تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : h133
حوزه : ۱۰ خبر اول, اخبار, برگزیده ترین ها, گزارش, مشروح خبرها, مهم ترین خبر صفحه اول
شماره : 47155
تاریخ : ۲۷ شهریور, ۱۴۰۵ :: ۱۲:۱۴
حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نوروزی، استاد حوزه و دانشگاه و مدیر مؤسسه میراث فقاهت خراسان، در نشست علمی «جهاد و مبارزه در اندیشه امامیه» مطرح کرد؛ از تحریم تنباکو تا تحریم کالای خارجی؛ آیا «جهاد اقتصادی» ریشه تاریخی دارد؟ مقابله اقتصادی با دشمن سابقه‌ای در تاریخ علمای شیعه دارد. برای نمونه، در برخی دوره‌ها، علمایی همچون سید محمدکاظم یزدی، صاحب «العروة الوثقى»، استفاده از منسوجات خارجی را تحریم و بر استفاده از تولیدات داخلی تأکید کرده‌اند.[6] چنین اقداماتی را می‌توان نمونه‌ای از مقابله اقتصادی با نفوذ و فشار بیگانگان دانست.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا نوروزی، استاد حوزه و دانشگاه و مدیر مؤسسه میراث فقاهت خراسان، در نشست علمی «جهاد و مبارزه در اندیشه امامیه» که ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ در دفتر آیت‌الله یعقوبی در مشهد مقدس برگزار شد، با تبیین مفهوم جهاد در اندیشه امامیه، به بررسی تفاوت آن با مفهوم جنگ و مبارزه در سایر ادیان و مکاتب پرداخت و دیدگاه‌های مختلف فقهای امامیه درباره گستره معنایی جهاد را تشریح کرد. وی در ادامه، با استناد به شواهد قرآنی، روایی و تاریخی، بر معنای عام جهاد و فراتر رفتن آن از مبارزه نظامی تأکید کرد.

تبیین مفهوم جهاد در اندیشه امامیه و مقایسه آن با سایر ادیان

جهاد در اندیشه علمای امامیه مفهومی متفاوت از جنگ و مبارزه در سایر ادیان، از جمله مسیحیت و یهودیت، و نیز در میان اقوام و ملل مختلف دارد.

در میان علمای امامیه درباره معنای اصطلاحی جهاد اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی معنای جهاد را محدود به مبارزه نظامی دانسته‌اند، در حالی که گروهی دیگر معنایی عام‌تر برای آن ارائه کرده‌اند. در این بحث، معنای عام جهاد مورد تأکید قرار می‌گیرد؛ معنایی که شماری از بزرگان معاصر نیز آن را تقویت کرده‌اند و بر اساس آن، ثمرات و کارکردهای گسترده‌تری برای جهاد قابل تصور است.

کاربرد واژه جهاد در قرآن و روایات

واژه «جهاد» بارها در آیات قرآن و روایات به کار رفته و برای آن اقسام مختلفی ذکر شده است. از جمله، در برخی روایات از «جهاد اکبر» برای مبارزه با هوای نفس و از «جهاد اصغر» برای مبارزه نظامی با دشمن در میدان جنگ سخن گفته شده است.

همچنین جهاد از جنبه‌های مختلف به جهاد جانی، مالی، عملی، لسانی و قلبی تقسیم شده است. این تقسیم‌بندی‌ها نشان می‌دهد که مفهوم جهاد لزوماً به عرصه نظامی محدود نیست.

دو رویکرد در تعریف جهاد

در تعریف جهاد، دو رویکرد کلی وجود دارد: تعریف محدود و تعریف عام.

در رویکرد نخست، جهاد عمدتاً به معنای مبارزه نظامی با دشمن دانسته شده است. برای نمونه، در «لسان العرب» آمده است: «أیّ القتال»؛ یعنی جهاد به معنای قتال است.[۱]

صاحب جواهر نیز در تعریف اصطلاحی جهاد می‌نویسد:

«بذل النفس و ما یتوقف علیه من المال فی محاربة المشرکین أو الباقین علی وجه المخصوص.»[۲]

بر اساس این دیدگاه، جهاد به معنای بذل جان و مال در مبارزه با مشرکان و دشمنان در چارچوبی خاص است؛ بنابراین، محور اصلی آن مبارزه نظامی در میدان جنگ خواهد بود.

