این روند در نقطهای معکوس نشود، بخش مهمی از جامعه ایران، باور و اعتقاد خود به گفتمان فرهنگی و دینی، اسلامی و شیعی ما را بازیابی نخواهد کرد. رخداد جنگ رمضان و افزایش توان نظامی و این واقعیت که گفتمان مقاومت در عرصه نظامی توانست کارکرد خود را نشان دهد، به طور قطع در تحول نگرشهای فرهنگی بخشی از جامعه تأثیر بسزایی خواهد داشت. ذات قدرت این است؛ گفتمانی که در حوزه اقتصادی یا نظامی غالب باشد، میتواند فرهنگ، باورها و نظامهای ارزشی خود را نیز به عنوان گفتمان برتر عرضه کند. ضرب المثل عربی «القدرت لمن غلب» نیز به همین معنا است.
جریان روشنفکری و نظام تولید دانش و دانشگاهی ما در یکصد و سی سال اخیر، همواره این نگاه را گسترش داده. باید بازنگری اساسی در عرصه فرهنگ، ارزشها و اخلاق، و نوع نگرش به هستی و انسان و رابطه دین و دنیا، نسبت به آنچه در گذشته انجام میدادیم صورت بگیرد.
منشأ این خودکمبینی در فرهنگ و باورها و ارزشهای دینی و این عدم رجوع به خویشتن، بیشک شکست در حوزههای نظامی و اقتصادی بوده است.
امروز، با واقعه جنگ رمضان، عقده شکست نظامی در برابر ابرقدرتهای غربی تا حد زیادی برای جامعه ایرانی شکسته شده و بخشی از اعتبار گفتمان فرهنگی جمهوری اسلامی بازسازی شده است. با این حال، این به معنای بازیابی کامل اعتبار فرهنگی گفتمان جمهوری اسلامی نیست.
اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، هر گفتمان فرهنگی در کنار اعتبار و اقتدار درونی خود، نیازمند عوامل بیرونی است تا تبدیل به گفتمان هژمونیک شود. قطعاً گفتمان اقتصادی هم باید تا حد زیادی تقویت شود و نظامیگری و توانمندی نظامی نیز باید به حدی برسد که جامعه را به این باور برساند که «ما میتوانیم». این باور نباید صرفاً در سطح زبان بماند، بلکه باید به یک باور درونی تبدیل شود. این امر زمانی رخ میدهد که شما از لحاظ نظامی در موقعیت فروپاشی نباشید و بتوانید در برابر بزرگترین قدرتهای نظامی مقاومت کنید. این مقاومت، ناخداگاه بخشی از زیست جمعی و فردی مردم را به باور «ما میتوانیم» سوق میدهد.
در کنار مشروعیت و اعتبار درونی گفتمان فرهنگی و دینی جمهوری اسلامی، که وقتی آدم به آن نگاه میکند، آن را غیرقابل مقایسه با گفتمانهای رقیب مییابد، و در کنار اعتباری که بر پایه توانمندی نظامی در جنگ تحمیلی و جنگ رمضان پیدا شد، میتوان امیدوار بود که بخش مهمی از اعتبار گفتمان فرهنگی ما نیز ترمیم شده است.
پس ما میتوانیم هم در حوزه تولید دانش، هم در نظامات فرهنگی و هم در ساماندهی مناسبات بومی جامعه ایرانی به موفقیت برسیم. به نظرم امروزه این باور تا حد زیادی قابل مشاهده است که مطالبه بسیاری از مردم این است که چرا توان نظامی ما باید در همین اندازه باشد؟
اینکه امروز پرسیده میشود «ما که میتوانستیم، چرا موشک قارهپیما نداریم؟ چرا ما هم نمیتوانیم مانند آمریکا برخی توانمندیهای نظامی در لبه فناوری جهانی داشته باشیم؟» خود نشاندهنده این است که ایمان به خود و آن پروژهای که حضرت امام با شعار «ما میتوانیم» آغاز کرد، امروز تا حد زیادی در جامعه نهادینه شده است.
البته مسئله بحران اقتصادی نیز باید تا حد قابل توجهی حل شود. این توانمندی نظامی و احساس سربلندی و سرافرازی پس از جنگ رمضان میتواند به عبور موفق از بحران اقتصادی نیز کمک کند. در کنار همافزایی سهگانهای که توضیح دادم ــ یعنی سربلندی نظامی، سامانیافتن وضعیت اقتصادی، و اعتبار و اقتدار درونی گفتمان فرهنگی ما ــ میتوان گفت که ما واقعاً از درون حرفی برای گفتن داریم. ما شبیه برخی فرهنگها نیستیم که از درون تهیاند و سخن جدی برای ارائه به جهان ندارند؛ تشیع گفتمانی است که به لحاظ فرهنگی ظرفیتها و حرفهای جدی و عمیقی برای عرضه دارد.
در کنار این سربلندی نظامی و با رفعورجوع بحران اقتصادی، به گمان من بخش مهمی از جامعه که طی یکصد تا یکصد و سی سال اخیر اسیر تبلیغات رسانهای، نوشتهها و جریانهای رسانهای شبکهای شده بود، خواهد توانست از درون به عمق ایده «ما میتوانیم» برسد. زمانی که جامعه ایرانی از درون به این باور برسد که «ما میتوانیم»، آنگاه میتوان از آغاز یک تمدن جدید سخن گفت.
چنانکه مقام معظم رهبری نیز در بیانیه اخیر خود، به مناسبت اربعین شهادت رهبر شهید، فرمودند: در گذشتهای نهچندان دور، هنگامی که از تمدن اسلامی سخن به میان میآمد، برای برخی امری بیمعنا به نظر میرسید؛ اما امروز این مفهوم در افقهای نسبتاً نزدیک قابل مشاهده است و میتوان تصویر دیگری از آن ارائه داد. به نظر من، این فراز از بیانیه ایشان بسیار امیدبخش و نویددهنده است و تحلیل واقعیتها نشان میدهد که سخنی بیارتباط با واقعیت نیست.
در کنار توانمندی نظامی، سامانیافتن اقتصاد و اعتبار درونی گفتمان فرهنگی، عناصر ضروری و لازم برای شکلگیری یک تمدن فراهم شده است؛ البته پیششرط همه اینها همان باور درونیشده «ما میتوانیم» است. میتوان گفت این باور هدیهای بزرگ بوده که حضرت امام خمینی و رهبر شهید امام خامنهای به مردم ایران عطا کردند و مردم ایران نیز توانستند آن را به عنوان هدیهای ربانی و الهی از سوی این دو امام بزرگوار انقلاب تلقی کنند.
[video width="1920" height="1080" mp4="https://ihkn.ir/wp-content/uploads/2026/04/1404012601.mp4"][/video]