به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، به نقل از پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت؛ سیده زهره وکیل، پژوهشگر حوزه مطالعات امنیت، در این یادداشت با بررسی مفهوم امنیت در قرآن کریم و روایات اهلبیت(ع)، ابعاد امنیت در اندیشه اسلامی و دلالتهای آن برای شکلگیری نظریه امنیت اسلامی را تبیین کرده است. متن یادداشت در ادامه میآید.
۱. امنیت؛ از «امن» تا «آرامش»
در زبان قرآن، واژه «امن» در برابر «خوف» قرار می گیرد. «الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَئِکَ لَهُمُ الْأَممْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ» (انعام: ۸۲). در این آیه، امنیت مستقیما با ایمان و رهایی از ظلم پیوند خورده است. بنابراین، امنیت در قرآن صرفا نتیجه افزایش قدرت مادی نیست؛ بلکه با کیفیت رابطه انسان با حقیقت و با خود و دیگران نیز ارتباط دارد.
از سوی دیگر، قرآن از «خوف» به عنوان یکی از حالات مقابل امنیت یاد می کند. تبدیل خوف به امنیت در آیه ۵۵ سوره نور در وعده الهی به مؤمنان مطرح شده است: «وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا». در نتیجه، یکی از بنیادی ترین کارکردهای امنیت، انتقال انسان و جامعه از وضعیت هراس و بی ثباتی به وضعیت اطمینان و امکان زیست مطلوب است. اما امنیت قرآنی به همین معنا محدود نمی شود. «سکینه» نیز یکی از مفاهیم مهم در این منظومه است. در آیه ۴ سوره فتح آمده است: «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ». بنابراین بخشی از امنیت، به وضعیت درونی انسسان و آرامش قلبی او مربوط است. از همین رو، در پژوهش های قرآنی، امنیت در کنار مفاهیمی چون سکینه، سلام و اطمینان بررسی شده است؛ زیرا امنیت اسلامی هم بعد عینی و اجتماعی دارد و هم بعد درونی و معنوی (افتخاری و کهراری تبار، ۱۳۹۵، ص. ۴۷).
۲. نعمت امنیت
یکی از ویژگی های مهم مفهوم امنیت در قرآن، تلقی آن به عنوان نعمت الهی است. در این دیدگاه، امنیت یک «نعمت» الهی است. قرآن کریم میفرماید: «الَّذِی أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ» (قریش: ۴). همراهی کلمه «امنیت» در کنار «تأمین غذا» یعنی امنیت نیز در نگاه اسلامی زمره نیازهای اساسی انسان قرار گرفته است. گویی جامعه مطلوب برای استمرار حیات خود، هم به رفع گرسنگی و هم به رفع خوف نیازمند است. در جایی دیگر، حضرت ابراهیم(علیه السلام)برای سرزمین مکه چنین دعا می کند: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا»(ابراهیم: ۳۵). بنابراین، امنیت نه یک وضعیت فرعی، بلکه یکی از نخستین درخواست های پیامبر برای جامعه و سرزمین است.
در تحلیل علامه طباطبایی، امنیت از نعمت های مهم الهی است و در ارتباط با امکان بهره مندی انسان از سایر نعمت ها معنا پیدا می کند (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج. ۱۲، ص. ۹۹). همین برداشت در پژوهش های انجام شده درباره مفهوم امنیت در قرآن نیز بازتاب یافته است. در نتیجه، امنیت در قرآن صرفا یک «محصول امنیتی» نیست؛ بلکه شرط امکان بهره مندی از بسیاری از نعمت ها و تحقق حیات مطلوب است.
