تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, گزارش, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول
شماره : 46846
تاریخ : ۱۵ مرداد, ۱۴۰۵ :: ۱۰:۴۷
حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نوروزی، استاد حوزه و دانشگاه و مدیر مؤسسه میراث فقاهت خراسان، در نشست علمی فرهنگی «جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد» مطرح کرد؛ چرا امامان معصوم(ع) مجاهد نامیده شده‌اند، در حالی که بیشتر آن‌ها جنگ نظامی نداشتند؟ قائد شهید در بیانات مختلف تأکید می‌کنند که جهاد لزوماً به معنای جنگ، قتال، خونریزی یا مبارزهٔ نظامی نیست، بلکه جهاد به معنای مطلق مبارزه است. بر اساس تعریفی که از بیانات ایشان [3] می‌توان ارائه کرد، جهاد عبارت است از: «هرگونه تلاش برای مقابله با دشمن و احیای حاکمیت اسلام».

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نوروزی، استاد حوزه و دانشگاه و مدیر مؤسسه میراث فقاهت خراسان، در نشست علمی فرهنگی «جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد» در نشست علمی فرهنگی «جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد در اندیشه و سیره شهید آیت‌الله العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)» که ششم مردادماه ۱۴۰۵ در تالار اندیشه کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی برگزار شد، به بررسی ابعاد اندیشه سیاسی و مبارزاتی شهید آیت‌الله خامنه‌ای پرداخت که در ادامه گزارش تفصیلی صحبت‌های ایشان را مشاهده می‌فرمایید:

محور اول: اندیشه سیاسی قائد شهید

عالمان و اندیشمندان اسلامی در مواجهه با مسائل سیاسی را می‌توان دست‌کم در سه طیف و گروه تقسیم کرد:

طیف اول: علما و اندیشمندانی که به مداخلهٔ دین در امور سیاسی اعتقاد و باور چندانی ندارند یا در این زمینه بی‌تفاوت و لابشرط هستند. شعار «جدایی دین از سیاست» به برخی از اندیشمندانی بازمی‌گردد که معتقدند در مسائل سیاسی نباید ورود کرد. این طیف، هرچند تعداد زیادی ندارد، در میان علمای شیعه و نیز در میان پیروان سایر فرق، ادیان و مذاهب وجود داشته است.

طیف دوم: عالمان و اندیشمندانی که دارای کنش و فعالیت سیاسی و مبارزاتی بوده‌اند. این طیف گسترده‌ای از علما و اندیشمندان را شامل می‌شود که در عرصهٔ سیاسی و مبارزاتی فعال بوده‌اند.

طیف سوم: عالمان و اندیشمندانی که علاوه بر فعالیت و کنش سیاسی، دارای اندیشهٔ سیاسی نیز بوده‌اند؛ یعنی از فکر سیاسی، مبنا و ایدئولوژی سیاسی و نظریهٔ سیاسی برخوردار بوده‌اند.

در دوران معاصر، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، امام خمینی، و قائد شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، از جمله عالمان دینی بودند که علاوه بر کنش و فعالیت مبارزاتی، دارای فکر و اندیشهٔ سیاسی و مبانی فقاهتی سیاسی بودند.

نظریهٔ حکومت دینی و ولایت مطلقهٔ فقیه که در دوران معاصر توسط امام خمینی پایه‌گذاری و اجرا شد، البته دارای پیشینهٔ تاریخی در تشیع است. این نظریه، یک نظریه و فکر سیاسی است که دارای بنیان‌های معرفتی و ادلهٔ مستحکم است. بنابراین، قائد شهید در زمرهٔ عالمان دینی قرار داشتند که علاوه بر کنش و فعالیت‌های مبارزاتی، دارای فکر سیاسی، اندیشهٔ سیاسی و مبانی فقاهتی سیاسی بودند.

عوامل مؤثر در شکل‌گیری اندیشهٔ سیاسی قائد شهید

عوامل و قرائن متعددی در شکل‌گیری اندیشهٔ سیاسی قائد شهید مؤثر بوده است که می‌توان به پنج مورد اشاره کرد: [1]

۱. پیشینهٔ خانوادگی

پدر، اجداد و عموی ایشان از علمای برجسته و مجاهد زمان خود بودند. عموی ایشان، مرحوم آیت‌الله سید محمد خامنه‌ای، معروف به «سید محمد پیغمبر»، شخصیتی بود که در منطقهٔ خود مورد توجه و مقبولیت مردم قرار داشت. همچنین مرحوم شیخ محمد خیابانی، مبارز معروف، شوهرعمهٔ ایشان بود. بنابراین، خاندان ایشان خاندانی مجاهد و مبارز بود و این پیشینه در شکل‌گیری شخصیت سیاسی قائد شهید تأثیرگذار بوده است.

