حجتالاسلام والمسلمین علیرضا نوروزی، استاد حوزه و دانشگاه و مدیر مؤسسه میراث فقاهت خراسان، در نشست علمی فرهنگی «جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد» مطرح کرد؛
چرا امامان معصوم(ع) مجاهد نامیده شدهاند، در حالی که بیشتر آنها جنگ نظامی نداشتند؟
قائد شهید در بیانات مختلف تأکید میکنند که جهاد لزوماً به معنای جنگ، قتال، خونریزی یا مبارزهٔ نظامی نیست، بلکه جهاد به معنای مطلق مبارزه است. بر اساس تعریفی که از بیانات ایشان [3] میتوان ارائه کرد، جهاد عبارت است از: «هرگونه تلاش برای مقابله با دشمن و احیای حاکمیت اسلام».
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین علیرضا نوروزی، استاد حوزه و دانشگاه و مدیر مؤسسه میراث فقاهت خراسان، در نشست علمی فرهنگی «جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد» در نشست علمی فرهنگی «جهاد و مبارزه با استعمار و استبداد در اندیشه و سیره شهید آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای(رضواناللهتعالیعلیه)» که ششم مردادماه ۱۴۰۵ در تالار اندیشه کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی برگزار شد، به بررسی ابعاد اندیشه سیاسی و مبارزاتی شهید آیتالله خامنهای پرداخت که در ادامه گزارش تفصیلی صحبتهای ایشان را مشاهده میفرمایید:
عالمان و اندیشمندان اسلامی در مواجهه با مسائل سیاسی را میتوان دستکم در سه طیف و گروه تقسیم کرد:
طیف اول: علما و اندیشمندانی که به مداخلهٔ دین در امور سیاسی اعتقاد و باور چندانی ندارند یا در این زمینه بیتفاوت و لابشرط هستند. شعار «جدایی دین از سیاست» به برخی از اندیشمندانی بازمیگردد که معتقدند در مسائل سیاسی نباید ورود کرد. این طیف، هرچند تعداد زیادی ندارد، در میان علمای شیعه و نیز در میان پیروان سایر فرق، ادیان و مذاهب وجود داشته است.
طیف دوم: عالمان و اندیشمندانی که دارای کنش و فعالیت سیاسی و مبارزاتی بودهاند. این طیف گستردهای از علما و اندیشمندان را شامل میشود که در عرصهٔ سیاسی و مبارزاتی فعال بودهاند.
طیف سوم: عالمان و اندیشمندانی که علاوه بر فعالیت و کنش سیاسی، دارای اندیشهٔ سیاسی نیز بودهاند؛ یعنی از فکر سیاسی، مبنا و ایدئولوژی سیاسی و نظریهٔ سیاسی برخوردار بودهاند.
در دوران معاصر، بنیانگذار جمهوری اسلامی، امام خمینی، و قائد شهید، حضرت آیتالله خامنهای، از جمله عالمان دینی بودند که علاوه بر کنش و فعالیت مبارزاتی، دارای فکر و اندیشهٔ سیاسی و مبانی فقاهتی سیاسی بودند.
نظریهٔ حکومت دینی و ولایت مطلقهٔ فقیه که در دوران معاصر توسط امام خمینی پایهگذاری و اجرا شد، البته دارای پیشینهٔ تاریخی در تشیع است. این نظریه، یک نظریه و فکر سیاسی است که دارای بنیانهای معرفتی و ادلهٔ مستحکم است. بنابراین، قائد شهید در زمرهٔ عالمان دینی قرار داشتند که علاوه بر کنش و فعالیتهای مبارزاتی، دارای فکر سیاسی، اندیشهٔ سیاسی و مبانی فقاهتی سیاسی بودند.
عوامل و قرائن متعددی در شکلگیری اندیشهٔ سیاسی قائد شهید مؤثر بوده است که میتوان به پنج مورد اشاره کرد: [1]
۱. پیشینهٔ خانوادگی
پدر، اجداد و عموی ایشان از علمای برجسته و مجاهد زمان خود بودند. عموی ایشان، مرحوم آیتالله سید محمد خامنهای، معروف به «سید محمد پیغمبر»، شخصیتی بود که در منطقهٔ خود مورد توجه و مقبولیت مردم قرار داشت. همچنین مرحوم شیخ محمد خیابانی، مبارز معروف، شوهرعمهٔ ایشان بود. بنابراین، خاندان ایشان خاندانی مجاهد و مبارز بود و این پیشینه در شکلگیری شخصیت سیاسی قائد شهید تأثیرگذار بوده است.
۲. فضای فکری حوزهٔ علمیهٔ مشهد
حوزهٔ علمیهٔ مشهد از حوزههای پیشگام در جهاد و مبارزه و برخوردار از عالمان مجاهد با روحیهٔ عدالتخواهی، حریت فکری، مبارزه با باطل و صراحت در بیان بوده است. این ویژگی به دوران معاصر محدود نمیشود. در یکصد و پنجاه سال اخیر، جریانهای فکری و شخصیتهای علمی این حوزه، در موارد متعدد، رویکردهای مجاهدانه و مبارزاتی داشتهاند.
در دورهٔ مشروطه، حوزهٔ مشهد دارای انجمن ایالتی و ولایتی بود. در مبارزه با روسها نیز حوزهٔ مشهد به سردمداری شخصیتهایی همچون آیتالله شیخ ذبیحالله مجتهد قوچانی، که از مشروطهخواهان بود، فعالیتها و انجمنهای مبارزاتی تشکیل داد و کنشهای سیاسی متعددی از سوی علمای مشهد صورت گرفت.
