تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
محمدرضا فارسیان، پژوهشگر و مدرس فقه و حقوق، در نشست علمی «اجتهاد و قانون‌گذاری در عصر الگوریتم» مطرح کرد؛ الگوریتم‌ها «فاعل خاموش» در تصمیم‌های کلان اجتماعی شده‌اند اجتهاد نه صرفاً یک روش استنباطی، بلکه «عقلانیتی تمدنی و تاریخی» است که همواره در نسبت با شرایط اجتماعی زمانه معنا یافته است. وقتی به تجربه‌های تاریخی نگاه می‌کنم، نمونه‌هایی مانند ورود صنعت چاپ، بانکداری مدرن و حتی شکل‌گیری حقوق بین‌الملل که همگی فقه و حقوق را با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کردند، به ذهن می‌آید و سبک اجتهاد فقه شیعی توانسته است با ارائه پاسخ‌های نو نسبت خود را در جهان جدید حفظ و بازتعریف نماید. این پیشینه نشان می‌دهد که فقه، ظرفیت مواجهه با گسست‌های تمدنی را دارد، هرچند نیازمند نگاه خردورزانه به بازتعریف مفاهیم مبنایی مستمر آن است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح، نشست علمی «اجتهاد و قانون‌گذاری در عصر الگوریتم؛ از فقه سنتی تا هوش مصنوعی؛ چالش‌های بازتعریف عدالت در جهان داده‌محور» با ارائه دکتر محمدرضا فارسیان، پژوهشگر و مدرس فقه و حقوق، روز سه‌شنبه ۲ دی ۱۴۰۴ در دانشگاه مفید قم برگزار شد. این نشست با حضور جمعی از اساتید، پژوهشگران و دانشجویان حوزه فقه، حقوق و علوم انسانی، به بررسی تحولات بنیادین مفهوم اجتهاد، عدالت و قانون‌گذاری در پرتو گسترش داده‌های عظیم و هوش مصنوعی اختصاص داشت.

بازاندیشی در مفاهیم بنیادین فقه و قانون

دکتر فارسیان در آغاز نشست با اشاره به تحولات شتابان فناوری‌های نوین، تأکید کرد که هوش مصنوعی و حکمرانی داده‌محور صرفاً ابزارهای فنی نیستند، بلکه به‌طور مستقیم بر مفاهیم بنیادینی چون عدالت، مسئولیت، تصمیم‌گیری عمومی و حتی ساختار اجتهاد اثر می‌گذارند. پرسش محوری او این بود که آیا فقه و قوانینی که در بستر «جهان وفور» شکل گرفته‌اند، توانایی پاسخ‌گویی به مسائل «جهان کمبود و الگوریتمی» را دارند یا خیر؟

اجتهاد؛ عقل فقهی در بستر زمانه

وی در ادامه اجتهاد را نه صرفاً یک روش استنباطی، بلکه «عقلانیتی تمدنی و تاریخی» دانست که همواره در نسبت با شرایط اجتماعی زمانه معنا یافته است. برای تقویت این بحث، او به نمونه‌های تاریخی همچون ورود صنعت چاپ، بانکداری مدرن و حتی شکل‌گیری حقوق بین‌الملل اشاره کرد که همگی فقه و حقوق را با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کردند و سبک اجتهاد فقه شیعی توانست با ارائه پاسخ‌های نو نسبت خود را در جهان جدید حفظ و بازتعریف نماید. این پیشینه نشان می‌دهد که فقه، ظرفیت مواجهه با گسست‌های تمدنی را دارد، هرچند نیازمند نگاه خردورزانه به بازتعریف مفاهیم مبنایی مستمر آن است.

فقه حیازتی و محدودیت‌های آن در جهان امروز

دکتر فارسیان با تمرکز بر مفهوم «حیازت مباحات» توضیح داد که منطق تصرف و استیلا بر منابع طبیعی بر پیش‌فرض نامحدود بودن منابع استوار بوده است؛ پیش‌فرضی که امروزه و در عصر ظهور الگوریتم‌ها فرو ریخته است. او افزود که حتی در باب انفال نیز نگاه غالب همچنان حیازتی است و مسئله «تخصیص عادلانه منابع کمیاب» کمتر به‌عنوان یک مسئله مستقل حقوقی و مدیریتی مورد توجه قرار گرفته است. در اینجا، نمونه‌های عینی از بحران آب، انرژی و معادن در ایران و جهان ذکر شد تا نشان داده شود که منطق حیازتی نیازمند تغییر نگرش است.

