به گزارش خبرنگار پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح، نشست علمی با موضوع «امکان سنجی معرفی عرفان به کودک» با حضور حجت الاسلام دکتر مسلم گریوانی، ارائه دهنده، دکتر محمد علی وطن دوست، به عنوان ناقد جلسه و حجت الاسلام علی فضلی به عنوان دبیر جلسه در ۲۵ام آذرماه در دانشگاه فردوسی برگزار گردید. در ابتدای این نشست، حجتالاسلام والمسلمین گریوانی با تأکید بر اینکه عرفان و معنویت اموری فطری و ریشهدار در سرشت انسان هستند، اظهار کرد: گرایش انسان به عرفان، نه یک گرایش تزئینی یا فرعی، بلکه پاسخی به میل ذاتی انسان به کمال، فراروی از خویشتن و اتصال به حقیقتی متعالی است.
به گفته وی، جذابیت گسترده شخصیتهای عرفانی و حالات اولیای الهی، نشانه حضور همین ظرفیت درونی در وجود انسانهاست. وی افزود: وقتی از شخصیتهایی چون آیتالله بهجت یا دیگر عرفای بزرگ یاد میشود، نوعی ابتهاج درونی و همزمان خودسرزنشگری اخلاقی در مخاطب پدید میآید؛ ابتهاجی که ناشی از بیدار شدن آن قله کمال درونی است و خودسرزنشگریای که از فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب سرچشمه میگیرد.
عرفان در جهان معاصر؛ پاسخ به بحران معنویت
سخنران اصلی نشست، با اشاره به شرایط زیست انسان معاصر، خاطرنشان کرد: جهان امروز، جهانی است که در آن، بهتدریج پیوند آسمان و زمین گسسته شده و انسان در چارچوبهای مادیگرایانه محصور شده است. به باور وی، مکاتب مدرن، هر یک به نحوی، معنویت را از زیست انسانی حذف کردهاند و نتیجه آن، تشدید عطش معنوی در سطح جهانی است.
حجتالاسلام والمسلمین گریوانی تأکید کرد: استقبال گسترده از متون عرفانی در غرب، از جمله آثار عرفان اسلامی، نشانه همین عطش است. در چنین شرایطی، بستن باب عرفان اصیل و پرهیز از گفتوگو درباره معنویت، خطایی راهبردی در حوزه فرهنگ و تربیت بهشمار میرود.
مقصود از «عرفان برای کودک» چیست؟
در بخش مفهومی نشست، وی با تفکیک میان انواع عرفان، تصریح کرد: مقصود از عرفان برای کودک، نه عرفان نظری با دستگاههای پیچیده فلسفی و نه صرفاً دانش عرفان عملی، بلکه عرفان به معنای «سلوک» است؛ سلوکی که بهعنوان یک صیرورت وجودی، جهتگیری انسان را از خودمحوری به خدامحوری تغییر میدهد.
ایشان با بیان اینکه عرفان، اصلاح ظواهر رفتاری یا صرف توصیههای اخلاقی نیست، افزود: عرفان به لایههای عمیق بینش، گرایش و سرشت انسان نفوذ میکند و از همین رو، نسبت آن با اخلاق، فلسفه و معنویت، نسبتی طولی و بنیادین است، نه تقابلی.
دو ساحت سلوک عرفانی؛ فنا و احساس حضور
در ادامه، حجتالاسلام والمسلمین گریوانی با اشاره به دو ساحت اصلی در سلوک عرفانی، توضیح داد: مقام فنا، مقامی خاص و غیرقابل تعمیم عمومی است، اما مقام «احساس حضور الهی»، ساحتی از عرفان است که میتواند در زندگی فردی، اجتماعی و حتی تربیت کودک، نقشآفرین باشد.
وی افزود: در این ساحت، بهجای اثبات فلسفی وجود خدا، بر تجربه حضوری خداوند در متن زندگی تأکید میشود؛ تجربهای که قرآن کریم نیز مخاطب خود را بدان فرا میخواند و میتواند مبنای تربیت توحیدی از سنین پایین قرار گیرد.
نقد دیدگاههای مخالف؛ آیا کودک توان درک معنویت را ندارد؟
بخش مهمی از نشست به بررسی دیدگاههای مخالف اختصاص یافت. حجتالاسلام گریوانی با اشاره به نظریات برخی روانشناسان رشد، گفت: برخی معتقدند کودک تا پیش از سنین خاصی توان درک مفاهیم متافیزیکی را ندارد و از اینرو، نباید از خدا، توحید و عرفان با او سخن گفت. این در حالی است که این نگاه، تنها یک بعد از وجود کودک را در نظر میگیرد.
