تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گزارش اختصاصی پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح از جلسه درسگفتار «فقه گردشگری» با ارائه حجت‌الاسلام والمسلمین احمد رهدار، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع)؛ سفر به‌مثابه منبع معرفتی در فرآیند استنباط فقهی پذیرش نقش سفر در فرآیند استنباط، به تقویت حجیت عرف و اعتبار شناخت‌های میدانی در فقه می‌انجامد. عرف، در این تلقی، نه صرفاً مفهومی ذهنی، بلکه واقعیتی زیسته و مشاهده‌پذیر خواهد بود که فقیه از طریق حضور میدانی، به درک دقیق‌تری از آن دست می‌یابد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین احمد رهدار، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم (ع)، در جلسه درسگفتار «فقه گردشگری»، که در تاریخ ۳۰ آذر ماه ۱۴۰۴، به همت دبیرخانه علوم انسانی اسلامی مفتاح برگزار شد، مطرح کرد؛

پیوند تجربه و حکم فقهی

اگر سفر به‌عنوان منشأ یا یکی از بسترهای معرفت فقهی در نظر گرفته شود، در بسیاری از فرآیندهای موضوع‌شناسی احکام، دگرگونی‌های معناداری رخ خواهد داد. چه‌بسا در پاره‌ای از موارد، سفر برای فقیه در مقام تشخیص موضوع، واجب گردد. در این صورت، فقه از حالت صرفاً متنی و انتزاعی فاصله گرفته و به فقهی زیسته و عینی تبدیل می‌شود. همان‌گونه که شناخت عرف یک منطقه می‌تواند در استنباط و تطبیق احکام نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند، در برخی موارد نیز تشخیص عسر و حرج، بدون حضور فقیه در شرایط مورد ابتلا، ممکن نیست. برای نمونه، اگر مردمان یک منطقه، افرادی قوی و اهل تلاش باشند و بخشی از آن منطقه، مقصد گردشگری تلقی شود، اما گردشگرانی که به آنجا سفر می‌کنند، فاقد آن میزان از توان و عادت به سختی باشند، در این فرض این پرسش جدی مطرح می‌شود که حکم مبتنی بر عسر و حرج -مانند الزام به پیمودن مسیری دشوار تا چشمه‌ای در بالای کوه جهت دسترسی به اب برای اجرای احکام شرعی- باید بر اساس وضعیت مردم بومی سنجیده شود یا بر اساس حال و توان مسافران و گردشگران؟ این‌گونه مسائل، بدون تجربه میدانی و مواجهه عینی، به‌درستی قابل تحلیل نخواهد بود.

تقویت حجیت عرف و شناخت‌های میدانی

پذیرش نقش سفر در فرآیند استنباط، به تقویت حجیت عرف و اعتبار شناخت‌های میدانی در فقه می‌انجامد. عرف، در این تلقی، نه صرفاً مفهومی ذهنی، بلکه واقعیتی زیسته و مشاهده‌پذیر خواهد بود که فقیه از طریق حضور میدانی، به درک دقیق‌تری از آن دست می‌یابد.

تأسیس مبنایی برای فقه مقاصدی و تمدنی

سفر، به‌سبب نقش آن در تشخیص بهتر مقاصد شریعت، مانع از تطبیق صوری و سطحی احکام بر مصادیق می‌شود. فقیهی که از تجربه سفر و مشاهده عینی واقعیت‌های اجتماعی بهره‌مند است، احکام را به‌نحو صحیح و منطبق با مقاصد شریعت تطبیق می‌دهد. از این‌رو، سفر می‌تواند به‌عنوان یکی از ارکان منهج اجتهاد تمدنی ایفای نقش کند.

مشروعیت‌بخشی به هجرت علمی و میدانی

اگر روشن شود که سفر، منبعی معرفتی برای بخش‌های مختلف فرایند استنباط است، سفرهای علمی و میدانی توجیه شرعی می‌یابد. همان‌گونه که سفر در امر تبلیغ دین، دارای مشروعیت شرعی بوده است، در سفرهای علمی نیز مطالعات میدانی و مشاهده عینی پدیده‌ها، بخشی از وظیفه فقیه تلقی می‌شود.