گسست تمدنی و تولد منطق مدیریت

وی سپس به گسست تمدنی ناشی از ورود تکنولوژی اشاره کرد و افزود: شتاب مصرف و تغییر نسبت مصرف به تجدید منابع، جهان وفور را به جهان کمبودها تبدیل کرده است. در چنین بستری، علم مدیریت به‌عنوان دانشی برآمده از تجربه تمدنی بشر ظهور کرده که وظیفه آن نه تصرف، بلکه تخصیص بهینه و پایدار منابع کمیاب است. چالش عملی این پیوند آن است که زبان فقه و زبان مدیریت متفاوت‌اند؛ فقه بر مبانی الهی و اخلاقی استوار است، در حالی که مدیریت بر داده و کارایی تأکید دارد. یافتن زبان مشترک میان این دو دانش، یکی از ضرورت‌های امروز محسوب شده که می‌تواند به بهبود کارایی دانش مدیریت نیز منجر شود.

عصر الگوریتم؛ ظهور «فاعل خاموش» تصمیم

از محورهای کلیدی نشست، تحلیل نقش الگوریتم‌ها در تصمیم‌سازی‌های کلان بود. دکتر فارسیان الگوریتم را «فاعل خاموش تصمیم‌های کلان» نامید و هشدار داد که اگر فقه و نظام حقوقی نتوانند نسبت خود را با این فاعل روشن کنند، عدالت از قلمرو اراده انسانی خارج و به خروجی‌های غیرشفاف ماشینی تقلیل خواهد یافت. نمونه‌های عینی مانند الگوریتم‌های پیش‌بینی جرم، تخصیص وام‌های بانکی یا رتبه‌بندی دانشگاه‌ها نشان می‌دهند که تصمیم‌های حیاتی امروز به‌طور فزاینده‌ای توسط سیستم‌ها اتخاذ می‌شوند.

بازتعریف عدالت در جهان داده‌محور

در ادامه، عدالت در فقه سنتی و عدالت در عصر الگوریتم مورد مقایسه قرار گرفت و بیان شد: عدالت کلاسیک بر قصد، اختیار و مسئولیت فردی استوار بود؛ حال آنکه در جهان الگوریتمی، تصمیم‌ها ماهیتی سیستمی دارند و پیامدها از نیت‌های فردی فراتر می‌روند. مفاهیمی چون مسئولیت جمعی، عدالت الگوریتمی، پیشگیری پیش‌دستانه و عدم تبعیض داده‌ای، صورت‌بندی سنتی عدالت را به چالش کشیده‌اند. در اینجا، ضمن پررنگ نمودن بُعد اخلاقی موضوع بر این نکته تأکید شد که: عدالت دیگر تنها «انصاف در حکم» نیست، بلکه «انصاف در طراحی سیستم‌ها» محسوب می‌شود؛ یعنی باید الگوریتم‌ها به‌گونه‌ای طراحی شوند که موجبات تبعیض داده‌ای و بی‌عدالتی ساختاری را فراهم نکنند.

افق اجتهاد نوین؛ از تصرف به حکمرانی

در بخش پایانی، دکتر فارسیان بر ضرورت گذار معرفتی در عصر اجتهاد الگوریتمی و مسئله‌محور تأکید کرد؛ گذار از فقه فردمحور به فقه سیستم‌محور و بازتعریف مفاهیم بنیادینی چون ملک، حق، انفال و عدالت ضروری است. او اجتهاد در عصر الگوریتم را فرآیندی دانست که باید بتواند نسبت عقلانی میان منابع، انسان و آینده را تنظیم کند؛ فرآیندی که هم منطق عدد و داده را می‌شناسد و هم به معیارهای اخلاقی و الهی پایبند است. در افق آینده‌پژوهی، او پیش‌بینی کرد که در دو دهه آینده، فقه الگوریتمی می‌تواند نقشی کلیدی در حکمرانی داده‌محور ایفا کند، به شرط آنکه پیوند میان اجتهاد، علم مدیریت و اخلاق الگوریتمی تقویت شود.

جمع‌بندی

در جمع‌بندی نشست تأکید شد که بحران‌های امروز را نباید به ناتوانی قانون چه شرعی و چه عرفی نسبت داد، بلکه مسئله اصلی تداوم صورت‌بندی خوانشی از فقه است که بتواند در برابر مسائل جهان مدرن و کاربست اجتهاد و قانون‌گذاری الگوریتم‌محور پاسخ‌گو باشد. راه برون‌رفت از وضعیت کنونی در تقویت اجتهاد الگوریتمی، بهره‌گیری از تجربه‌های تاریخی، توجه به مصادیق عینی، و پیوند میان اجتهاد، مدیریت و اخلاق الگوریتمی دانسته شد.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.