وی با تفکیک میان فطرت ادراکی و فطرت احساسی، تأکید کرد: حتی اگر کودک درک مفهومی انتزاعی نداشته باشد، از ظرفیت عمیق احساسی و گرایشی برای تجربه معنویت برخوردار است. این ظرفیت، اساس تربیت دینی است و نباید نادیده گرفته شود.
روانشناسی دین و امکان تجربه معنوی در کودکی
در ادامه، با اشاره به دیدگاههای جدید در روانشناسی دین، تأکید شد که برخی نظریهپردازان، مراحل ایمان و دینداری را از سنین کودکی قابل شناسایی میدانند. مفاهیمی چون «ایمان شهودی»، «دینداری بیقید و شرط» و «یگانگی با نیروی هستی» در این نظریات، نشاندهنده آن است که تجربه معنوی، منحصر به عقل انتزاعی بزرگسالان نیست.
در این بخش، حجتالاسلام علی فضلی بهعنوان دبیر علمی نشست، با تأکید بر اهمیت عرفان عملی، بر ضرورت تفکیک میان انباشت مفاهیم نظری و تربیت مبتنی بر تجربه زیسته تأکید کرد و عرفان عملی را بستری مناسب برای پیوند دادن تربیت دینی و فطرت کودک دانست.
ظرفیتهای کودک برای عرفان؛ از حیرت تا مشاهدهگری
یکی از بخشهای محوری نشست، بررسی ظرفیتهای درونی کودک برای پذیرش تربیت عرفانی بود. حجتالاسلام والمسلمین گریوانی «حیرت» را یکی از مهمترین این ظرفیتها دانست و گفت: کودک جهان را با شگفتی میبیند و این حیرت، نقطه آغاز عرفان است. عرفان از همین شگفتی و بیداری در برابر هستی آغاز میشود.
وی هشدار داد: برخوردهای سختگیرانه و دفعکننده در محیطهای دینی، میتواند این پیوند فطری میان کودک و معنویت را تخریب کند و زمینه تعارضهای درونی در آینده را فراهم آورد.
ملاحظات علمی و تکمیلی اساتید حاضر
در بخش پایانی نشست، دکتر قدیانی با تأکید بر نسبت عرفان و اخلاق، خاطرنشان کرد که این دو، نه در تقابل، بلکه در تعامل با یکدیگر قابل فهم هستند و تربیت عرفانی، در صورت طراحی صحیح، میتواند به تعمیق اخلاق عملی در کودک منجر شود.
همچنین دکتر وطن دوست، از اساتید دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به اهمیت امتدادبخشی علوم نظری در عرصه تربیت، پرداختن به موضوع «عرفان برای کودک» را گامی ضروری در پیوند حوزههای معرفتی با مسائل عینی جامعه دانست.
از آموزش عرفان تا شکوفاسازی فطرت
در جمعبندی این نشست علمی تأکید شد که مسئله اصلی، انتقال مفاهیم پیچیده عرفانی به کودک نیست، بلکه شکوفاسازی ظرفیتهای فطری، احساسی و گرایشی او در مسیر توحید و معنویت است. عرفان، در این معنا، تجربهای زیسته و تدریجی است که میتواند از کودکی آغاز شود و در طول زندگی تعمیق یابد. نشست «معرفی عرفان به کودک» با تأکید بر ضرورت پژوهشهای میانرشتهای و بهرهگیری از ظرفیتهای عرفان اسلامی، بهعنوان الگویی بومی و اصیل، گامی مهم در بازاندیشی تربیت معنوی نسل آینده ارزیابی شد.
https://ihkn.ir/?p=44164
حجت الاسلام دکتر مسلم گریوانی: جذابیت گسترده شخصیتهای عرفانی و حالات اولیای الهی، نشانه حضور همین ظرفیت درونی در وجود انسانهاست. وی افزود: وقتی از شخصیتهایی چون آیتالله بهجت یا دیگر عرفای بزرگ یاد میشود، نوعی ابتهاج درونی و همزمان خودسرزنشگری اخلاقی در مخاطب پدید میآید؛ ابتهاجی که ناشی از بیدار شدن آن قله کمال درونی است و خودسرزنشگریای که از فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب سرچشمه میگیرد.






















نظرات