۲. فضای فکری حوزهٔ علمیهٔ مشهد

حوزهٔ علمیهٔ مشهد از حوزه‌های پیشگام در جهاد و مبارزه و برخوردار از عالمان مجاهد با روحیهٔ عدالت‌خواهی، حریت فکری، مبارزه با باطل و صراحت در بیان بوده است. این ویژگی به دوران معاصر محدود نمی‌شود. در یکصد و پنجاه سال اخیر، جریان‌های فکری و شخصیت‌های علمی این حوزه، در موارد متعدد، رویکردهای مجاهدانه و مبارزاتی داشته‌اند.

در دورهٔ مشروطه، حوزهٔ مشهد دارای انجمن ایالتی و ولایتی بود. در مبارزه با روس‌ها نیز حوزهٔ مشهد به سردمداری شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله شیخ ذبیح‌الله مجتهد قوچانی، که از مشروطه‌خواهان بود، فعالیت‌ها و انجمن‌های مبارزاتی تشکیل داد و کنش‌های سیاسی متعددی از سوی علمای مشهد صورت گرفت.

در دورهٔ پهلوی اول نیز قیام مسجد گوهرشاد و مبارزات شخصیت‌هایی همچون مرحوم حاج‌آقا حسین قمی و مرحوم آقازاده از جمله نمونه‌های این سابقهٔ مبارزاتی است. پس از آن نیز با آغاز نهضت امام خمینی، حوزهٔ علمیهٔ مشهد به یکی از کانون‌های مبارزان و مجاهدان تبدیل شد.

بزرگانی که در این حوزه حضور داشتند نیز در شکل‌گیری شخصیت مجاهد قائد شهید نقش داشتند. از جمله می‌توان به مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مجتبی قزوینی اشاره کرد. قائد شهید در سخنان متعدد از ایشان به عنوان شخصیتی دارای روحیهٔ مبارزه یاد کرده و دربارهٔ ایشان تعابیری همچون «فلز ایشان مثل فلز مرحوم امام خمینی بود» به کار برده‌اند.

بنابراین، قائد شهید در فضای فکری و حوزوی‌ای با گرایش سیاسی و کنش سیاسی، یعنی حوزهٔ علمیهٔ مشهد، رشد یافتند. از این منظر، فضای خانوادگی و فضای فکری حوزوی، دو عامل مهم در شکل‌گیری شخصیت سیاسی ایشان بوده است.

۳. آشنایی با شخصیت‌های مبارز

شهید نواب صفوی سفرهای متعددی به مشهد داشت و سخنرانی‌های متعددی در این شهر انجام داد. قائد شهید در نوجوانی تحت تأثیر شخصیت ایشان قرار گرفتند.

در خاطراتی که از قائد شهید چاپ شده، در یک جایی می‌فرمایند[2]: «شخصیت‌های زیادی در من تأثیرگذار بودند؛ در درجهٔ اول مرحوم نواب صفوی بود.» خب، گروه فدائیان اسلام و مرحوم نواب صفوی در آن زمان خیلی موثر بودند. ایشان می‌فرمایند: «آن زمانی که ایشان به مشهد آمد، حدوداً پانزده‌سالم بود، من به شدت تحت تأثیر شخصیت او قرار گرفتم و بعد هم که از مشهد رفت، به فاصلهٔ چند ماه بعد با وضعیت خیلی بدی شهیدش کردند، این هم تأثیر او را در ما بیشتر عمیق کرد.» خب، یک همچین شخصیت‌هایی رفت‌وآمدشان به مشهد در یک نوجوان پانزده‌ساله تأثیر می‌گذارد.

ایشان در خاطرات خود دربارهٔ شخصیت‌هایی که در شکل‌گیری شخصیتشان تأثیرگذار بودند، از مرحوم نواب صفوی به عنوان یکی از مهم‌ترین افراد یاد کرده‌اند. به گفتهٔ ایشان، در زمان حضور نواب صفوی در مشهد، حدود پانزده سال داشتند و به‌شدت تحت تأثیر شخصیت او قرار گرفتند. شهادت نواب صفوی نیز این تأثیر را عمیق‌تر کرد.

بنابراین، حضور شخصیت‌های مبارز و رفت‌وآمد آنان به مشهد، در شکل‌گیری روحیهٔ مبارزاتی قائد شهید، به‌ویژه در دوران نوجوانی، مؤثر بود.

