حجتالاسلام والمسلمین ابوالقاسم مقیمی حاجی، معاون آموزش حوزههای علمیه، در گفتوگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح، مطرح کرد؛
آیا علوم انسانی میتوانند بر فرآیند استنباط فقهی اثر بگذارند؟ / چگونه فقه از حکم فردی به طراحی نظام اجتماعی میرسد؟
نسبت فقه و علوم انسانی را نمیتوان صرفاً بر اساس جدایی دو قلمرو تعریف کرد. این دو دانش در بخشی از موضوعات، بهویژه در حوزه رفتار انسان و مسائل اجتماعی، با یکدیگر تلاقی دارند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین ابوالقاسم مقیمی حاجی، معاون آموزش حوزههای علمیه، در گفتوگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح، به بررسی نسبت فقه و علوم انسانی و ظرفیتهای فقه حکومتی برای ورود به عرصه نظامسازی و حکمرانی پرداخت. متن این گفتوگو را در ادامه میخوانید. در بحث نسبت فقه و علوم انسانی، نخست باید این پرسش را مطرح کرد که آیا این دو دانش اساساً قلمروهای جدا و بیارتباطی دارند یا میان آنها نقطه تلاقی وجود دارد. علوم انسانی با استفاده از روشها و منابع خاص خود، به شناخت و حل مسائل مربوط به انسان و جامعه میپردازد و از تجربه بشری و یافتههای علمی برای تحلیل پدیدهها و ارائه راهحل استفاده میکند. در مقابل، فقه دانشی است که با تکیه بر منابع و روشهای اجتهادی، به دنبال کشف احکام شرعی است. در نگاه نخست ممکن است این دو دانش کاملاً مستقل از یکدیگر به نظر برسند؛ اما با دقت بیشتر روشن میشود که بخشی از موضوعات آنها مشترک است. نقطه مهم این اشتراک، «رفتار انسان» است.