۳. تفاوت مفهوم «امنیت» و«عدم تهدید»
از مجموعه آیات قرآن چنین برداشت می شود که مفهوم «امنیت» و«عدم تهدید» مترادف نیست و ممکن است امنیت؛ حتی در نبود تهدید هم تامین نشود. علت این امر این است که از نگاه قرآن کریم امنیت با «هدایت»، «آرامش»، «رزق»، «عدالت»، «عبادت»، «آبادانی» و «امکان زندگی مطلوب» ارتباط دارد(ر.ک: رعد:۲۸) و در نقطه مقابل، «ظلم» «فساد»،«خوف»، «اضطراب»، «تجاوز» و «سلب حقوق دیگران» از عوامل ناامن کننده معرفی می شوند. بنابر این در نگاه اسلامی، امنیت با «ایمان» پیوند خورده است(ر.ک: انعام:۸۲).
با این توصیف می توان میان مفاهیم امنیت تمایز گذاشت و امنیت را به دو دسته تقسیم کرد:
- امنیت سلبی: امنیت سلبی به معنی «نبود تهدید»، «نبود خوف»، «نبود تجاوز» و «نبودآسیب» است.
- امنیت ایجابی: امنیت ایجابی به معنی «وجود شرایطی برای آرامش، اطمینان، عدالت، رشد و تحقق حیات مطلوب».
پژوهش های معاصر درباره امنیت در قرآن نیز بر همین دوگانه تأکید کرده اند و امنیت را مفهومی مرتبط با ایمان، شکر، عدالت، رهبری الهی و سلامت روانی جامعه دانسته اند. به همین دلیل روشن است که این تمایز، یکی از نقاط مهم برای نظریه پردازی امنیت اسلامی است.
۴. سطوح مختلف امنیت
یکی دیگر از ویژگی های مهم مفهوم امنیت در قرآن، توجه به محورهای مختلف امنیت و چند سطحی بودن آن است. این تفکیک در آثار اسلامی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در این نگاه امنیت را می توان دارای محورهای مختلفی دانست که محور اول آن خود دارای دو سطح بیرونی و درونیست. زیرا گاهی امنیت در سطوح مختلف متفاوت بوده و متفاوت عمل می کند. یعنی در یک سطح، «سکینه، اطمینان، آرامش قلبی و رهایی از خوف، بخشی از تامین امنیت را تشکیل میدهند و در نتیجه امنیت به «درون» انسان مربوط می شود. اما در سطح دیگر، قرآن از «بلد آمن» سخن می گوید و امنیت راه ها، اموال، جان ها و روابط اجتماعی را در زنجیره تامین می بیند، در این سطح امنیت به حیات اجتماعی مربوط است. در پژوهش های مرتبط با قرآن و نهج البلاغه، امنیت اجتماعی با موضوعاتی چون کرامت انسانی، اخلاق، قانون و پیشگیری از تعدی پیوند خورده است.
این محور خود در نگاه دیگری محور دوم یعنی محوری با سطوح «فرد» و «جامعه» است. این دو محور به صورت مستقل عمل نمی کنند. ناامنی درونی می تواند به ناامنی اجتماعی منجر شود و ناامنی اجتماعی نیز می تواند امنیت روانی افراد را تضعیف کند.
۵. امنیت به مثابه وضعیت رابطه
امنیت در اندیشه اسلامی نمی تواند صرفا با توانایی دفاعی دولت سنجیده شود. اگر ساختار اجتماعی به تولید ظلم، تبعیض، بی اعتمادی و تعرض به حقوق انسان ها منجر شود، صرف برخورداری از قدرت نظامی نمی تواند به معنای تحقق کامل امنیت باشد. به همین دلیل از دیگر مفاهیم مهم در فهم امنیت اسلامی، توجه به واژه «سلام» است. قرآن از «السلام» به عنوان یکی از نام های خداوند یاد می کند (حشر: ۲۳) و «دارالسلام» را مقصد مطلوب معرفی می کند (یونس: ۲۵). منظور از «سلام» در این آیات صرفا نبود جنگ نیست؛ بلکه نوعی وضعیت مطلوب در رابطه انسان با خدا، انسان با خود و انسان با دیگران است.