۴. آشنایی با اندیشمندان دارای ایدئولوژی مبارزاتی و سیاسی

قائد شهید با اندیشمندانی که دارای ایدئولوژی مبارزاتی و سیاسی بودند نیز آشنا شدند؛ از جمله سید قطب و جریان اخوان‌المسلمین، شیخ راضی آل‌یاسین و برخی دیگر از شخصیت‌های فکری معاصر.

ایشان آثار برخی از این اندیشمندان را مطالعه و حتی ترجمه کردند. از جمله، کتاب معروف سید قطب با عنوان «آینده در قلمرو اسلام» توسط قائد شهید ترجمه شده است. همچنین ترجمهٔ کتاب «صلح امام حسن» اثر شیخ راضی آل‌یاسین از دیگر آثار ایشان در این دوره است.

۵. آشنایی با امام خمینی

قائد شهید در سال ۱۳۳۶ و در حدود بیست‌وچند سالگی، برای نخستین بار با امام خمینی دیدار کردند. پس از آغاز نهضت امام خمینی در سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲، ایشان از نخستین شخصیت‌های فعال در مشهد در حمایت و همراهی با این نهضت بودند.

مبارزات ایشان با رژیم پهلوی آغاز شد و فعالیت‌های سیاسی جدی ایشان شکل گرفت. همچنین تحت تأثیر نظریهٔ ولایت فقیهٔ امام خمینی قرار گرفتند.

مجموعهٔ این عوامل، در شکل‌گیری اندیشه و شخصیت سیاسی قائد شهید مؤثر بود و می‌توان ایشان را در دوران معاصر از برجسته‌ترین اندیشمندان در عرصهٔ فقه سیاسی دانست.

در این زمینه، کتاب «اندیشهٔ سیاسی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» نوشتهٔ دکتر اسماعیلی، از آثار قابل توجه است. این کتاب به مؤلفه‌های اندیشهٔ سیاسی و برخی مبانی فکری قائد شهید دربارهٔ ولایت فقیه، تشکیل حکومت، رأی مردم و نظریهٔ انتخاب پرداخته و دیدگاه‌های ایشان را تحلیل کرده است.

نقش قائد شهید در نهضت امام خمینی و تفسیر مکتب امام

قائد شهید پس از آشنایی با امام خمینی و آغاز مبارزات از خرداد ۱۳۴۲، علاوه بر فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی در مشهد، به حلقهٔ وصل میان امام خمینی و علمای مشهد تبدیل شدند. پیام‌های مهم امام خمینی توسط ایشان به علمای مشهد و مردم این شهر منتقل می‌شد.

همچنین، از رحلت امام خمینی تا پایان حیات قائد شهید، می‌توان ایشان را یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین مفسران مکتب امام خمینی دانست.

محور دوم: معنای «جهاد» از منظر قائد شهید

قائد شهید در بیانات مختلف تأکید می‌کنند که جهاد لزوماً به معنای جنگ، قتال، خونریزی یا مبارزهٔ نظامی نیست، بلکه جهاد به معنای مطلق مبارزه است. بر اساس تعریفی که از بیانات ایشان [3] می‌توان ارائه کرد، جهاد عبارت است از: «هرگونه تلاش برای مقابله با دشمن و احیای حاکمیت اسلام». بر این اساس، جهاد یعنی مبارزه با دشمن در عرصه‌های مختلف. اگر دشمن در عرصهٔ فرهنگی دست به تهاجم فرهنگی بزند، ایستادگی در برابر آن، جهاد فرهنگی است. در عرصهٔ اقتصادی نیز اگر دشمن با سیاست‌های اقتصادی خود درصدد تضعیف تولید داخلی و ایجاد اختلال در نظام اقتصادی یک کشور اسلامی باشد، مقابله با سیاست‌های استعماری اقتصادی دشمن، جهاد اقتصادی محسوب می‌شود. تأکیدهای مکرر بر تولید داخلی، حمایت از کالای ایرانی و جهاد اقتصادی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است و همگی مصادیقی از مبارزه با دشمن هستند. ائمهٔ معصومین(ع) نیز با وجود آنکه ـ به جز امیرالمؤمنین(ع) و قیام سیدالشهدا(ع) ـ مبارزهٔ نظامی نداشتند، در زیارت‌نامه‌ها به عنوان مجاهد معرفی شده‌اند: «أَشْهَدُ أَنَّکَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ»[4]. بنابراین، جهاد ائمهٔ معصومین(ع) را نمی‌توان صرفاً به معنای مبارزهٔ نظامی دانست؛ بلکه مقصود، مبارزه و مقابلهٔ همه‌جانبه با دشمن است. این مبارزه می‌تواند علمی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی یا نظامی باشد. برای مثال، هنگامی که دشمن در میان جوانان شبهه‌افکنی می‌کند، مقابله با آن از طریق بیان حقیقت و پاسخ‌گویی به شبهات، مصداق «جهاد تبیین» است. همچنین جهاد سیاسی به معنای تلاش برای اصلاح امور اجتماعی و سیاسی جامعه در راستای اهداف اسلامی است. بر این اساس، جهاد دارای مصادیق متعددی است. این تعریف از جهاد، تعریفی جامع است که در کتاب‌های فقهی کمتر با این گستردگی مشاهده می‌شود. در تعاریفی که فقهایی همچون صاحب جواهر در «کتاب الجهاد» ارائه کرده‌اند، بیشتر بر مبارزهٔ نظامی، دفاع از سرزمین‌های اسلامی، دفاع از جان و مال و نوامیس تأکید شده است. این تعاریف صحیح‌اند، اما ناظر به معنای اخص جهاد هستند. در مقابل، قائد شهید معنای گسترده‌تری از جهاد ارائه می‌کنند که همان مبارزهٔ همه‌جانبه با دشمن است. این تعریف با مفهوم «جهاد اکبر» نیز سازگار است. در ادبیات اسلامی، جهاد اکبر به معنای جهاد با نفس و جهاد اصغر به معنای جهاد با دشمن در میدان جنگ دانسته شده است. بر اساس تعریف عام جهاد، مبارزه با نفس نیز مصداق جهاد است؛ زیرا در اینجا انسان با دشمن درونی، یعنی تمایلات نفسانی، مبارزه می‌کند. بنابراین، جهاد در اندیشهٔ سیاسی قائد شهید مفهومی جامع دارد و به تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی سرایت پیدا می‌کند.

