حجتالاسلام والمسلمین سیدنقی موسوی، معاون پژوهش دانشگاه فرهنگیان، در نشست «فلسفه تربیت مقاومتی؛ دیدگاهها و رویکردها» مطرح کرد؛
تفاومت میان «تربیت مقاومتی» و «مقاومت تربیتی» / وجه تمایز جبهه مقاومت به رهبری امام شهید خامنهای با دیگر مبارزهها علیه امپریالیسم چیست؟
حجتالاسلام والمسلمین سیدنقی موسوی: اساساً نظامات آموزشی، خصوصاً نظام تربیت رسمی، در نسبت مستقیمی با نظامات سیاسی قرار دارند. معمولاً نسبت سیاست و قدرت با تربیت، نسبت مستقیمی است. تجربه تاریخی نشان داده که نهاد تربیت و نهاد علم، غالباً در خدمت نهاد قدرت و سیاست بودهاند یا مورد استعمار آن قرار گرفتهاند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، در یازدهمین نشست از سلسله وبینارهای «جنگ تحمیلی، دفاع مقدس و همبستگی ملی ایرانیان»، حجتالاسلام والمسلمین سیدنقی موسوی، معاون پژوهش دانشگاه فرهنگیان، با موضوع «فلسفه تربیت مقاومتی؛ دیدگاهها و رویکردها» با نگاهی فلسفی و با تأکید بر فلسفه تعلیم و تربیت، به تبیین مفهوم «تربیت مقاومتی» و تمایز آن با «مقاومت تربیتی» پرداخت که در ادامه گزارشی از صحبتهای ایشان ارائه میشود:
اساساً نظامات آموزشی، خصوصاً نظام تربیت رسمی، در نسبت مستقیمی با نظامات سیاسی قرار دارند. معمولاً نسبت سیاست و قدرت با تربیت، نسبت مستقیمی است. تجربه تاریخی نشان داده که نهاد تربیت و نهاد علم، غالباً در خدمت نهاد قدرت و سیاست بودهاند یا مورد استعمار آن قرار گرفتهاند.
تجربه نهاد مدرن تربیت (یعنی نظام اسکولینگ) نیز چنین بوده است که رابطهای تنگاتنگی با استراتژیهای استعماری داشته است. به تعبیر منتقدان پستمدرن در فلسفههای آموزش و پرورش پستمدرن، مدرسه بازوی استعمار است و نظام تربیت مدرسهای و اسکولینگ بازوی استعمار بوده است.
یکی از کارکردهای اصلی نظام آموزشی، حفظ وضع موجود و بازتولید فرهنگ و ارزشهای موجود است. در نگاه کلان و تمدنی، تمدن مدرن نظام تربیتی را طراحی کرده که به اصطلاح «نظام تربیت مدرسهای» یا «تربیت مدرن» از آن یاد میشود. این نظام در خدمت استعمار بوده است.
بین دو رویکرد، «تربیت مقاومتی» و «مقاومت تربیتی» در اندیشه امامین انقلاب قابل تفکیک است. این تفاوت در اندیشه، امام شهید ما به مثابه یک مربی بزرگ و مصلح بزرگ، هم رفتار و کردارشان و هم نوع نگرششان قابل صورتبندی مفهومی است.
ما در مقابل استکبار و استعمار (بهویژه آمریکا و اسرائیل) – که برای بار دوم و سوم، حتی جبهه صهیونیستی-آمریکایی علیه ایران مورد تهاجم قرار داد – علناً درباره نفت ایران، علناً درباره تجزیه ایران، علناً درباره دخالت در انتخاب رهبری، علناً از نابودی تمام تمدن ایران سخن میگوید، ایستادگی کردیم. این جرأت طوفان را امام شهید خامنهای (رضوانالله تعالی علیه)، به ما دادند و این انتصاب و صورتبندی نظری قابل انتساب به ایشان است. علی المبنا که ما هم باید تربیت ما مقاومتی باشد و هم مقاومت ما تربیتی باشد.
تفاوت این دو را اندکی شرح میدهم:
تربیت مقاومتی یعنی آن تربیتی که در صورتبندی فلسفی خود، مقاومت کردن هم هدف باشد (یعنی پرورش انسان مقاوم) و هم "اصل تربیت". اصل تربیتی – در اصطلاح فلسفه تربیت – یعنی تمام کنش و واکنش و ضوابط حاکم و واقعیتهای تعلیم و تربیت، فرایند تعلیم و تربیت باید ذیل چتر کلمهای به نام «مقاومت» باشد: مقاومت علیه استکبار، علیه طاغوت، علیه یزید زمان، علیه استعمار فرانو.
همچنین مقاومت روشی از روشهای تربیتی است؛ یعنی مربی در پرورش، باید تلاش کند اراده متربی را رشد بدهد، متربی مختار و مسئول و مقاوم را پرورش دهد تا باور مستحکم و دارای استقامت (هم استقامت درونی و هم استقامت بیرونی) داشته باشد. متربی را متوجه این موضوع کند که هم با دشمن درون (نفس اماره) و هم با دشمن بیرون (آمریکا و اسرائیل یا جریان ظلم و جریان استعمار) باید مواجه باشد.
تربیت باید مقاومتی باشد؛ یعنی مقاومت بر فرایند تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش حاکم باشد. آنچه در خیابان در حال رخ دادن است، نوعی تربیت مقاومتی است. در دل تربیت مقاومتی، تربیت میهنپرستانه و تربیت سیاسی است. در این شبها تربیت عقلانی دیده میشود. کودک، نوجوان و دانشآموزان ما، در خیابان بین آرمانگرایی و واقعگرایی نسبتی برقرار میکنند و در واقع انتخابگری میکنند.