به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین احمد رهدار، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
سوال:
نظم جدید منطقه غرب آسیا پس از این جنگ چگونه خواهد بود و چه تحولاتی رخ خواهد داد؟
حجتالاسلام والمسلمین رهدار:
به اعتقاد من، این جنگ ایران را در مقیاس یک ابرقدرت در جهان مطرح کرد. دلیل این موضوع آن است که برخلاف تصور عمومی، در بسیاری از تحلیلها و نوشتههای تخصصی مطرح شده که ایران در این جنگ بهطور همزمان با حدود ۴۴ کشور درگیر بوده است. من این موضوع را در مقالهای خواندم که اهمیت آن در این بود که با ذکر نام کشورها و تفکیک نوع مشارکت آنها، توضیح میداد هر یک چه نقشی در حمایت از جبهه آمریکا ایفا کردهاند؛ از خدمات سایبری، مالی و اقتصادی گرفته تا حمایتهای ژئوپولیتیکی، انسانی و نظامی.
دستکم در سطح کارشناسی جهان این واقعیت را میدانند که کشوری که بتواند همزمان با ۴۴ کشور مقابله کند، یک ابرقدرت محسوب میشود. حتی اگر این ۴۴ کشور نیز حضور نداشتند و ایران تنها با آمریکا مواجه بود، باز هم چنین برداشتی شکل میگرفت. چنانکه در بحثها و اظهارنظرهای مطرحشده میان آقای مکرون و ترامپ نیز، اگرچه اشاره مستقیمی به این ۴۴ کشور نشد، اما مکرون خطاب به ترامپ گفته بود: «شما بهعنوان قدرتمندترین کشور جهان و صاحب قویترین ارتش دنیا نتوانستید از پس ایران برآیید؛ چرا تصور میکنید اگر اروپا در کنار شما قرار بگیرد، میتواند از عهده ایران برآید؟»
از نظر من، نخستین دلالت رفتاری این وصف آن است که ایران در دوران پساجنگ با همسایگان خود از موضع یک ابرقدرت سخن میگوید. البته ما ابرقدرتی استثمارگر، ظالم و دشمن ملتهای مظلوم نیستیم؛ اما به لحاظ سیاسی باید جایگاه ابرقدرتی خود را حفظ کنیم و آن را در نگاه کشورهای منطقه نیز تثبیت نماییم.
در ماه نخست جنگ، من در ایران نبودم و در قطر حضور داشتم. در یکی از دیدارهایی که تیم سفارت ایران با وزیر دفاع قطر داشت، پس از آن که ایران منطقه صنعتی راس لفان قطر را زد، وزیر دفاع قطر به هیئت سیاسی ما گفت: «دل ما با شما است، اما از آمریکا میترسیم.» تیم سیاسی ایران پاسخی متناسب با موقعیت برتر خود در میدان ارائه داد و گفت: «اگر سرنوشت شما این است که باید بترسید، از این پس از ما نیز بترسید.»
به نظر من، این پاسخ بسیار هوشمندانه بود. پس از جنگ نیز باید به کشورهای منطقه یادآوری کنیم که ایران جایگاه ویژهای دارد و یک قدرت بزرگ جهانی است. البته منطق تعامل ما، منطق یک ابرقدرتی است که به دنبال احقاق حق است؛ نه ابرقدرتی که به دنبال اشغال، زورگویی یا تضییع حقوق دیگران باشد. به بیان دیگر، کشورهای منطقه باید بدانند که «کت تن کیست!».
البته تحقق این رویکرد نیازمند یک اقدام تکمیلی نیز هست. در هرگونه مذاکره یا رویارویی احتمالی آینده با آمریکا، باید بتوانیم نهتنها موقعیتی را که از زمان جنگ تا امروز به دست آوردهایم حفظ کنیم، بلکه آن را تثبیت و تقویت نماییم. به عبارت دیگر، هم باید این موقعیت را توسعه دهیم و هم آن را پایدار سازیم.
چنانکه اکنون نیز نیروهای نظامی کشور سیگنال روشنی به آمریکا ارسال کردهاند مبنی بر اینکه اگر بار دیگر دست به اقدام خصمانهای بزنند، دامنه جنگ به سطحی فراتر از منطقه گسترش خواهد یافت. در آن صورت، صرفاً کشورهای منطقه هدف قرار نخواهند گرفت، بلکه هر جا که امکان ضربه زدن به منافع آمریکا در جهان وجود داشته باشد، این اقدام انجام خواهد شد.
به گمان من این یک موضع و رویکردی است که ایران انتخاب کرده و میتواند در آینده به تغییر شکل روابط و مناسبات ایران با کشورهای منطقه، بهویژه همسایگان، کمک کند. به بیان سادهتر، فرمولها و الگوهایی که متناسب با وضعیت پیش از تبدیل شدن ایران به یک قدرت بزرگ طراحی شده بودند، در شرایط ابرقدرتی ایران باید متناسب با اقتضائات این جایگاه بازنگری، اصلاح و ارتقا پیدا کنند.
البته این تغییرات لزوماً به معنای اتخاذ رویکردهای خشن یا سخت نیست. ما در شرایط ابرقدرتی، بهخوبی میدانیم که نیروی پایدار و تثبیتکننده این جایگاه، مسلمانان هستند؛ چه مسلمانان کشورهای همسایه و چه مجموعه جهان اسلام. این مسئله دلالت مهمی دارد و آن اینکه الگوهای ارتباط و تعامل ایران با جهان اسلام در دوره پس از جنگ باید دستخوش تحول شود.
به اعتقاد من، ایران تاکنون از ظرفیتهای جهان اسلام به نفع خود به اندازه کافی بهره نبرده است. حتی میتوان گفت روابط ما با جهان اسلام در بسیاری از موارد در سطحی حداقلی و گاه حتی با آثار منفی همراه بوده است؛ خواه این وضعیت آگاهانه شکل گرفته باشد یا ناآگاهانه. در حالی که در شرایط پس از جنگ، باید بهصورت آگاهانه سیاست گسترش و تعمیق روابط با جهان اسلام را در پیش بگیریم.
این رویکرد باید بر پایه وحدت و تقریب میان مسلمانان استوار باشد. همچنین الگوها و مدلهای تعامل باید به گونهای طراحی شوند که ظرفیتهای مشترک را تقویت کرده و زمینه همافزایی میان کشورهای اسلامی را فراهم آورند. به نظر میرسد اینها از جمله تحولاتی هستند که دستکم در روابط ایران با کشورهای همسایه و مجموعه امت اسلامی باید در دوران پس از جنگ محقق شوند.
حجتالاسلام والمسلمین رهدار: به اعتقاد من، این جنگ ایران را در مقیاس یک ابرقدرت در جهان مطرح کرد. دلیل این موضوع آن است که برخلاف تصور عمومی، در بسیاری از تحلیلها و نوشتههای تخصصی مطرح شده که ایران در این جنگ بهطور همزمان با حدود ۴۴ کشور درگیر بوده است. البته منطق تعامل ما، منطق یک ابرقدرتی است که به دنبال احقاق حق است؛ نه ابرقدرتی که به دنبال اشغال، زورگویی یا تضییع حقوق دیگران باشد.






















نظرات