محور سوم: پیشینهٔ تاریخی مبارزه با استبداد و استعمار در تاریخ شیعه

الف) ادله و مستندات فقهی مبارزه با استبداد و استعمار

مبارزه با استبداد، ظلم و استعمار ـ یعنی قرار گرفتن تحت سیطرهٔ کفر و طاغوت ـ در میان شیعه پیشینه‌ای طولانی دارد. در منطق اسلام و ادبیات فقاهتی، دو قاعدهٔ مهم در این زمینه وجود دارد:

۱. قاعدهٔ نفی سبیل

قاعدهٔ نفی سبیل بر این اصل استوار است که مسلمان نباید تحت سیطرهٔ کافر قرار گیرد. این قاعده مستند به آیات قرآن، از جمله آیهٔ ۱۴۱ سورهٔ نساء است: «وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» [5] این آیه بر نفی سلطهٔ کافران بر مؤمنان دلالت دارد. فقها از این اصل با عنوان «قاعدهٔ نفی سبیل» یاد کرده‌اند. بر اساس این قاعده، مبارزه با استعمار ضرورت پیدا می‌کند. استعمار به معنای سلطهٔ کافر بر مسلمان و دخالت و نفوذ او در امور جامعهٔ اسلامی است. وابستگی سیاسی، اقتصادی و نظامی کشورهای اسلامی به نظام‌های استکباری و قرار گرفتن منابع و مناسبات اقتصادی آنان تحت نظارت و کنترل قدرت‌های بیگانه، از مصادیق سلطهٔ استعماری است. یکی از نمونه‌های تاریخی این مبارزه، نهضت تحریم تنباکو است. هنگامی که امتیاز توتون و تنباکو در ایران به یک کمپانی انگلیسی واگذار شد، فتوای تاریخی میرزای شیرازی در مبارزه با استعمار که گفت: «استعمال توتون و تنباکو در حکم محاربه با امام زمان است»[6] سبب شد که این نقشهٔ استعماری از بین برود. این مبارزه بر مبنای اصل نفی سلطهٔ بیگانگان بر جامعهٔ اسلامی قابل تحلیل است. افزون بر آیهٔ قرآن، ادلهٔ روایی دیگری نیز برای این قاعده وجود دارد.

۲. قاعدهٔ ظلم‌ستیزی و مبارزه با ظالم

اصل دوم، مبارزه با ظلم و نفی ظلم‌پذیری است. منطق اسلام بر این اساس استوار است که انسان نباید ظلم کند و نباید تحت ظلم قرار گیرد: «لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ» [7] مبارزه با استبداد و ظلم، علاوه بر این مستند قرآنی، دارای ادلهٔ روایی و عقلی نیز هست. بنابراین، اگر یک نظام زورگو و طاغوتی به جامعه‌ای ظلم کند، مقابله با آن ضروری است. بر اساس این دو اصل، یعنی نفی ظلم‌پذیری و نفی سلطهٔ کفر و باطل، علمای شیعه در طول تاریخ در مقاطع مختلف درصدد مبارزه با استبداد و استعمار برآمده‌اند.