تعریف عام جهاد

در مقابل، تعریف گسترده‌تری از جهاد ارائه شده است که آن را به مبارزه نظامی محدود نمی‌کند. راغب اصفهانی در «المفردات» جهاد را چنین تعریف می‌کند:

«استفراغ الوسع فی مدافعة العدو»؛ یعنی به‌کارگیری تمام توان در دفاع و مقابله با دشمن.[۳]

در این تعریف، جهاد به نوع خاصی از مبارزه یا مکان مشخصی مانند میدان جنگ محدود نشده است؛ بلکه معیار، به‌کارگیری تمام توان برای مقابله با دشمن است.

برخی فقهای امامیه نیز همین معنای عام را در تعریف اصطلاحی جهاد مورد توجه قرار داده‌اند. در «الروضة البهیة» آمده است:

«بذل النفس و المال و الوسع فی إعلاء کلمة الإسلام و إقامة شعائر الإیمان.»[۴]

بر اساس این تعریف، جهاد عبارت است از به‌کارگیری جان، مال و توان در راه اعتلای اسلام و برپایی شعائر ایمان.

تأکید بر معنای عام جهاد

در میان اندیشمندان معاصر، شهید آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر نیز در آثار خود بر این نکته تأکید کرده است که جهاد نباید به مبارزه نظامی محدود شود.[۵] بر اساس این رویکرد، جهاد مفهومی عام و به معنای مبارزه و مقابله با دشمن است و هر نوع مواجهه با دشمن، در صورت تحقق شرایط آن، می‌تواند در چارچوب مفهوم جهاد قرار گیرد.

بنابراین، اگر بخواهیم تعریفی جامع از جهاد ارائه کنیم، مناسب‌تر است آن را مفهومی عام بدانیم که مبارزه نظامی تنها یکی از مصادیق آن است و عرصه‌های مختلف مقابله با دشمن را نیز دربرمی‌گیرد.

شواهد قرآنی و روایی بر معنای عام جهاد

اگر جهاد را به معنای مطلق مبارزه با دشمن بدانیم، می‌توان برای آن مصادیق متنوعی در عرصه‌های مختلف برشمرد. برای مثال، اگر دشمن در عرصه اقتصادی به مسلمانان فشار وارد کند، تحریم اقتصادی یا ایجاد فشار بر معیشت جامعه اسلامی نوعی هجمه اقتصادی محسوب می‌شود و مقابله با آن، «جهاد اقتصادی» خواهد بود.

نمونه‌هایی از مقابله اقتصادی با دشمن

مقابله اقتصادی با دشمن سابقه‌ای در تاریخ علمای شیعه دارد. برای نمونه، در برخی دوره‌ها، علمایی همچون سید محمدکاظم یزدی، صاحب «العروة الوثقى»، استفاده از منسوجات خارجی را تحریم و بر استفاده از تولیدات داخلی تأکید کرده‌اند.[6] چنین اقداماتی را می‌توان نمونه‌ای از مقابله اقتصادی با نفوذ و فشار بیگانگان دانست.

بر همین اساس، نوع جهاد متناسب با نوع تهاجم دشمن تعیین می‌شود. اگر تهاجم در عرصه نظامی باشد، مقابله با آن جهاد نظامی است؛ اگر دشمن با ایجاد شبهه و تفرقه به عرصه فکری و اعتقادی وارد شود، پاسخ به آن می‌تواند جهاد لسانی و تبیینی باشد؛ و اگر تهاجم در عرصه فرهنگ صورت گیرد، مقابله با آن جهاد فرهنگی خواهد بود. بنابراین، تعبیرهایی مانند جهاد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، برآمده از برداشت عام از مفهوم جهاد است.

چهار دلیل بر معنای عام جهاد

برای اثبات معنای عام جهاد می‌توان به شواهد قرآنی و روایی متعددی استناد کرد.

