آیت الله محسن اراکی در جلسه درس خارج «فقه فرهنگ» مطرح کرد؛
آیا میتوان با دروغ دشمن، به همان شیوه مقابله کرد؟
آیا هجاء شخص کافر به دروغ و نسبت دادن نقایصی که ارتکاب آنها ثابت نشده است شرعاً جایز است؟ به دو شرط دروغ بستن به کافر جایز است.
آیا هجاء شخص کافر به دروغ و نسبت دادن نقایصی که ارتکاب آنها ثابت نشده است شرعاً جایز است؟ به دو شرط دروغ بستن به کافر جایز است.
فقه تربیت نه محصول اضافهکردن پسوند «تربیت» به فقه است، و نه تلاشی برای توجیه فقهیِ دستاوردهای علوم تربیتی جدید. دانشی مستقل است با موضوع مشخص، سرفصلهای قابلتعریف، و پرسشهایی که هیچ باب فقهی دیگری بهصورت منسجم به آنها پاسخ نداده است. پایهریزی درست آن مشروط به یک کار مقدماتی جدی است: توافق بر سر تعریف. بدون این توافق، هر کس به راهی خواهد رفت و این دانش نوپا، پیش از اینکه به بلوغ برسد، در همان ابهام مفهومی اولیهاش باقی خواهد ماند.
اقدامات ضربتی در حوزه حجاب معمولاً اثر ثابت و ماندگار ندارند. تجربه فعالیت در مدارس نشان میدهد که پس از سخنرانی، تعدادی از دانشآموزان به حجاب گرایش پیدا میکردند، اما پس از مدتی به وضعیت قبلی بازمیگشتند. سخنرانی احساسی و اثرگذار ممکن است فرد را برای مدتی تحت تأثیر قرار دهد، اما اگر او دوباره به میدان اجتماعی قبلی بازگردد، جاذبه آن میدان میتواند اثر اقدام اولیه را خنثی کند.
از نظر شرعی و فقهی، حق مشروع ولیّ امر راستین امت اسلامی این است که اگر کشورهای مسلماننشین و مناطق دیگری از جهان اسلام که جزئی از دارالبغی به شمار میروند، حاضر نشوند از راههای مسالمتآمیز به دارالعدل ملحق شوند، حاکم دارالعدل حق دارند بهصورت نظامی آن مناطق را تصرف کنند و به دارالعدل ملحق سازند.
فقه اسلامی ظرفیت ارائه چارچوبی منسجم برای تنظیم روابط بینالملل دارد؛ چارچوبی که همزمان با حفظ اصول اسلامی، امکان تعامل عقلانی با نظام حقوقی جهانی را فراهم میآورد. بنابراین، بازخوانی عقلانیت اسلامی در حوزه روابط بینالملل، بهویژه در زمینه احقاق حقوق مظلومان، ضرورتی راهبردی برای جهان اسلام در عصر سلطهطلبی مدرن است.
حجتالاسلام والمسلمین محمدصادق یوسفیمقدم: در چارچوب اندیشه لیبرالیستی و نگاه سکولاریستی به آفرینش، قدرت عمدتاً با ابزارهای مادی سنجیده میشود و مؤلفههایی همچون توان نظامی، قدرت سخت و قدرت نرم در محاسبات جای میگیرند. ممکن است فردی کاملاً مادیگرا باشد یا در عین اعتقاد به اسلام و خداوند، در تحلیل مسائل و محاسبات خود از چارچوبهای سکولاریستی و لیبرالیستی تأثیر پذیرفته باشد.
مدل زبانی ممکن است در یک پرسش، پاسخی کاملاً درست بدهد و همین پاسخ درست، اعتماد پژوهشگر را افزایش دهد. اما پاسخ درست در یک جهت، بهخودیخود نشان نمیدهد که مدل ساختار رابطه را بهصورت پایدار و دوسویه در اختیار دارد.این مسئله در پژوهش فقهی حساستر است؛ زیرا پژوهشگر معمولاً با شبکهای از روابط سروکار دارد، نه با مجموعهای از گزارههای منفرد.