ب) شیوه‌های مقابلهٔ علما با استبداد و استعمار

مبارزات علما در طول تاریخ، متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی هر دوره، اشکال متفاوتی داشته است.

۱. نگارش کتاب‌ها و رساله‌های جهادیه

در برخی دوره‌ها، علمای شیعه از قدرت و امکان کافی برای مبارزهٔ نظامی برخوردار نبودند. در چنین شرایطی، آنان مباحث جهاد را در درس‌های خود مطرح می‌کردند و کتاب‌ها و رساله‌های جهادیه می‌نوشتند. شرایط خفقان سیاسی و فقدان امکان عملی برای مبارزهٔ نظامی، موجب می‌شد مبارزه بیشتر در عرصهٔ علمی و فکری دنبال شود.

۲. صدور فتاوای ضد استعماری

در برخی دوره‌ها، علما با صدور فتواهای ضد استعماری به مقابله با سلطهٔ بیگانگان پرداختند. فتوای تحریم تنباکوی میرزای شیرازی و فتوای جهاد با روسیه و انگلیس از سوی سید یزدی و مرحوم آخوند خراسانی، از جمله نمونه‌های این نوع مبارزه است.

۳. اقدامات سیاسی ضد استعماری

مبارزه با استعمار در مواردی فراتر از صدور فتوا و در قالب اقدامات سیاسی انجام شده است. در پیام «حوزهٔ پیشرو، سرآمد» که به مناسبت صدسالگی حوزهٔ علمیهٔ قم صادر شد، به نقش علمای شیعه در مبارزه با استعمار در یکصد سال اخیر اشاره شده است. اقدام سیاسی ضد استعماری الزاماً به معنای صدور فتوا نیست، بلکه می‌تواند شامل کنش سیاسی مستقیم نیز باشد. برای نمونه، مخالفت مرحوم آیت‌الله مدرس در مجلس با قراردادهای ضد استعماری و تلاش برای جلوگیری از اجرای آنها، یک اقدام سیاسی ضد استعماری محسوب می‌شود. همچنین مخالفت برخی علما با ورود و گسترش منسوجات خارجی در ایران و تلاش برای جلوگیری از آن، از دیگر نمونه‌های اقدامات سیاسی در مبارزه با استعمار است.

۴. رهبری مبارزات نظامی

در برخی دوره‌های تاریخی، علما با وجود محدودیت‌های موجود، مستقیماً به رهبری مبارزات نظامی پرداخته‌اند. برای نمونه، در دوره‌هایی از مبارزه با روس‌ها در مشهد، علما به اقدامات نظامی روی آوردند؛ سلاح تهیه و توزیع شد و برخی مدارس علمیه به پایگاه‌های نظامی تبدیل شدند. در دورهٔ معاصر نیز مبارزات امام خمینی با رژیم پهلوی نمونه‌ای از نقش مستقیم عالم دینی در رهبری مبارزه با استبداد است. بنابراین، اقدامات سیاسی، مبارزات نظامی، صدور فتواهای ضد استعماری و نگارش کتاب‌ها و رساله‌های جهادیه، از مهم‌ترین شیوه‌هایی بوده‌اند که علمای شیعه در طول تاریخ برای مبارزه با استبداد و استعمار به کار گرفته‌اند.

جهاد در ادبیات اسلامی؛ مفهومی فراتر از جنگ

جهاد در ادبیات اسلامی یک واژهٔ مقدس است. در ادیان و سنت‌های دیگر، از جمله یهودیت و مسیحیت، بحث جنگ و قتال مطرح شده است؛ اما در اسلام مفهوم «جهاد» به معنای عام مبارزه مطرح است و بخش مهمی از مشروعیت آن به دفاع بازمی‌گردد. شهید مطهری در کتاب «جهاد» بر این نکته تأکید می‌کند که ماهیت جهاد در اسلام، دفاع است.[8] بر این اساس، در منطق اسلامی، اصل بر هجمه و حملهٔ ابتدایی نیست. حتی جهاد ابتدایی که از نظر برخی فقها در زمان حضور امام معصوم(ع) جایز دانسته شده است، در تحلیل اسلامی در چارچوب دفاع در برابر شرک و تجاوز قابل بررسی است. بنابراین، بخش عمدهٔ مشروعیت جهاد در اسلام، دفاع در برابر تجاوز است. این رویکرد با تلقی‌هایی که در برخی ادیان و مکاتب از جنگ وجود دارد تفاوت دارد. در برخی قرائت‌های یهودی، جنگ با هدف تثبیت حاکمیت جهانی و بر مبنای ادعای برتری قومی مطرح شده است؛ در حالی که مفهوم جهاد در اندیشهٔ اسلامی، بر مبارزه در راه خدا و به‌ویژه دفاع در برابر تجاوز و سلطه استوار است.