در نهج البلاغه نیز امنیت با عدالت، رعایت حقوق مردم و سلامت حکومت پیوند می یابد. درباره وظایف حکومت در تأمین امنیت از منظر امام علی علیه السلام، امنیت با تأمین نیازهای مادی و معنوی، رفع تهدید و ایجاد اطمینان ارتباط دارد و ابعاد مختلف امنیت دارای پیوند ساختاری با یکدیگرند (ر.ک: امینی سده، صابریان و کهساری، ۱۴۰۳، صص. ۲۵۳-۲۷۸).
۶. امنیت در روایات اهل بیت(علیهم السلام)
در روایات اهل بیت(علیهم السلام)، امنیت جایگاهی فراتر از یک وضعیت سیاسی دارد و طیفی جامع از «نعمت» تا «مسئولیت» را در بر می گیرد.
امنیت در منظومه علوی، یکی از مهم ترین نعمت های زندگی انسانی است[۱]. از منظر امیرالمؤمنین علیه السلام هیچ نعمتی گواراتر از امنیت نیست. (آمدی، ۱۴۱۰ق، ج. ۶، ص. ۴۳۵).
اما از سوی دیگر، امنیت در سیره اهل بیت(علیهم السلام) با «مسئولیت» همراه است و لذا امنیت صرفا چیزی نیست که از حاکمیت مطالبه شود؛ بلکه حفظ آن نیازمند رعایت حقوق، عدالت، امانت، تعاون و جلوگیری از فساد است.
امام علی(علیه السلام)در نامه به مالک اشتر، حفظ حقوق طبقات مختلف جامعه و توجه به مردم را در چارچوب حکمرانی عادلانه مطرح می کند (نهج البلاغه، نامه ۵۳). بنابراین امنیت علوی، صرفا امنیت حکومت در برابر تهدید نیست؛ بلکه امنیت مردم در پرتو حکمرانی عادلانه نیز بخشی از آن است. با این توصیف امنیت از منظر اهل بیت(علیهم السلام) در دو ساحت در هم تنیده «معنوی _فردی» و «راهبردی _ اجتماعی» قابل تحلیل است.
۷. توجه به علت های ناامنی
یکی از نکات مهم در تحلیل اسلامی امنیت، توجه به علت های ناامنی است برای نمونه «فساد» به عنوان یکی از مفاهیم مقابل امنیت است.
قرآن بارها از فساد در زمین نهی می کند و فساد را به گونه ای آسیب زننده توصیف می کند که از آن به عنوان امری که به هلاکت حرث و نسل می انجامد یاد می کند.(ر.ک: بقره: ۲۰۵)
در منطق اسلامی، امنیت تنها با «مقابله با تهدید» تولید نمی شود؛ بلکه با پیشگیری از فرایندهای فسادزا نیز تولید می شود. از این منظر، جایی که فساد اجتماعی در برخی سیاق های قرآنی با تعرض به جان، مال و آبروی مردم و سلب امنیت آنان ارتباط پیدا می کند (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج. ۸، ص. ۲۳۶؛ ج. ۹، ص. ۲۴۹) نا امنی بروز می کند. پس در اندیشه اسلامی ناامنی فقط در حمله نظامی یا تجاوز خارجی خلاصه نمی شود؛ بلکه هر فرایندی که حیات سالم اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و انسانی را تخریب کند، می تواند در زمره عوامل ناامن کننده قرار گیرد. این نکته، امنیت اسلامی را از یک نظریه صرفا واکنشی به یک نظریه پیشگیرانه و فرایندمحور نزدیک می کند.
