پایگاه خبری-تحلیلی علوم انسانی مفتاح گزارش میدهد؛
تقطیع سخنان استاد یوسفی با چه هدفی انجام شد؟ / منشأ مفاسد اقتصادی ایران چیست؟ / چه جریانی از افزایش قیمت ارز در کشور سود میکند؟
من با قاطعیت عرض میکنم که در جمهوری اسلامی ایران، بهمعنای دقیق کلمه، با گرانی بهعنوان یک پدیده طبیعی بازار مواجه نیستیم؛ بلکه با گرانسازی مواجه هستیم. عامل این گرانسازی نیز وادادگی ارزی، خلق پول مخرب و انحصاراتی است که در پیوند با رباخواری، خلق پول مخرب و وادادگی ارزی شکل گرفتهاند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، طی روزهای گذشته، انتشار قطعاتی گزینششده از سخنرانیهای چندساعته استاد یوسفی، موجی از واکنشها و انتقادها را به راه انداخته است؛ موجی که در برخی موارد، از نقد یک دیدگاه فراتر رفته و به تخریب شخصیت ایشان و زیر سؤال بردن حوزههای علمیه انجامیده است. برای روشنشدن حقیقت، باید همه سخنان را شنید، نه فقط چند ثانیه از آن را! حجتالاسلام والمسلمین احمدعلی یوسفی پیش از ورود به بحث روایات قیمتگذاری، موضع خود را درباره منشأ افزایش قیمتها بهصراحت بیان میکند. او میان گرانی و گرانسازی تفاوت میگذارد و معتقد است آنچه اقتصاد ایران را با مشکل مواجه کرده، صرفاً افزایش طبیعی قیمتها در بازار نیست، بلکه مجموعهای از سیاستها و ساختارهای اقتصادی است که به افزایش قیمتها میانجامد. ایشان سه عامل اصلی این وضعیت را وادادگی ارزی، خلق پول مخرب و انحصارات گسترده اقتصادی معرفی میکند و تأکید دارد که این عوامل در حوزه مسئولیت دولت قرار دارند. متن کامل صحبتهای ایشان به شرح زیر است: امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: «العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر الطریق، لا یزیده سرعة السیر إلا بُعداً»؛ کسی که بدون بصیرت و آگاهی عمل میکند، مانند کسی است که در مسیری نادرست حرکت میکند؛ هرچه سریعتر حرکت کند و بیشتر تلاش کند، از مقصد دورتر میشود. این روایت برای همه کسانی که میخواهند در زندگی خانوادگی و اجتماعی خود مسئولیتی بر عهده بگیرند، درس مهمی دارد. کسی که بدون بصیرت و دانش لازم مسئولیتی را میپذیرد، مانند فردی است که مسیر و مقصد را اشتباه تشخیص داده است. هرچه بیشتر تلاش کند، بیشتر بدود و با سرعت بیشتری حرکت کند، از هدف واقعی دورتر خواهد شد. به مناسبت همین روایت، با دوستان درباره وضعیت موجود اقتصادی کشور، علل شکلگیری این وضعیت و راهکارهای برونرفت از آن صحبت میکردیم. بهویژه میخواستم ببینم حوزه علمیه برای این مسئله چه راهکارهایی میتواند ارائه کند. البته بحث درباره وضعیت موجود، صرفاً اقتصادی نیست و ابعاد غیراقتصادی هم دارد؛ بااینحال، تمرکز اصلی بنده بر مسائل اقتصادی است، هرچند به برخی مسائل غیراقتصادی نیز اشاره خواهم کرد.
من درصدد تحلیل اقتصادی ربا نیستم. آیات قرآن، روایات اهلبیت(ع) و بیانات امام راحل و امام شهید برای تبیین حرمت آن کافی است؛ هرچند ربا از منظر اقتصادی نیز تحلیلهای روشنی دارد و بهنوعی در رأس مفاسد اقتصادی قرار میگیرد.
در این زمینه باید میان سه مفهوم سود، بهره و ربا تفاوت قائل شد. اسلام نهتنها با سود مشروع مخالف نیست، بلکه از آن حمایت میکند. در مقابل، اگر منظور از بهره، دریافت نرخ ثابت و تضمینشده در قبال قرض، بدون پذیرش ریسک اقتصادی باشد، چنین تفاوتگذاریای با ربا پذیرفتنی نیست. در فعالیت اقتصادی مبتنی بر مشارکت، صاحب سرمایه در سود و زیان واقعی فعالیت سهیم است؛ بنابراین، نتیجه فعالیت میتواند سود، زیان یا حتی سود صفر باشد. در این الگو، بازده سرمایه تابع عملکرد واقعی فعالیت اقتصادی است، نه نرخ ثابت و از پیش تضمینشده. از سوی دیگر، اقتصاد ایران با یک چرخه سهگانه باطل و مولد بسیاری از مفاسد اقتصادی مواجه است که از سه عامل تشکیل میشود: ۱. وادادگی ارزی ۲. خلق پول مخرب ۳. انحصارات گسترده در بخشهای تولید، توزیع، صادرات، واردات و سایر حوزههای اقتصادی کشور این چرخه سهگانه باطل، در کنار جریان ربا، باعث شده است که ما با تورم شدید، کاهش ارزش پول ملی و کاهش قدرت خرید مردم مواجه شویم.