۱. اطلاق واژه جهاد در قرآن

در آیات متعددی از قرآن کریم، واژه جهاد به صورت مطلق به کار رفته و لزوماً به معنای مبارزه نظامی نیست. به‌ویژه در آیات مکی، نمی‌توان جهاد را به معنای جنگ نظامی دانست؛ زیرا جهاد نظامی به معنای اصطلاحی آن در دوره مدینه تشریع شد.

بنابراین، کاربرد واژه جهاد در قرآن نشان می‌دهد که این واژه مفهومی گسترده‌تر از مبارزه نظامی دارد.

۲. روایات دال بر اطلاق جهاد

در روایات نیز شواهدی بر این معنای عام وجود دارد. از جمله در روایتی آمده است:

«الله الله فی الجهاد بأموالکم و أنفسکم و ألسنتکم فی سبیل الله.»[7]

در این روایت، جهاد با سه ابزار «مال»، «جان» و «زبان» مطرح شده است. بنابراین، جهاد منحصر به حضور در میدان جنگ نیست و می‌تواند مقابله با دشمن از طریق فعالیت مالی، جانی یا زبانی را نیز دربرگیرد.

۳. مفهوم جهاد در زیارت‌های مأثور

دلیل دیگر، تعابیری است که در زیارت‌های مأثور از ائمه معصومین(ع) آمده است. در «زیارت جامعه کبیره» و «زیارت امین‌الله» درباره اهل‌بیت(ع) تعبیر «جهاد» به کار رفته است. در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم:

«و جاهدتم فی الله حق جهاده.»[8]

این تعبیر درباره همه ائمه معصومین(ع) به کار رفته است؛ در حالی که به‌جز امیرالمؤمنین(ع) و امام حسین(ع)، سایر ائمه(ع) وارد جنگ نظامی به معنای متعارف آن نشدند. بنابراین، جهاد در اینجا نمی‌تواند صرفاً به معنای مبارزه نظامی باشد.

مبارزات ائمه(ع) در دوره‌های مختلف، عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و فکری را نیز دربرمی‌گرفت؛ از جمله مبارزه علمی، پاسخ به شبهات و مقابله با جریان‌های سیاسی و فرهنگی مخالف. از این رو، کاربرد واژه جهاد درباره همه ائمه(ع) مؤید آن است که در ادبیات دینی، جهاد مفهومی عام و به معنای مبارزه در راه خداست.

تفاوت مفهوم جهاد در اسلام با جنگ در سایر ادیان

مفهوم جهاد در اسلام را باید از مفهوم جنگ و قتال در برخی ادیان و تمدن‌های دیگر تفکیک کرد. در بررسی تاریخی تعالیم مرتبط با جنگ در یهودیت، مسیحیت، آیین زرتشت و تمدن‌های یونان و روم باستان، مباحث مختلفی درباره جنگ و قواعد آن وجود دارد؛ اما مفهوم جهاد در ادبیات اسلامی معنای متفاوتی دارد.

در برخی متون یهودی، ایده برتری قوم یهود و ضرورت دستیابی به حاکمیت بر سرزمین‌ها با جنگ و قتال پیوند خورده است. در مقابل، در ادبیات اسلامی، «جهاد» لزوماً به معنای جنگ و خون‌ریزی نیست. به همین دلیل، در تاریخ اسلام از بسیاری از علما و اندیشمندان به عنوان «مجاهد» یاد شده است، در حالی که فعالیت آنان الزاماً همراه با جنگ نظامی نبوده است و حتی آثاری با عنوان «رساله فی الجهاد» در موضوعات غیرنظامی نیز نگاشته شده است.

مبارزه سیاسی و اجتماعی علما به عنوان مصداق جهاد

در تاریخ معاصر نیز نمونه‌هایی از مبارزه غیرنظامی علما با ظلم و استعمار دیده می‌شود. برای مثال، آیت‌الله مدرس در مجلس شورای ملی با قراردادها و سیاست‌های استعماری مخالفت کرد و در برابر نفوذ بیگانگان ایستاد. چنین اقداماتی را می‌توان نمونه‌ای از مبارزه سیاسی و اجتماعی در برابر سلطه و استعمار دانست.

