تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, گزارش, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول
شماره : 46784
تاریخ : ۸ مرداد, ۱۴۰۵ :: ۱۰:۳۳
حجت الاسلام والمسلمین سید احسان رفیعی علوی، رئیس دانشگاه باقر العلوم علیه السلام، در نشست علمی «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی» مطرح کرد؛ اجرای قصاص پایان کار نخواهد بود / آرامش حقیقی جامعه تنها با اقامه قسط حاصل می‌شود / فناوری اجتماعی تبدیل عواطف جمعی به عدالت اگر نتوانیم احساسات و عواطف اجتماعی را از طریق یک فناوری اجتماعی کارآمد به عقلانیت عملی پیوند بزنیم، حتی اجرای قصاص نیز پایان کار نخواهد بود. آرامش حقیقی جامعه تنها با اقامه قسط حاصل می‌شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، در نشست علمی «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی» که روز شنبه سوم مرداد برگزار شد، حجت الاسلام والمسلمین سید احسان رفیعی علوی، رئیس دانشگاه باقر العلوم علیه السلام، به ایراد سخن پرداخت. متن سخنان ایشان به شرح زیر است:

خونخواهی و فناوری اجتماعی

یکی از مهم‌ترین مسائل امروز جامعه ما، مسئله خون‌خواهی است. اگر این احساس اجتماعی در قالب یک فناوری اجتماعی پایدار و هدفمند هدایت نشود، ممکن است به‌جای آنکه زمینه‌ساز رشد اجتماعی باشد، به عاملی برای آسیب‌های اجتماعی تبدیل شود. رشد اجتماعی بدون عاطفه و مشارکت اجتماعی ممکن نیست، اما عاطفه نیز اگر در چارچوب یک عقلانیت دینی سامان نیابد، لزوماً به نتایج مطلوب منتهی نخواهد شد.

اگر فقه را تجلی عقلانیت دینی و الگوی اداره زندگی انسان بدانیم، باید بتواند فاصله میان موج عاطفه موجود در جامعه و نیازهای تمدنی را پر کند. این همان خلأیی است که باید با طراحی و بازتولید فناوری‌های اجتماعی مناسب برطرف شود.

گذر تاریخی: نهاد «ثار» در جاهلیت

برای تبیین این مسئله، می‌توان به تاریخ فقه قصاص و نهاد «ثار» در دوران جاهلیت رجوع کرد. پیش از تشریع احکام قصاص، خون‌خواهی یکی از نهادهای اجتماعی رایج در جامعه جاهلی بود. هرگاه فرد یا قبیله‌ای به جان، مال یا حیثیت قبیله دیگری تعرض می‌کرد، خون‌خواهی آغاز می‌شد و بسیاری از جنگ‌های طولانی جاهلی بر همین اساس شکل می‌گرفت. نمونه مشهور آن، جنگ «بَسوس» است که دهه‌ها میان دو قبیله ادامه یافت.

نهاد خون‌خواهی در جاهلیت ویژگی‌های مشخصی داشت:

  • فاقد حدود و ضوابط مشخص بود؛ خون‌خواهی هیچ مرز روشنی نداشت و می‌توانست به هر نوع انتقام و خشونتی بینجامد.
  • مرجع داوری و نقطه پایان نداشت؛ هیچ مرجع معتبری برای تعیین پایان خون‌خواهی وجود نداشت و چرخه انتقام می‌توانست بی‌پایان ادامه یابد.
  • میان جرم و مجازات تناسبی برقرار نبود؛ واکنش‌ها معمولاً فراتر از میزان جرم بود.
  • صاحب حق مشخصی نداشت؛ هر فردی از یک قبیله خود را مجاز می‌دانست از هر فردی از قبیله مقابل انتقام بگیرد.

این ساختار، نمونه‌ای از خون‌خواهی پیش از شکل‌گیری عقلانیت فقهی اسلام است. اسلام با تشریع احکام قصاص، این خون‌خواهیِ کور و بی‌ضابطه را به سازوکاری عقلانی و عادلانه برای اقامه قسط تبدیل کرد. ازاین‌رو، اگر امروز نیز بخواهیم میان عاطفه اجتماعی و نیازهای جامعه پیوندی صحیح برقرار کنیم، باید همان مسیر را ادامه دهیم؛ یعنی با بازتولید فناوری‌های اجتماعی، احساسات عمومی را در چارچوب عدالت و عقلانیت هدایت کنیم، نه آنکه آنها را به خشونت و انتقام بی‌ضابطه واگذاریم.

تشریع قصاص در اسلام؛ تبدیل خون‌خواهی به اقامه قسط

اسلام با تشریع احکام قصاص، نهاد خون‌خواهی را از یک رفتار بی‌ضابطه و انتقام‌جویانه به سازوکاری مبتنی بر عدالت تبدیل کرد. دو آیه محوری در این زمینه، آیه ۳۳ سوره اسراء و آیات قصاص در سوره بقره هستند که مبنای فقه قصاص در مذاهب اسلامی به شمار می‌آیند. این احکام، خون‌خواهی جاهلی را که تنها به گسترش خشونت و بی‌ثباتی اجتماعی می‌انجامید، در چارچوب قانون و عدالت سامان داد.