۸. امنیت؛ مفهومی چندبعدی و شبکه ای
تا اینجا و با کنار هم گذاشتن مفاهیم قرآنی و روایی می توان دریافت که امنیت اسلامی را نمی توان به یک حوزه خاص فروکاست. پژوهش درباره امنیت مردم پایه در اسلام، امنیت را بر مجموعه ای از مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی، انسان شناختی و روششناختی استوار میداند و مردم را یکی از ارکان اصلی فرایند امنیت معرفی می کند (ساداتی نژاد، بیات، احمدی مقدم و عنایتی، ۱۴۰۰، صص. ۴۷۷-۵۱۲). زیرا هرگز امنیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و روانی از یکدیگر جدا نیستند زیرا اثرات متعددی از کنش و واکنش این موارد بر هم قابل ملاحظه است. به عنوان مثال:
– فقر می تواند امنیت اجتماعی را تضعیف کند؛
– بیعدالتی می تواند اعتماد عمومی را کاهش دهد؛
– ضعف اجتماعی می تواند آسیبپذیری سیاسی را افزایش دهد؛
– ضعف سیاسی می تواند زمینه نفوذ خارجی را فراهم کند؛
– و ناامنی نظامی نیز می تواند همه ابعاد دیگر را تحت تأثیر قرار دهد.
در همین راستا، بنابراین، امنیت اسلامی را باید یک شبکه به هم پیوسته از وضعیت های مطلوب دانست، نه مجموعه ای از امنیت های جزیره ای.
۹. دلالت های مفهوم شناختی برای نظریه امنیت اسلامی
دلالت های مفهوم شناختی متعددی را می توان برای نظریه اسلامی ارائه داد. به عنوان نمونه، از این مفهوم شناسی، حداقل پنج دلالت نظری مهم زیر به دست می اید.
نخست؛ امنیت دارای مبنای هستی شناختی است
نظریه امنیت اسلامی نمی تواند صرفا بر روابط قدرت میان بازیگران مادی بنا شود. زیرا اسلام دینی مدعی جهان شمولی است و امنیت در اسلام در جهانی معنا پیدا می کند که خداوند منشأ امنیت است و انسان موجودی برخوردار از فطرت، اختیار و مسئولیت.
دوم؛ امنیت دارای مبنای معرفت شناختی است
قرآن کریم بر تدبر، تحقیق در خبر و پرهیز از پیروی از گمان تأکید دارد (حجرات: ۶؛ اسراء: ۳۶) این تاکیدات نشان دهنده آن است که تشخیص امنیت و ناامنی نیازمند شناخت صحیح است. شناخت پیش از اقدام به ترسیم هر مدل امنیتی، ضروریست[۲].
سوم؛ امنیت دارای مبنای انسان شناختی است
اگرچه موضوع امنیت در نهایت انسان است؛ اما انسان منفرد و منفک از جامعه نیست و لذا امنیت انسان در بستر جامعه با مباحثی چون کرامت، ایمان، عقل، اختیار، نیازهای مادی و معنوی و مسئولیت اجتماعی او پیوند خورده و لذا در شناخت انسان، همه این موارد در مفهوم امنیت وارد می شوند.
چهارم؛ امنیت هم سلبی و هم ایجابی است
امنیت یعنی هم رهایی از خوف و تهدید و هم برخورداری از آرامش، عدالت، اطمینان و امکان رشد.
پنجم؛ امنیت یک فرایند است
امنیت در قرآن و سیره اهل بیت(علیه السلام)وضعیتی یکبار برای همیشه ایجادشده نیست. ایمان، تقوا، عدالت، مراقبت، آمادگی، تعاون و اصلاح مستمر اجتماعی در تولید و استمرار آن نقش دارند.
۱۰. هرم مفهومی امنیت اسلامی
بر اساس تحلیل های صورت گرفته در این یادداشت می توان مفهوم امنیت اسلامی را در یک مدل پنج لایه صورت بندی کرد:
لایه اول: منشأ امنیت: یعنی «خداوند و حاکمیت تکوینی و تشریعی او»
لایه دوم: بنیاد امنیت یعنی اعتقاد به مبانی اولیه پایه ای امنیت مثلا ایمان به توحید و عدالت، نبوت، امامت، و معاد
لایه سوم: مبانی ثانویه منشعب از مبانی اولیه مانند وضعیت امنیت امن، سکینه، سلام، اطمینان، آرامش و مصونیت
لایه چهارم: اصول و قوانین حاکم بر سیره امنیتی از منظر اسلام مانند اصل کرامت، اصل مسئولیت و به طور خلاصه اصل توجه به موضوعات امنیت اعم از جان، مال، آبرو، دین، عقل، خانواده، جامعه، هویت، استقلال و نظم.