فلسفه جهاد در اسلام؛ دفاع در برابر تجاوز

نکته مهم دیگر، فلسفه تشریع جهاد در اسلام است. شهید مرتضی مطهری بر این باور است که ماهیت جهاد، دفاع است و بخش مهمی از مشروعیت جهاد در اسلام به دفاع در برابر تجاوز بازمی‌گردد.[9]

بر اساس این دیدگاه، جهاد در اسلام برای کشورگشایی و تصاحب سرزمین‌های دیگر تشریع نشده است، بلکه هدف اصلی آن دفاع در برابر تجاوز و ظلم است. حتی در بحث جهاد ابتدایی نیز می‌توان این مبنا را در نظر گرفت که جهاد در نهایت به دفاع از انسان‌ها در برابر ظلم و سلطه بازمی‌گردد.

قرآن کریم بر مبارزه با ظلم و نفی سلطه تأکید دارد:

«لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»؛ نه ظلم کنید و نه مورد ظلم قرار گیرید.[10]

همچنین در نهج‌البلاغه آمده است:

«کُونُوا لِلظَّالِمِ خَصْماً»؛ دشمن و مخالف ظالم باشید.[11]

بنابراین، یکی از مبانی مهم جهاد در اسلام، مقابله با ظلم و دفاع از مظلوم است.

مبارزه با ظلم و شرک

ظلم در منطق قرآن تنها به تجاوز نظامی یا سیاسی محدود نیست. شرک نیز از مصادیق ظلم شمرده شده است:

«إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ.»[12]

از این منظر، مبارزه با شرک نیز در چارچوب مقابله با ظلم قابل تحلیل است. بنابراین، فلسفه جهاد در اسلام را می‌توان در دفاع در برابر ظلم و سلطه و مقابله با ظالم جست‌وجو کرد.

مبارزه با استعمار و قاعده نفی سبیل

مبارزه با استعمار نیز بر همین مبنا قابل تبیین است. استعمار به معنای قرار گرفتن جامعه و سرزمین مسلمانان تحت سلطه بیگانگان، با اصل نفی سلطه کافران بر مؤمنان تعارض دارد. قرآن کریم می‌فرماید:

«و.»[13]

این آیه از مبانی قرآنی «قاعده نفی سبیل» است؛ قاعده‌ای که بر نفی سلطه بیگانگان بر جامعه اسلامی تأکید دارد.

بر این اساس، مبارزه با استبداد و ظلم از یک سو و مبارزه با استعمار و سلطه بیگانگان از سوی دیگر، هر دو دارای مبانی قرآنی و روایی هستند.

سیره عملی علمای امامیه در مبارزه در طول تاریخ

در طول تاریخ، چه در عصر حضور ائمه معصومین(ع) و چه پس از آن، فقهای امامیه هرگاه زمینه‌ای برای جهاد و مبارزه فراهم بوده، متناسب با شرایط زمان اقدام کرده‌اند. این اقدامات گاهی نظامی و گاهی فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی بوده است.

در دوره معاصر و پیش از انقلاب اسلامی، هنگامی که ایران تحت نفوذ و سلطه روسیه و انگلیس قرار داشت، نمونه‌های متعددی از فتاوای جهادی علمای شیعه برای مقابله با استعمارگران صادر شد. در برخی موارد نیز علما مستقیماً به اقدامات نظامی و مسلحانه روی آوردند.

مبارزه علمای مشهد با روس‌ها

یکی از نمونه‌های تاریخی، مبارزه علمای مشهد با روس‌هاست. حدود یکصد و پنجاه سال پیش، در شرایطی که امکان مقابله نظامی فراهم بود، برخی بزرگان مشهد حوزه و طلاب را برای مقابله با نیروهای روس مسلح کردند و مدارس علمیه به پایگاه‌هایی برای سازمان‌دهی نیروهای طلبه تبدیل شد.

این نمونه نشان می‌دهد که هرگاه شرایط اقتضا می‌کرد و امکان مبارزه نظامی وجود داشت، علمای شیعه از آن استفاده می‌کردند؛ اما در بسیاری از دوره‌های تاریخی، به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی، امکان مبارزه نظامی وجود نداشت و فقها از شیوه‌های دیگری برای مقابله استفاده می‌کردند.