بازخوانی مفهوم «عبرت» به‌مثابه مقوله‌ای فقهی

عبرت حاصل از سفر، صرفاً دستاوردی تربیتی یا اخلاقی نیست، بلکه در مواردی در تنقیح مناط احکام و تشخیص مصالح و مفاسد نقش‌آفرین است؛ مانند مشاهده آثار اجتماعیِ اتخاذ یک سیاست خاص. از این منظر، می‌توان «عبرت» را یکی از مصادیق علم منصوص یا معتبر در تشخیص موضوع دانست. هرچند عبرت، امری درونی تلقی می‌شود، اما از خلال آن، دلالت‌های رفتاری قابل استخراج است و حکم فقهی می‌تواند بر اساس آن دلالت‌ها بار گردد.

فراروی از نگاه فردگرایانه به فقه

سفر، به‌مثابه پدیده‌ای معرفت‌ساز، فقه را از تمرکز صرف بر فقه فردی، به‌سوی فقه اجتماعی سوق می‌دهد. حتی فردی‌ترین نوع سفر نیز ماهیتی اجتماعی دارد و با شبکه‌ای از روابط، تأثیرات و پیامدهای جمعی همراه است.

سفر به‌مثابه مظهر بروز ضعف‌ها

طیفی از روایات، سفر را عرصه بروز ضعف‌ها و نیازهای انسانی دانسته‌اند. در برخی روایات، سفر به‌عنوان محل خروج انسان از عادت‌های مألوف و مواجهه با اضطرار، عسر، حرج و مشقت معرفی شده است. همین حکمتِ بروز مشقت‌هاست که در ادله شرعی برای تشریع رخصت‌های ویژه سفر در دین اسلام تبیین گردیده است. این پیش‌فرض‌ها، دلالت‌های فقهی مهمی به‌همراه دارد؛ از جمله تشدید منطق رخصت بر پایه ضعف مسافر. رخصت‌های ناشی از مشقت سفر، به لحاظ ماهیت، می‌توانند مصداقی از «عدالت تکلیفی» در نظر گرفته شوند. فقیه از مجموعه رخصت‌های مقرر در سفر، روحی را اصطیاد می‌کند که با منطق تسامح و تسهیل فقهی سازگار است.

تقویت قاعده نفی عسر و حرج در وضعیت سفر

اگر سفر، بستر فشار، اضطرار و سختی باشد، اعمال احکام حضر بر مسافر، بدون ملاحظه شرایط خاص او، صحیح نخواهد بود. از این‌رو، قاعده نفی عسر و حرج در وضعیت سفر، کارکردی پررنگ‌تر می‌یابد.

بازتعریف مسئولیت فقهی و اخلاقی در سفر

این تحلیل، دلالت بر تشدید عذرپذیری دارد؛ مخصوصا در گناهان صغیره و موارد ترک اولی که ناشی از فشارهای روانی و شرایط خاص سفر است. مسئولیت فقهی و اخلاقی مسافر، باید با لحاظ این شرایط بازتعریف شود.

مسئولیت مضاعف جامعه و حکومت نسبت به مسافر

بر اساس روایات، سفر مقتضی حرج است و در نگاه حکومتی به این روایات، تأمین امنیت، معیشت، راه‌یابی، بهداشت و حفظ کرامت مسافران، از وظایف نظام اسلامی به‌شمار می‌آید.

مشروعیت تسهیل‌گری در اجرای احکام

اگر سفر، بستر ضعف و فشار باشد، اجرای احکام درباره مسافر باید با عقلانیت، تسهیل، تدریج و مصلحت‌سنجی همراه شود. احکام در شرایط بحرانی و غیرعادی، اقتضای انعطاف و مدارا دارند.

ارتقای مفهوم ابتلا از اخلاق به فقه

در نهایت این پرسش مطرح می‌شود که آیا مشقت مسافر، صرفاً مفهومی اخلاقی و عرفانی است یا امتدادی فقهی نیز دارد؟ برای نمونه، الزام به صبر، ترک شکایت و پرهیز از رفتارهای هنجارشکن در سفر، نشان می‌دهد که مشقت سفر، هرچند موجب تخفیف تکلیف می‌شود، اما نباید در مقام عمل، مجوزی برای نقض هنجارهای جامعه میزبان یا تضعیف نظم اجتماعی تلقی گردد.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.