لایه پنجم: سازوکارهای امنیت: یعنی روشهای قابل استفاده و برگرفته از اصول و مبانی امنیت در اندیشه اسلامی مانند روش ایمان و تربیت، روش زندگی عادلانه و قضاوت به عدالت، تعاون، اصلاح، پیشگیری، آمادگی، دفاع، حکمرانی صالح و مقابله با فساد و …
نکته مهم در ساختار این مدل نشان میدهد که بر خلاف معتقدان به لزوم شکل گیری امنیت در پرتو قدرت صرف و امنیت تغلب، امنیت در نظریه اسلامی از «قدرت» شروع نمی شود؛ بلکه از مبنا و ارزش آغاز می شود و سپس به وضعیت مطلوب و در نهایت به سازوکارهای تأمین امنیت میرسد.
به بیان دیگر؛ مبانی پایه و ارزش ها مرجع امنیت اند و وضعیت مطلوب در برابر تهدیدها بر اساس استفاده از روش های برگرفته از اصول مستخرج از این مبانی است[۳].
جمعبندی
از مجموع آنچه گفته شد روشن می شود که مفهوم امنیت در قرآن کریم و روایات اهل بیت(علیهم السلام)، مفهومی چندلایه، ارزشی و فرایندی است و در حالیکه امنیت از یک سو در برابر خوف، حزن، ظلم، فساد و تهدید قرار دارد، از سوی دیگر با ایمان، سکینه، اطمینان، سلام، عدالت و حیات مطلوب پیوند می یابد.
به همین دلیل باید پذیرفت که از منظر اسلام، امنیت اسلامی را نمی توان صرفا به معنای «نبود تهدید» یا «توانایی دولت برای دفع دشمن» تعریف کرد و اگرچه دولت و قدرت دفاعی در این نظریه اهمیت دارند، اما در منظومه ای بزرگتر قرار می گیرند.
نظرات مختلفی در مسیر تدوین دیدگاه های اسلامی درباب امنیت مردم پایه، امنیت متعالیه و مرجع امنیت سیاسی اسلامی ارائه شده با تمرکز بر امنیت سیاسی، دولت اسلامی دارای سه مؤلفه «اسلام»، «نهادهای حکومتی» و «قلمرو سرزمینی» به عنوان مرجع امنیت سیاسی میدانند. با این حال پژوهش ها در «امنیت مردم پایه»، «مردم» را رکن اصلی فرایند تولید امنیت معرفی می کند.[۴]
این تفاوت دیدگاه ها نشان میدهد که نظریه امنیت اسلامی هنوز ظرفیت بالایی برای صورت بندی و تکمیل پاسخ به پرسشهای «چگونه از جامعه در برابر تهدید محافظت کنیم؟» و « چه نوع انسانی، چه نوع جامعه ای و چه نوع روابطی باید ایجاد شود تا امنیت به صورت پایدار تولید و بازتولید شود؟» دارد.
پاسخ به این پرسش می تواند حلقه اتصال مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی نظریه امنیت اسلامی با اصول و روش های امنیتی مستخرج از سیره اهل بیت(علیهم السلام) باشد؛ و از همین مسیر، امکان گذار از «مطالعات امنیت اسلامی» به «نظریه امنیت اسلامی» فراهم شود.
بر اساس یافته های پژوهش حاضر، امنیت اسلامی را باید از یک مفهوم صرفا حفاظتی به یک مفهوم تمدنی ارتقا داد؛ مفهومی که در آن امنیت نه پایان فرایند سیاست و حکمرانی، بلکه بستر تحقق حیات انسانی مطلوب و حرکت جامعه به سوی کمال است. با این ملاحظه امنیت در نظریه اسلامی به صورت زیر تعریف خواهد شد:
«وضعیتی مطلوب و چندلایه از ایمنی، آرامش، اطمینان و مصونیت فرد و جامعه از تهدیدها و عوامل فسادزا، همراه با برخورداری از شرایط لازم برای حفظ ایمان، جان، کرامت، حقوق، عدالت، مصالح مشروع و امکان رشد و تعالی انسان است که در نسبت با خداوند، ایمان، عمل صالح و مسئولیت متقابل انسان ها تحقق می یابد».