مبارزه با استعمار از طریق فتوا

در تاریخ تشیع نمونه‌های فراوانی از مبارزه ضد استعماری فقها وجود دارد. یکی از مشهورترین نمونه‌ها، فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی است که به عنوان اقدامی مؤثر در مقابله با نفوذ بیگانگان و دفاع از منافع جامعه اسلامی شناخته می‌شود.[14]

همچنین در دوره‌هایی که فضای سیاسی و اجتماعی امکان مبارزه مستقیم را نمی‌داد و علما در شرایط تقیه قرار داشتند، برخی فقهای شیعه به نگارش کتاب‌ها و رساله‌های جهادی روی آوردند. بنابراین، شیوه مبارزه علما همواره متناسب با شرایط زمان و امکانات موجود تغییر کرده است.

جمع‌بندی

بر اساس شواهد قرآنی، روایی و تاریخی، جهاد در ادبیات اسلامی مفهومی عام‌تر از مبارزه نظامی دارد و می‌تواند هر نوع تلاش و مقابله در راه خدا و در برابر دشمن را دربرگیرد. جهاد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، فکری و نظامی، همگی می‌توانند در چارچوب این معنای عام تعریف شوند.

از سوی دیگر، فلسفه اساسی جهاد در اسلام، دفاع در برابر ظلم و تجاوز و مقابله با سلطه ظالمان است. از همین رو، مبارزه با استبداد، استعمار و سایر اشکال سلطه را می‌توان در چارچوب مبانی جهاد و دفاع در اسلام تحلیل کرد.

جهاد از مبارزه نظامی تا جهاد فرهنگی و اقتصادی

بررسی تاریخ اندیشه و عمل علمای امامیه نشان می‌دهد که جهاد و مبارزه در ادبیات اسلامی مفهومی گسترده دارد و به مبارزه نظامی محدود نیست. فلسفه اصلی این مبارزه، مقابله با ظلم و دفاع در برابر سلطه و تجاوز است.

بر همین اساس، ائمه معصومین(ع) و فقهای امامیه در طول تاریخ، متناسب با شرایط، شیوه‌های مختلفی از مبارزه را به کار گرفته‌اند؛ هرگاه شرایط برای مبارزه نظامی فراهم بوده، از آن استفاده کرده‌اند و در غیر این صورت، مبارزه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیگر اشکال مبارزه را دنبال کرده‌اند.

وظیفه حوزه‌های علمیه در عرصه جهاد

بر اساس این نگاه، حوزه‌های علمیه و روحانیت نیز در عرصه جهاد و مقابله با ظلم مسئولیت دارند و باید متناسب با شرایط، از ظرفیت‌های مختلف استفاده کنند؛ از جهاد مالی و لسانی گرفته تا جهاد عملی و قلبی.

در روایتی از امیرالمؤمنین(ع) آمده است که اگر جهاد عملی امکان‌پذیر نبود، جهاد لسانی و اگر آن نیز ممکن نبود، جهاد قلبی باید انجام شود.[15] جهاد قلبی به معنای حفظ روحیه مبارزه با باطل و ستم و ابراز انزجار درونی از ظلم است.

از این منظر، جهاد می‌تواند در زبان، قلم، عمل و حتی موضع قلبی انسان در برابر ظلم و باطل تحقق یابد.

منابع

[۱] ابن منظور، لسان العرب، ج ۳، ص ۱۳۳.

[۲] نجفی جواهری، شیخ محمدحسن، جواهر الکلام، ج ۲۱، ص ۳.

[۳] راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج ۱، ص ۲۰۸.

[۴] شهید ثانی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج ۲، ص ۳۸۱.

[۵] بیانات آیت‌الله خامنه‌ای، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار.

[6] طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، العروة الوثقى، ج ۲، ص ۳۴۵.

[7] کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۸.

[8] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۰۹.

[9] همان.

[10] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۱۴، ص ۴۵.

[11] سوره بقره، آیه ۲۷۹.

[12] نهج‌البلاغه، نامه ۴۷.

[13] سوره لقمان، آیه ۱۳.

[14] سوره نساء، آیه ۱۴۱.

[15] اصفهانی کربلایی، تاریخ دخانیه، ۱۳۷۷ش، ص ۱۱۸.

[16] حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۱۵، ص ۴۷.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.