تا اینکه برخی از افراد شاخص کشور که از دفتر خودِ امام شهید تقاضا داشتند که بیایند و در جلسه صحبت کنند. این نیز مزید علت شد که جلسه حضوری برگزار کنیم. به هر جهت همه تمهیدات برقرار شد تا آن جلسه شب قدر (۱۹ شب ماه رمضان) که شب قدر انقلاب اسلامی را رقم زد، شکل بگیرد. ما به محل وعده رفتیم.
در مسیرمان تا رسیدن به جلسه، فضای حاکم بر حرکت آقایان، فضای ذکر خدا و توسل به امام زمان (عج) بود؛ خصوصاً دعای سلامتی امام زمان و استغاثه به ایشان. این فضای عمومی خبرگان بود. وارد سالن که شدیم، حدود بیش از ۵۷ نفر حاضر شدند که بیش از دو سوم خبرگان بود و جلسه رسمیت یافت. اما هنوز اعضای هیئترئیسه نرسیده بودند؛ یعنی حضرت آیتالله موحدی کرمانی نیامده بودند، آیتالله بوشهری نیامده بودند. آقایان گفتند: «چون وقت ما کم است و فضا امنیتی است، شما شروع کنید.» از اعضای هیئت رئیسه بنده و آیتالله اراکی حضور داشتیم. بنده عرض کردم قرآن بخوانند؛ سوره قدر خوانده شد. سپس دعای سلامتی امام زمان را من خواندم و به آقایان گفتم: «همه بحثها، تاملات، مباحثات قبلاً شده است. اجازه دهید با اینکه وقت کم است، دیگر موافق و مخالف صحبت نکنند و اظهار نظری نشود. اگر کسی هم اظهار نظری داشت، شما اجازه ندهید صحبتش بشود. فقط رأی بدهید و بعداً من از شما رأی میگیرم.»