سواد رسانهای یکی از ابزارهای پیشنیاز مقاومت شناختی است، اما کل آن نیست. بسیارند افرادی که تکنیکهای تحلیل خبر را بلدند و فیکنیوزها را بهخوبی آشکار میکنند، اما به سبب اضطرابهای وجودی، عطش تایید اجتماعی در شبکهها (Validation Seeking) یا قطبیشدگیهای هویتی، در عمل مغلوب بازیهای روانی شبکهای میشوند. در این وضعیت، سواد رسانهای موجود است، اما زنجیره مقاومت شناختی گسسته است.
«کلام اجتماعی» اصطلاحی نوپدید است که هنوز معنای واحد و مورد توافقی پیدا نکرده است. ازاینرو، در نوشتههای پژوهشگران، تعریفهای متنوعی از آن ارائه شده که هر یک متأثر از مبانی و دیدگاههای خاص نویسندگان است. بنابراین، بررسی و ارزیابی این تعریفها ضروری است؛ هرچند در این ارزیابی باید از مباحث پذیرفتهشده در علم کلام و معیارهای معتبر این دانش بهره گرفت.
نسبت فقه و علوم انسانی را نمیتوان صرفاً بر اساس جدایی دو قلمرو تعریف کرد. این دو دانش در بخشی از موضوعات، بهویژه در حوزه رفتار انسان و مسائل اجتماعی، با یکدیگر تلاقی دارند.
مسئله مهم این است که ما چگونه ارزشها را به کودکان منتقل کنیم و کاری کنیم که علمآموزی برای آنها ارزش باشد و اخلاق، صداقت، عدالت و هویت ایرانی ـ اسلامی نیز برایشان ارزش پیدا کند. امروز در حوزه علم و فناوری رشد خوبی داشتهایم، اما اگر این بچههای ما نگاه مثبتی به علم و فناوری نداشته باشند، این مسیر با دشواری مواجه خواهد شد. بنابراین همه ما در حوزه تعلیم و تربیت کودک مسئولیت سنگینی بر عهده داریم.
رویکرد حکومتی به «فقه فرهنگ»، مهندسی و مدیریت فرهنگی جامعه را از یک «تکلیف اخلاقی و فردی» به یک «سیاستگذاری کلان، ساختارمند و تمدنساز» تبدیل میکند. در فقه سنتی، نگاه به مقولات فرهنگی عمدتاً حول محور احکام تکتک افعال (مانند حلال یا حرام بودن یک موسیقی یا تصویر مشخص) میچرخد. اما فقه حکومتی با نگاه نظاممند، به دنبال تنظیم مناسبات فرهنگی جامعه برای تحقق هدایت عمومی و حفظ هویت اسلامی است.
یکی از نیازهای مهم جامعه ایران، شکلگیری یک حوزه مطالعاتی جدی درباره فساد اقتصادی و اجتماعی است؛ حوزهای که بتواند هم ابعاد و اندازه فساد را بهتر بشناسد و هم توضیح دهد که فساد چگونه شکل میگیرد، چرا در برخی شرایط گسترش پیدا میکند و چه راههایی برای پیشگیری و کاهش آن وجود دارد. بدون چنین شناختی، مبارزه با فساد بیشتر به واکنش به پروندههای کشفشده محدود خواهد شد، در حالی که مسئله اصلی، شناخت زمینههایی است که فساد را تولید و بازتولید میکنند.
کارکرد هنر در شرایط بحرانی، مقولهای چندبعدی و توصیفناپذیر است که در تمامی شاخهها و ارکان آن نمود مییابد، هنرهای تجسمی با تکیه بر نشانهشناسی، نمادپردازی و خلق تصاویر ماندگار، قادرند عمیقترین مفاهیم انسانی برخاسته از دل بحران را در کسری از ثانیه به مخاطب منتقل کرده و در حافظه تاریخی ملتها حک کنند. هنرهای نمایشی و سینمایی، به واسطه خلق ساختارهای دراماتیک و برانگیختن حسِ همذاتپنداری، فاصله میان مخاطب و بحران را از میان برمیدارند و رنج انسان مظلوم یا حقیقت یک واقعه را به تجربهای زیسته برای بیننده تبدیل میکنند.