محور چهارم: ابعاد مبارزه در سیرهٔ قائد شهید

قائد شهید از پیشگامان جهاد و مبارزه در دوران معاصر به شمار می‌روند. این مجاهدت، همانند مبارزات علمای شیعه در طول تاریخ، در دوره‌های مختلف شدت و ضعف داشته و متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی، از جمله دوره‌های خفقان و تقیه، اشکال متفاوتی پیدا کرده است. با مطالعهٔ تاریخ شیعه از دوران غیبت امام عصر(عج) تا دورهٔ معاصر، می‌توان قائد شهید، آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای، را از شخصیت‌های برجسته‌ای دانست که هم از اندیشه و ایدئولوژی سیاسی برخوردار بوده و هم در عرصهٔ کنش و فعالیت سیاسی و مبارزاتی حضور داشته است.

مصادیق مبارزات قائد شهید

۱. مبارزهٔ عملی با رژیم پهلوی و رژیم طاغوت قائد شهید از ابتدای جوانی و پس از آشنایی با نهضت امام خمینی، مبارزه با رژیم پهلوی را آغاز کردند. این مبارزه در قالب سخنرانی‌های روشنگرانه برای عموم مردم در مسجد کرامت و مسجد امام حسن(ع)، ارائهٔ مباحث سیاسی و تبیین ایدئولوژی سیاسی برای طلاب و دانشجویان در این مساجد و مدرسهٔ میرزا جعفر و همچنین در درس تفسیر ایشان در حوزهٔ علمیهٔ مشهد دنبال شد. انتشار و تکثیر اعلامیه‌های مراجع، به‌ویژه امام خمینی، و رساندن آنها به مردم، تربیت طلاب و شاگردان مبارز، تبادل نامه میان امام خمینی و علما، و ترجمه و تألیف آثار دارای مضامین و ایدئولوژی مبارزاتی، از دیگر اقدامات ایشان بود. تحمل سال‌ها حصر، زندان‌های پیاپی و شکنجه نیز از دیگر ابعاد مبارزهٔ ایشان با رژیم پهلوی بود. [9] ۲. مبارزه در دوران دفاع مقدس در دوران جنگ تحمیلی و در مبارزه با رژیم صدام و نیروهای منطقه‌ای و بین‌المللی حامی آن، قائد شهید هم در مدیریت جنگ نقش داشتند و هم به‌صورت مستقیم در دفاع مقدس حضور یافتند. حضور ایشان در این عرصه، ماهیتی جهادگونه و مجاهدانه داشت. ۳. صدور فتواهای ضد استعماری و ضد استبدادی قائد شهید در دورهٔ مرجعیت خود، فتواها و مواضع متعددی در زمینهٔ مبارزه با استعمار و استبداد داشتند. تحریم استفاده از کالاهای اسرائیلی و کالاهای وابسته به بیگانگان و توصیهٔ مکرر به استفاده از کالای داخلی، تولید ملی و تقویت ظرفیت‌های داخلی، از جمله این موارد است. ۴. تشکیل و انسجام‌بخشی به جبههٔ مقاومت تشکیل و انسجام‌بخشی به جبههٔ مقاومت از مهم‌ترین اقدامات قائد شهید بود. ایشان به سامان‌دهی و تربیت نیروهای مبارز و مجاهد در سطح فراملیتی، فراقومی و فرامرزی پرداختند و نیروهای مقاومت در افغانستان، پاکستان، لبنان، سوریه، عراق، یمن و ایران را در چارچوب یک جبههٔ واحد به یکدیگر مرتبط کردند. این جبهه در مبارزه با طاغوت، استکبار جهانی، آمریکا و اسرائیل و نیز مقابله با جریان‌های انحرافی و گروه‌های تکفیری مانند داعش نقش داشت. دفاع از مظلومان، دفاع از حرم‌های اهل‌بیت(ع) در عراق و سوریه و دفاع از سرزمین‌های اسلامی از جمله ثمرات این جریان بود. مقابله با داعش و جریان‌های تکفیری و خارج کردن بخش‌هایی از عراق و سوریه از سلطهٔ این گروه‌ها، از اقدامات مهم این دوره به شمار می‌رود. ۵. نامه به جوانان آمریکا و اروپا قائد شهید در نامه‌هایی خطاب به جوانان آمریکا و اروپا به دفاع از ارزش‌های اسلامی و تبیین واقعیت‌های جهان اسلام پرداختند. مخاطب قرار دادن جوانان در کشورهای غربی، روشنگری و تلاش برای بیدارسازی آنان، از مصادیق مبارزهٔ فرهنگی و جهاد تبیین بود. ۶. تدریس و تألیف در حوزهٔ جهاد قائد شهید در حوزهٔ علمیهٔ تهران، با وجود مسئولیت‌های متعدد، به تدریس «کتاب الجهاد» پرداختند. بخشی از تقریرات این درس با عنوان «ثلاث رسائل فی الجهاد» منتشر شده است. بنابراین، فعالیت ایشان در زمینهٔ جهاد، علاوه بر عرصهٔ عملی و سیاسی، در حوزهٔ تدریس و تألیف علمی نیز دنبال شده است. ۷. سخنرانی و تبیین مبانی جهاد و مبارزه سخنرانی‌های متعدد قائد شهید دربارهٔ مبارزه و جهاد، با هدف ایجاد انگیزه در مردم، مبارزان و مجاهدان و تقویت روحیهٔ آنان انجام می‌شد. تقریظ‌ها و نوشته‌های ایشان بر آثار دفاع مقدس نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است و در جهت تقویت روحیهٔ جهاد و مقاومت قرار داشت. ۸. حمایت مالی از مجاهدان اسلامی کمک‌های مالی و حمایت از مجاهدان اسلامی در کشورهای مختلف، از دیگر ابعاد فعالیت‌های ایشان بود. این حمایت‌ها شامل تقویت