در دورهٔ پهلوی اول نیز قیام مسجد گوهرشاد و مبارزات شخصیتهایی همچون مرحوم حاجآقا حسین قمی و مرحوم آقازاده از جمله نمونههای این سابقهٔ مبارزاتی است. پس از آن نیز با آغاز نهضت امام خمینی، حوزهٔ علمیهٔ مشهد به یکی از کانونهای مبارزان و مجاهدان تبدیل شد.
بزرگانی که در این حوزه حضور داشتند نیز در شکلگیری شخصیت مجاهد قائد شهید نقش داشتند. از جمله میتوان به مرحوم آیتالله حاج شیخ مجتبی قزوینی اشاره کرد. قائد شهید در سخنان متعدد از ایشان به عنوان شخصیتی دارای روحیهٔ مبارزه یاد کرده و دربارهٔ ایشان تعابیری همچون «فلز ایشان مثل فلز مرحوم امام خمینی بود» به کار بردهاند.
بنابراین، قائد شهید در فضای فکری و حوزویای با گرایش سیاسی و کنش سیاسی، یعنی حوزهٔ علمیهٔ مشهد، رشد یافتند. از این منظر، فضای خانوادگی و فضای فکری حوزوی، دو عامل مهم در شکلگیری شخصیت سیاسی ایشان بوده است.
۳. آشنایی با شخصیتهای مبارز
شهید نواب صفوی سفرهای متعددی به مشهد داشت و سخنرانیهای متعددی در این شهر انجام داد. قائد شهید در نوجوانی تحت تأثیر شخصیت ایشان قرار گرفتند.
در خاطراتی که از قائد شهید چاپ شده، در یک جایی میفرمایند[2]: «شخصیتهای زیادی در من تأثیرگذار بودند؛ در درجهٔ اول مرحوم نواب صفوی بود.» خب، گروه فدائیان اسلام و مرحوم نواب صفوی در آن زمان خیلی موثر بودند. ایشان میفرمایند: «آن زمانی که ایشان به مشهد آمد، حدوداً پانزدهسالم بود، من به شدت تحت تأثیر شخصیت او قرار گرفتم و بعد هم که از مشهد رفت، به فاصلهٔ چند ماه بعد با وضعیت خیلی بدی شهیدش کردند، این هم تأثیر او را در ما بیشتر عمیق کرد.» خب، یک همچین شخصیتهایی رفتوآمدشان به مشهد در یک نوجوان پانزدهساله تأثیر میگذارد.ایشان در خاطرات خود دربارهٔ شخصیتهایی که در شکلگیری شخصیتشان تأثیرگذار بودند، از مرحوم نواب صفوی به عنوان یکی از مهمترین افراد یاد کردهاند. به گفتهٔ ایشان، در زمان حضور نواب صفوی در مشهد، حدود پانزده سال داشتند و بهشدت تحت تأثیر شخصیت او قرار گرفتند. شهادت نواب صفوی نیز این تأثیر را عمیقتر کرد.
بنابراین، حضور شخصیتهای مبارز و رفتوآمد آنان به مشهد، در شکلگیری روحیهٔ مبارزاتی قائد شهید، بهویژه در دوران نوجوانی، مؤثر بود.
۴. آشنایی با اندیشمندان دارای ایدئولوژی مبارزاتی و سیاسی
قائد شهید با اندیشمندانی که دارای ایدئولوژی مبارزاتی و سیاسی بودند نیز آشنا شدند؛ از جمله سید قطب و جریان اخوانالمسلمین، شیخ راضی آلیاسین و برخی دیگر از شخصیتهای فکری معاصر.
ایشان آثار برخی از این اندیشمندان را مطالعه و حتی ترجمه کردند. از جمله، کتاب معروف سید قطب با عنوان «آینده در قلمرو اسلام» توسط قائد شهید ترجمه شده است. همچنین ترجمهٔ کتاب «صلح امام حسن» اثر شیخ راضی آلیاسین از دیگر آثار ایشان در این دوره است.
۵. آشنایی با امام خمینی
قائد شهید در سال ۱۳۳۶ و در حدود بیستوچند سالگی، برای نخستین بار با امام خمینی دیدار کردند. پس از آغاز نهضت امام خمینی در سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲، ایشان از نخستین شخصیتهای فعال در مشهد در حمایت و همراهی با این نهضت بودند.
مبارزات ایشان با رژیم پهلوی آغاز شد و فعالیتهای سیاسی جدی ایشان شکل گرفت. همچنین تحت تأثیر نظریهٔ ولایت فقیهٔ امام خمینی قرار گرفتند.
مجموعهٔ این عوامل، در شکلگیری اندیشه و شخصیت سیاسی قائد شهید مؤثر بود و میتوان ایشان را در دوران معاصر از برجستهترین اندیشمندان در عرصهٔ فقه سیاسی دانست.
در این زمینه، کتاب «اندیشهٔ سیاسی حضرت آیتالله خامنهای» نوشتهٔ دکتر اسماعیلی، از آثار قابل توجه است. این کتاب به مؤلفههای اندیشهٔ سیاسی و برخی مبانی فکری قائد شهید دربارهٔ ولایت فقیه، تشکیل حکومت، رأی مردم و نظریهٔ انتخاب پرداخته و دیدگاههای ایشان را تحلیل کرده است.
قائد شهید پس از آشنایی با امام خمینی و آغاز مبارزات از خرداد ۱۳۴۲، علاوه بر فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی در مشهد، به حلقهٔ وصل میان امام خمینی و علمای مشهد تبدیل شدند. پیامهای مهم امام خمینی توسط ایشان به علمای مشهد و مردم این شهر منتقل میشد.
همچنین، از رحلت امام خمینی تا پایان حیات قائد شهید، میتوان ایشان را یکی از مهمترین و برجستهترین مفسران مکتب امام خمینی دانست.