تاریخ جاهلیت نشان می‌دهد که استمرار چرخه انتقام، حتی هدف اولیه آن را نیز از میان می‌برد. در جنگ مشهور «بَسوس» که ده‌ها سال ادامه یافت، نسل‌های بعدی دیگر نمی‌دانستند ریشه این نزاع چه بوده است. این نمونه نشان می‌دهد که خون‌خواهیِ رهاشده از عقلانیت، به خشونتی بی‌هدف و پایان‌ناپذیر تبدیل می‌شود.

اسلام در مقابل این وضعیت، عناصر اصلی یک نظام عادلانه را بنیان نهاد: تعیین ولیّ دم به‌عنوان صاحب حق، اعطای اختیار مشروع به او، منع از تجاوز و اسراف در قصاص، و حمایت تشریعی از اجرای عدالت. بر اساس تفسیر علامه طباطبایی، تعبیر «إِنَّهُ كَانَ مَنصُورًا» بیانگر حمایت شارع از ولیّ دم در مسیر اقامه قسط است. بدین‌ترتیب، اسلام به جای تداوم خشونت، خون‌خواهی را به ابزاری برای تحقق عدالت تبدیل کرد.

اربعین؛ فناوری اجتماعیِ تولید حافظه جمعی

در کنار این بنیان فقهی، می‌توان از نظریه‌های جامعه‌شناختی نیز برای تبیین این مسئله بهره گرفت. یکی از مفاهیم مهم در جامعه‌شناسی، حافظه جمعی است. حافظه جمعی از طریق تکرار مناسک شکل می‌گیرد و مانع «فراموشی نهادینه» می‌شود. جامعه امروز نیز بیش از هر چیز به تولید و تقویت چنین حافظه‌ای نیاز دارد.

تجربه اربعین نمونه‌ای برجسته از این فناوری اجتماعی است. بیش از هزار سال از واقعه عاشورا گذشته، اما این مناسک توانسته است یاد و پیام آن را در حافظه جامعه زنده نگه دارد. البته ارزش اربعین تنها در برگزاری آیین‌ها نیست؛ بلکه در آن است که مناسک را به ابزاری برای حفظ آرمان اقامه قسط و انتقال آن به نسل‌های بعد تبدیل می‌کند.

از این منظر، مناسک هدف نهایی نیستند، بلکه وسیله‌ای برای شکل‌گیری حافظه جمعی‌اند. در مقابل، فراموشی نهادینه زمانی رخ می‌دهد که ساختارهای اجتماعی، رسانه‌ها و سبک زندگی، یک واقعه یا آرمان را به تدریج از ذهن جامعه حذف کنند. مناسک دینی، به‌ویژه اربعین، با تکرار مستمر خود در برابر این فراموشی ایستادگی می‌کنند و حافظه جمعی را بازتولید می‌کنند.

از منظر علوم شناختی نیز تثبیت یک مفهوم در ذهن انسان نیازمند تکرار و گذر زمان است. به همین دلیل، اربعین را می‌توان فرصتی برای درونی شدن یک حقیقت دانست؛ فرآیندی که طی آن یک مفهوم از حافظه کوتاه‌مدت عبور می‌کند، در حافظه میان‌مدت تثبیت می‌شود و سرانجام به بخشی از حافظه بلندمدت فرد و سپس حافظه جمعی جامعه تبدیل می‌شود.

بر این اساس، خون‌خواهی در اندیشه اسلامی صرفاً به مجازات عاملان یک جنایت محدود نمی‌شود. حتی اگر عاملان یک جنایت به سزای عمل خود برسند، این پایان خون‌خواهی نیست، بلکه آغاز شکل‌گیری و استمرار یک حافظه جمعی است که آرمان عدالت را در جامعه زنده نگه می‌دارد.

ازاین‌رو، فناوری اجتماعی مورد نیاز جامعه باید بر تقویت حافظه جمعی و عقلانیت دینی استوار باشد؛ فناوری‌ای که با بهره‌گیری از مناسک، آرمان عدالت را از سطح احساسات زودگذر فراتر برده و به یک هویت پایدار و زنده در جامعه تبدیل کند.

شبکه پایدار تعاملات اجتماعی؛ گام بعدی پس از حافظه جمعی

علاوه بر حافظه جمعی، جامعه برای تحقق اهداف خود به شبکه‌ای پایدار از تعاملات اجتماعی نیاز دارد؛ شبکه‌ای که از دل آیین‌ها و مناسک شکل بگیرد و به روابطی ماندگار میان افراد و جوامع تبدیل شود.