جبهه‌های مقاومت در لبنان، فلسطین و سایر کشورهای اسلامی می‌شد. ۹. تقویت نیروهای نظامی داخلی تقویت نیروهای نظامی داخلی، از جمله بسیج، سپاه و ارتش، از دیگر اقدامات قائد شهید بود. این روند به خودکفایی کشور در عرصهٔ نظامی و دفاعی، توسعهٔ صنایع موشکی و دفاعی، تربیت نیروهای نخبهٔ نظامی و حمایت از نیروهای متخصص انجامید. تأسیس و توسعهٔ مراکز آموزشی و دانشگاه‌های نظامی، از جمله دانشگاه‌های افسری، نیز در همین راستا قرار داشت. ۱۰. مبارزه با اسرائیل و دفاع از فلسطین دفاع از فلسطین و مقابله با اسرائیل از دیگر محورهای مبارزاتی قائد شهید بود. این مبارزه علاوه بر صدور فتوا و مواضع فقهی، در قالب حمایت و مبارزهٔ غیرمستقیم و در سال‌های اخیر در قالب مقابلهٔ مستقیم با اسرائیل دنبال شد و با هدف دفاع از مردم فلسطین و مقابله با سلطهٔ اسرائیل بر جهان اسلام صورت گرفت. ۱۱. مبارزه با تجزیه‌طلبی و جریان‌های معارض داخلی مبارزه با جریان‌های تجزیه‌طلب و گروه‌های معارض داخلی و تلاش برای حفظ تمامیت ارضی ایران، از دیگر ابعاد مبارزات قائد شهید بود. حفظ یکپارچگی سرزمینی و مقابله با عوامل داخلی و خارجی تهدیدکنندهٔ آن، از مسائل مهم دورهٔ زعامت ایشان محسوب می‌شود. ۱۲. مبارزه با مداخلهٔ آمریکا مقابله با مداخلهٔ آمریکا در امور ایران، جلوگیری از سلطه و نفوذ این کشور و جلوگیری از ایجاد پایگاه‌های نظامی آمریکا در ایران، از دیگر محورهای مبارزهٔ قائد شهید بود. ۱۳. مبارزه با فتنه‌ها و آشوب‌های داخلی قائد شهید در مواجهه با فتنه‌ها و آشوب‌های داخلی، از جمله وقایع سال‌های ۱۳۷۸، ۱۳۸۸ و حوادث سال‌های اخیر، نقش فعالی در برقراری آرامش اجتماعی و مقابله با جریان‌های فتنه و عوامل ایجادکنندهٔ آشوب ایفا کردند. ۱۴. مقابله با جنایتکاران و عوامل ناامن‌کنندهٔ جامعه مقابله با جنایتکاران و عوامل داخلی و خارجی ناامن‌کنندهٔ جامعه و تأکید بر اجرای حدود شرعی و قصاص، از دیگر اقدامات قائد شهید در جهت کاهش جرم و برقراری ثبات و امنیت اجتماعی بود. ۱۵. ترسیم نقشهٔ راه مبارزه برای آیندهٔ کشور مجموعهٔ بیانات قائد شهید، به‌ویژه «بیانیهٔ گام دوم انقلاب» و منشور «حوزهٔ پیشرو و سرآمد»، چارچوبی برای ترسیم نقشهٔ راه آیندهٔ مبارزه در جمهوری اسلامی ارائه کرده است. این اسناد، جهت‌گیری‌های کلی نظام و جامعهٔ اسلامی را در مواجهه با چالش‌های آینده مشخص می‌کنند. ۱۶. جهاد فرهنگی مقابله با هجمه‌های فرهنگی دشمن و تهاجم فرهنگی غرب، از دیگر عرصه‌های مبارزهٔ قائد شهید بود. تأسیس و تقویت مراکز و مؤسسات فرهنگی، از جمله مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی و دانشگاه‌هایی مانند جامعةالمصطفی، بخشی از این اقدامات است. توسعهٔ برنامه‌های فرهنگی در مساجد، گسترش کانون‌های فرهنگی مساجد، اعتکاف، هیئت‌های مذهبی و حمایت از تولید و ترویج آثار ادبی و فرهنگی مرتبط با جهاد و مقاومت نیز در همین چارچوب قرار می‌گیرد. ۱۷. جهاد علمی کمک به رشد علمی کشور، حرکت به سوی خودکفایی علمی و فناوری، ارتقای جایگاه علمی ایران، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و توسعهٔ ظرفیت‌های علمی و فناورانه، از دیگر ابعاد جهاد در سیرهٔ قائد شهید بود. ۱۸. جهاد اقتصادی مبارزه با تحریم‌های خارجی، حمایت و تشویق تولید ملی، حمایت از کالای داخلی، توسعهٔ اقتصاد دانش‌بنیان و ترویج اقتصاد مقاومتی از اقدامات قائد شهید در عرصهٔ جهاد اقتصادی بود. ۱۹. جهاد خدمت‌رسانی شکل‌گیری و گسترش گروه‌های جهادی با هدف خدمت‌رسانی به مردم، از دیگر عرصه‌های جهاد اجتماعی بود. این گروه‌ها در زمینه‌هایی همچون کمک‌رسانی در جنگ، زلزله، سیل و سایر حوادث و مسائل اجتماعی فعالیت کردند و در جهت خدمت به اقشار مختلف جامعه سازمان‌دهی شدند. ۲۰. ترویج و نهادینه‌سازی جهاد تبیین تأکید بر جهاد تبیین و ضرورت تلاش برای بیان حقیقت و پاسخ‌گویی به شبهات دشمن، از مهم‌ترین توصیه‌های قائد شهید در سال‌های اخیر بود. ایشان بر نقش مردم و به‌ویژه نخبگان در این عرصه تأکید داشتند و خود نیز در زمینهٔ تبیین مسائل برای مردم و مسئولان پیشگام بودند. تبیین نقشه‌ها و راهبردهای دشمنان برای سران کشورهای اسلامی و تأکید بر ضرورت مقابله با استعمار نیز در همین چارچوب قرار داشت. شکل‌گیری امت اسلامی و تقویت اتحاد جهان اسلام در برابر دشمنان اسلام، از دغدغه‌های مهم قائد شهید بود.

