به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، آیت الله محمدباقر تحریری، استاد درس خارج حوزه علمیه قم و تهران در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
سوال:
برخی از افراد در تحلیل وقایع اخیر آن را با علائم ظهور تطبیق میدهند. آیا این رویکرد صحیح است؟
آیتالله تحریری:
همانگونه که در یک حاکمیت، برای شکلگیری پذیرش مطالبات مردم از سوی حکومت، نیاز به تحرک عمومیِ «مجموعهای» (نه صرفاً جمعی) است، در مقیاس جهانی نیز ظهور هنگامی رخ میدهد که «اصل حق» به آگاهی همگانی و مجموعهای در جهان تبدیل شود. منظور از اصل حق، این است که هر انسانی دارای حق زیستن است.
در حق زیستن، اهداف دنیایی نیز لحاظ میشود. باید برای جهان روشن گردد که هر انسان حقی برابر برای زندگی دارد و باید از امکانات موجود در منطقهٔ خود، به اندازهٔ شأن انسانیاش بهره ببرد. روابط انسانها با یکدیگر، اعم از امور طبیعی یا ارتباطات اجتماعی، باید بر اساس حق بنا شود. ظهور در چنین موقعیتی اتفاق میافتد؛ زمانی که منادی الهی، نداى احقاق حق را سردهد و مردم آن را بپذیرند.
امروزه، ما تا حدی به عنوان مکتب حق شناخته میشویم، اما باید برای جهان روشن شود که این مکتب دقیقاً چه پیامی دارد. همچنین باید خدعهها و جنایتهای رسانهای دشمن بر همگان آشکار گردد و مردم دنیا متوجه شوند که سردمدارانشان دروغگو هستند.
آیا تاکنون از امام خمینی یا امام خامنهای (رضوانالله علیهما) شنیدهاید که ظهور را بسیار نزدیک بدانند؟ هر دو بزرگوار همواره ملاکها و معیارها را بیان میکردند و به «جهاد تبیین» میپرداختند. همین جهاد تبیین باید به زبانهای مختلف ترجمه شود.
ابتدا باید برای مردم جهان، حق انسانیشان تبیین شود تا درک کنند که آنان انسان هستند، نه حیوانی که زمام امورشان در دست دیگری باشد و ارادهای در زندگی نداشته باشند. بنده گاهی به طلاب خارجی میگویم که شخصیت انسان را برای مخاطبان تبیین کنید.
پیماننامهای که پیامبر اکرم (ص) با یهود و مسیحیان بست، بر سر چه مسئلهای بود؟ آیا دعوت به نماز بود؟ خیر؛ بلکه برای برپایی عدالت بود. اکثریت مردم جامعهٔ مدینه مسلمان بودند و باید امور بر اساس همین اکثریت اداره میشد، اما حقوق اقلیتهای دینی حفظ میگردید. خواسته خداوند همین است تا تدریجاً مردم بفهمند که این پیام از جانب خداست و خدا نسبت به بندگانش لطیف است.
گاه بیان میشود که حضرت آقا (رضواناللهعلیه) در اندیشههای اسلامی، بر بیان مسائل توحید تأکید نکردند؛ شاید مقصود این است که در تبیین عمومی باید به مسائل «حق» توجه کنیم، نه صرفاً مباحث تخصصیِ توحیدی. آنچه محور است، به نظر میرسد این موارد زمینههایی است که نزدیکی ظهور را فراهم میکند.
بله، این اتفاقات شرایط را برای ظهور نزدیک میکنند. اما آیا باید وقت بگذاریم و دربارهٔ این موضوع صحبت کنیم که هر رویدادی نشانه ظهور است و به سخنان افراد ناپخته و پیشگوییهای بیاساسِ تحققناپذیر تکیه کنیم؟ این کار اشتباه است.
باید بر روی امور موجود تکیه کرد تا این موجودیتها از میان نروند. لازم است این مسائل را بهدرستی تبیین کنیم. متأسفانه در حال حاضر، بهدرستی تبیین نمیشود. نباید سادهاندیشی کرد؛ باید عقلانیت را به کار بست.
فرض کنیم هماکنون ظهور رقم خورده است؛ در آن زمان چه اتفافی رخ میدهد؟ سخن بنده این است که باید آمادهٔ خدمت شویم. هر کس در حد توان خود باید اقدام کند. نشستن در خانه و گفتن اینکه «فلان اتفاق نشانه ظهور است» گاه به ابزاری برای تنبلی تبدیل میشود.
آیتالله تحریری: آیا تاکنون از امام خمینی یا امام خامنهای (رضوانالله علیهما) شنیدهاید که ظهور را بسیار نزدیک بدانند؟ هر دو بزرگوار همواره ملاکها و معیارها را بیان میکردند و به «جهاد تبیین» میپرداختند. همین جهاد تبیین باید به زبانهای مختلف ترجمه شود.






















نظرات