در یکی از سفرها به عراق، فرصتی پیش آمد تا با مادر یکی از مسئولان بلندپایه این کشور دیدار کنیم. این بانوی سالخورده که با ویلچر رفت‌وآمد می‌کرد، پس از شهادت یکی از رهبران مقاومت، به فرزند خود تأکید کرده بود که باید مراسم تشییع او در عراق برگزار شود و اگر چنین نشود، او را برای حضور در تشییع به ایران ببرد. این سخنان نشان می‌دهد که چگونه یک مادر، عواطف و جایگاه مادری خود را در خدمت یک باور و آرمان اجتماعی قرار می‌دهد. این تنها یک احساس فردی نیست، بلکه نشانه‌ای از شکل‌گیری حافظه جمعی و هویت مشترک در جامعه است.

اما حافظه جمعی به‌تنهایی کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، تبدیل این حافظه به شبکه‌ای پایدار از روابط و تعاملات اجتماعی است. برای مثال، حضور در زیارت اربعین یک مناسک دینی است، اما ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که این تجربه بتواند پیوندهای اجتماعی پایدار، همکاری، همبستگی و استمرار یک آرمان مشترک را در جامعه ایجاد کند.

در این نگاه، خون‌خواهی نیز صرفاً به معنای انتقام یا مجازات عاملان یک جنایت نیست، بلکه به معنای استمرار مسیر رشد اجتماعی است. تا زمانی که جامعه به عدالت، بلوغ اجتماعی و اقامه قسط نرسیده باشد، خون‌خواهی به پایان نرسیده است. این هدف تنها از طریق شکل‌گیری شبکه‌ای پایدار از رفتارها، روابط و کنش‌های اجتماعی محقق می‌شود.

هدف نهایی؛ اقامه قسط

اگر نتوانیم احساسات و عواطف اجتماعی را از طریق یک فناوری اجتماعی کارآمد به عقلانیت عملی پیوند بزنیم، حتی اجرای قصاص نیز پایان کار نخواهد بود. آرامش حقیقی جامعه تنها با اقامه قسط حاصل می‌شود.

نهضت امام حسین(ع) نیز بر همین مبنا قابل فهم است. آن حضرت برای انتقام شخصی قیام نکرد، بلکه هدف او برپایی عدالت الهی بود. ازاین‌رو، خون‌خواهی در منطق عاشورا، صرفاً به مجازات ظالمان محدود نمی‌شود، بلکه به تحقق عدالت در جامعه گره خورده است.

برخی نقل‌های تاریخی از واپسین لحظات زندگی امام حسین(ع) نیز همین حقیقت را بازگو می‌کنند. در این روایت‌ها، امام حتی در اوج مظلومیت و رنج، بیش از هر چیز دغدغه هدایت مردم و تحقق عدالت الهی را دارد. بر اساس این نقل‌ها، آن حضرت برای نابودی دشمنان دعا نمی‌کند، بلکه از خداوند می‌خواهد به حرمت او و خاندانش، این امت را مورد رحمت و آمرزش قرار دهد. این رویکرد نشان می‌دهد که هدف نهایی امام، انتقام شخصی نبود، بلکه اقامه قسط و هدایت جامعه بود.

بر همین اساس، خون‌خواهی در اندیشه اسلامی زمانی به کمال می‌رسد که از سطح احساسات و واکنش‌های مقطعی فراتر رود و به عدالت، رشد اجتماعی، حافظه جمعی پایدار و شبکه‌ای ماندگار از تعاملات اجتماعی بینجامد. تنها در چنین صورتی است که خون شهیدان، منشأ تحول و پیشرفت جامعه خواهد شد، نه صرفاً انگیزه‌ای برای انتقام.

نتیجه‌گیری

فناوری اجتماعی مورد نیاز جامعه باید بر دو پایه استوار باشد: تقویت حافظه جمعی و تبدیل آن به شبکه‌ای از رفتارها و تعاملات پایدار. تنها در این صورت می‌توان جامعه را به‌سوی تحقق عدالت و رشد اجتماعی هدایت کرد.

در این مسیر، نقش نخبگان و اندیشمندان در افزایش خودآگاهی جامعه و تبیین این فناوری اجتماعی، نقشی اساسی و انکارناپذیر است. حداقل وظیفه ما آن است که با آگاهی‌بخشی و تبیین صحیح این مفاهیم، زمینه شکل‌گیری چنین مسیری را در جامعه فراهم کنیم.

از خداوند متعال مسئلت داریم که دل‌های ما را مشمول رحمت خود قرار دهد و به برکت سیدالشهدا(ع)، توفیق خدمت در مسیر اقامه قسط و عدالت را به همه ما عنایت فرماید. همچنین بار دیگر از برگزارکنندگان این نشست برای دعوت و فراهم کردن این فرصت ارزشمند سپاسگزارم و بابت تأخیر در حضور، از حاضران پوزش می‌طلبم. برای همه استادان و حاضران، آرزوی توفیق و سربلندی دارم.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.