جمع‌بندی

بررسی سیرهٔ قائد شهید نشان می‌دهد که مفهوم مبارزه در اندیشه و عمل ایشان، تنها به مبارزهٔ نظامی محدود نبوده، بلکه طیف گسترده‌ای از عرصه‌های سیاسی، نظامی، فرهنگی، علمی، اقتصادی، اجتماعی و رسانه‌ای را دربرمی‌گرفته است. از مبارزه با رژیم پهلوی و دفاع مقدس تا تشکیل جبههٔ مقاومت، حمایت از فلسطین، جهاد فرهنگی و علمی، اقتصاد مقاومتی، خدمت‌رسانی و جهاد تبیین، همگی در چارچوب یک تلقی جامع از جهاد و مبارزه قابل تحلیل هستند. [10] _______________________ [1]. رک: کتاب «اندیشه سیاسی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» (تالیف محمدمهدی اسماعیلی). [2].  https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2884. .[3] https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=4790. [4]. كامل الزيارات، ج 1، ص 39. [5]. سوره نساء، آیه 141. [6]. تاریخ دخانیه، ص ۱۱۸. [7]. سوره بقره، آیه 279. [8]. جهاد، ص 39. [9]. رک: کتاب‌های «شرح اسم» و «خون دلی که لعل شد». [10]. تهیه و تنظیم: مهدی حسن پور.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.