منابع
- قرآن کریم
- نهج البلاغه
- آمدی، عبدالواحد بن محمد. (۱۴۱۰ق). غررالحکم و دررالکلم. قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
- افتخاری، اصغر، و کهراری تبار، تیمور. (۱۳۹۵). امنیت در گفتمان اسلامی با تأکید بر قرآن کریم. فصلنامه امنیت ملی، ۶(۱۹)، ۴۷-۷۴.
- امینی سده، بهمن، صابریان، علیرضا، و کهساری، رضا. (۱۴۰۳). وظایف حکومت در تأمین امنیت از منظر نهج البلاغه. پژوهش های نهج البلاغه، ۲۳(۴)، ۲۵۳-۲۷۸.
- باغچیقی، محمد. (۱۴۰۳). جایگاه امنیت در قرآن و روایات فریقین. تبلیغ و تقریب، ۴، ۷۵-۸۵.
- ساداتی نژاد، سیدعلی، بیات، بهرام، احمدی مقدم، اسماعیل، و عنایتی، لطفعلی. (۱۴۰۰). مبانی فرانظری امنیت مردم پایه در اسلام. فصلنامه امنیت ملی، ۱۱(۴۲)، ۴۷۷-۵۱۲.
- طباطبایی، سیدمحمدحسین. (۱۳۷۴). ترجمه تفسیر المیزان . ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
- نصیری، علی اصغر. (۱۴۰۱). مبانی قرآنی و روایی مرجع امنیت سیاسی در اسلام. سیاست متعالیه، ۱۰(۳۶)، ۷-۲۶.
- مولوی، عزیزالله. (۱۴۰۵). بررسی واژه «امنیت» در آیات قرآن کریم. مطالعات بینرشته ای قرآن و الهیات، ۳(۱)، ۱۲۵-۱۴۱.
- هاشمیانفرد، زاهد. (۱۳۹۱). امنیت در اسلام. تهران: دانشگاه عالی دفاع ملی.
پاورقی
[۱] – لَا نِعْمَهَ أَهْنَأُ مِنَ الْأَمْنِ.
[۲] – یادداشت حاضر با هدف تکمیل بخشی از پازل شناخت مدل شمسه امنیتی صورت گرفت. نکته اینجاست که اگر به دنبال ترسیم مدل شمسه امنیتی برآییم، مساله شناخت و معرفت، اهمیت دو چندانی دارد؛ زیرا در این مدل، حرکت از مبانی به اصول و سپس روش ها، مستلزم شناخت معتبر و روشمند است. ضمن اینکه در ساختار شمسه استخراج اصول امنیتی از مقایسه مبانی و روش های سیره و سپس صورت بندی آنها انجام می شود.
[۳] – این زنجیره با منطق مدل شمسه سازگار است؛ زیرا در آن مبانی اولیه و ثانویه، اصول و روش ها در یک ساختار پیوسته برای استخراج منطق امنیتی سیره اهل بیت(علیه السلام) مورد استفاده قرار می گیرند.
[۴] – نصیری. همان.
https://ihkn.ir/?p=47393
مفهوم امنیت در قرآن کریم و روایات اهل بیت(علیهم السلام)، مفهومی چندلایه، ارزشی و فرایندی است و در حالیکه امنیت از یک سو در برابر خوف، حزن، ظلم، فساد و تهدید قرار دارد، از سوی دیگر با ایمان، سکینه، اطمینان، سلام، عدالت و حیات مطلوب پیوند می یابد.






















نظرات