تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در گزارشی مطرح کرد؛ مردم، اتم‌های منفرد نیستند! / رویکرد توده‌ای به مردم، کنشگری اجتماعی را به حاشیه می‌راند تحقق ایران مردمی، مستلزم حرکت از وضعیتی است که در آن مردم به‌مثابه اتم‌های تنها و فاقد تعلق جمعی تلقی می‌شوند، به سوی زیست‌بومی که در آن هر فرد همواره به هویتی اجتماعی همچون خانواده، محله، صنف، حزب یا تشکل وابسته بوده و امور بر اساس ویژگی‌های هر گروه به آن واگذار می‌شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از روابط عمومی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی؛ دفتر مطالعات حکمرانی این مرکز در گزارش «منشور هم‌آفرینی ایران آینده (۵)؛ درآمدی بر چارچوب مفهومی تصویر ایران مردمی» آورده که در این پژوهش به بررسی تصویر مطلوب از «ایران مردمی» در آینده پرداخته و مفاهیم بنیادین این چشم‌انداز را مبتنی بر تمایز اساسی میان دو رویکرد گروه‌های اجتماعی و توده‌های غیراجتماعی تعریف شده است. بر اساس این پژوهش، تحقق ایران مردمی، مستلزم حرکت از وضعیتی است که در آن مردم به‌مثابه اتم‌های تنها و فاقد تعلق جمعی تلقی می‌شوند، به سوی زیست‌بومی که در آن هر فرد همواره به هویتی اجتماعی همچون خانواده، محله، صنف، حزب یا تشکل وابسته بوده و امور بر اساس ویژگی‌های هر گروه به آن واگذار می‌شود. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که مفهوم مردم در گفتمان انقلاب اسلامی، یک تجربه جمعیِ قدسی و تاریخی است که طی آن افراد به آرمان‌های مشترک متصل شده و ما و همه را تشکیل می‌دهند. از این منظر، تمام ایرانیان به‌طور بالقوه مردم محسوب می‌شوند و انقلاب اسلامی خود مردم‌ساز بوده است. بنابراین، «مردمی‌سازی» به‌معنای حفظ، حراست و توسعه انگیختگیِ خاص ناشی از این رخداد تعریف می‌شود. اصلی‌ترین تهدید در این مسیر، رویکرد توده‌ای به مردم است که کنشگری حرفه‌ای در قالب گروه‌بندی‌های اجتماعی را نفی کرده و با ابزارهایی مانند رسانه‌های جدید، به هدایت و دستکاری شناختی جامعه می‌پردازد. در مقابل، ایران گروه‌های اجتماعی الگویی است که در آن مردم در هویت‌های مشخص و قابل شمارش، قدرت گرفته و سیاسی می‌شوند و دیگر نیازی به ارجاع مبهم امور به مفهومی کلی تحت عنوان مردم وجود ندارد. در بخش راهکارهای تحقق این تصویر، پژوهش با اتکا بر چرخه «معنا - ساختار - فراساختار» مجموعه‌ای از پیشنهادهای سیاستی را ارائه داده است. در حوزه معانی، تقویت گفتمان‌های مردم‌محور دینی (نظیر مکتب فقهی-اخلاقی طهران) از طریق منبر، تلویزیون و پژوهش‌های دانشگاهی، و نیز طراحی قهرمانان برآمده از همه گروه‌های اجتماعی و تولید خرده‌روایت‌های هنریِ مرتبط با آن‌ها توصیه شده است. در سطح ساختارها، تدوین و تأسیس قانونی «نقشه فرهنگی ایران» بر مبنای نواحی فرهنگی، تقسیم‌بندی محله‌محور استان‌ها، تشکیل کمیته‌ای برای حفاظت از مشارکت مردمی ذیل نهادهای عالی حاکمیتی، و اصلاح تدریجی سازمان‌های شبه‌مدرن قجری به نفع ساختارهای جنبشی از جمله پیشنهادات کلیدی به شمار می‌رود. همچنین حل مسئله بازنمایی در صداوسیما و تقویت رسانه‌های محلی، طراحی پلتفرم‌های مجازی مشارکت‌محور، و تضمین بازنمایی همه گروه‌های اجتماعی در ساختار قدرت، دیگر راهبردهای پیشنهادی در این سطح است. در بعد فراساختار (محیط حاکم بر وضعیت)، پژوهش بر ضرورت برنامه‌ریزی برای یک دوره «ثبات اجتماعی و بازسازی اجتماعی» تأکید دارد که در آن نهادهایی نظیر خانواده و محله، بدون تنش‌های ناامن‌کننده، سامان یابند. ریشه‌کنی فقر مطلق از طریق مولدسازی اقتصادیِ افراد درگیر با فقر، گره‌زدن هرچه بیشتر نهاد اقتصاد به نهاد اجتماع از مسیر تقویت اقتصاد درون‌زا و افزایش سهم کالاهای دانش‌بنیان به بالای ۵۰ درصد از کل اقتصاد، و همچنین بازبینی نهادیِ مشارکت‌های مردمی بر اساس موازین قانون اساسی و چرخش از «مصلحت‌سنجی افراطی» به تمکین از اصول صریح مشارکت عمومی، از دیگر اولویت‌های اساسی این چشم‌انداز برشمرده شده است. متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.

© 2026 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری مفتاح انسانی اسلامی محفوظ می باشد.