به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین حمید پارسانیا استاد برجسته حوزه و دانشگاه، در گفتگویی اختصاصی با پایگاه خبری علوم انسانی مفتاح مطرح کرد؛
سوال:
علت بعثت مردم و همبستگی آنان که در خیابانها خود را نشان میدهد چیست؟
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا:
وقتی یک جامعه و فرهنگ به میدان میآید و فعال میشود، در واقع زبان پیدا میکند و میتواند عمق، شعور و عواطف خود را بهتر نشان دهد.
در مناسک دینی بهخوبی میبینید همانگونه که قدرت با جماعت است (یدالله مع الجماعه)، معرفت نیز در جمع پدیدار میشود و عاطفه و احساسات در جمع برافروختهتر عمل میکنند. در حضور جمعیِ مردم است که ایثار خود را نشان میدهد، فداکاری جلوه میکند و عشق و محبت ظهور بیشتری مییابد. این شور و جوشش عمیق عواطفِ فرهنگی است که در حرکتهای منظمِ جمعی خود را نشان میدهد. این همان جامعهای است که فرهنگ دارد؛ فرهنگی که بهصورت جمعی ظهور میکند.
در جهان جدید پدیدهای وجود دارد که آن را «انبوه خلق» مینامند. انبوه خلق اجتماعاتی است که حامل یک فرهنگ مشترکاند. مفهوم «انبوه خلق» با مفهوم «توده» متفاوت است. حزب توده از این تعبیر استفاده میکرد.
ما در تاریخ خود برای مردم و اجتماع زندهی انسانها هرگز تعبیر «توده» را بهکار نمیبریم؛ تعبیر «توده» را بیشتر برای چیزهایی مثل آجر و خاک و چوب بهکار میبریم. انسانهایی که جان دارند، درک دارند، معرفت و انسجام دارند و وحدتی در عمق وجودشان نهفته است، «توده» نیستند؛ آنها دارای بنیانی معنویاند.
«توده» مجموعهای از انسانهاست که فرهنگ مشترکی ندارند؛ یا اگر فرهنگی هم هست، در سطحی نازل و صرفاً دنیوی است؛ ویژگی مشترکشان همان چیزی است که قرآن دربارهاش میگوید: «تَحسَبُهُم جَمیعاً وَقُلوبُهُم شَتّى»؛ ظاهراً کنار هماند اما دلهایشان پراکنده است و تعقلی در کار نیست.
فرهنگ تودهای، فرهنگ جهان مدرن است؛ فرهنگ فردیتهای پراکنده. در چنین فضایی هرکس دنبال منافع خودش است و انسانها مانند گرگهاییاند که ناچارند کنار هم زندگی کنند، و چون باید کنار هم بمانند، نظمی بیرونی میان خود برقرار میکنند؛ نظمی که از درون نمیجوشد. کافی است این نظم ظاهری کمی تضعیف شود تا آن فردیتهای پراکنده خود را آشکار کنند. آنگاه وقتی توده جمع میشود و این پراکندگیها بروز مییابد، نوعی توحش پدید میآید که اصلاً دور از انتظار نیست.
فردی که دیروز بقال یا عطاری آرام بود و به کار و منفعت خود میاندیشید، امروز ممکن است به موجودی خشن یا حتی قاتلی تبدیل شود، بیآنکه نیاز باشد چیزی مصرف کرده یا محرک بیرونی خاصی داشته باشد؛ بلکه این «گرگ» درونی است که ظاهر میشود. این نوع تجمع، خاص جامعهی تودهای است. گوستاو لوبون اینگونه تجمعات را «انبوه خلق» مینامد.
در انقلاب اسلامی ایران، حضور مردم از جنس انبوه خلق نبود. آمدن مردم ـ و تکرار این حضور در موجهای پیدرپی ـ نشاندهندهی جوشش وحدتی بود که از درون دلهای آنان برمیخاست و ایشان را به «امت واحده» تبدیل میکرد. این وحدت و جوشش در جمع ظهور پیدا کرد؛ امری که در فرد، کمتر فرصت بروز مییابد.
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا: همانگونه که قدرت با جماعت است (یدالله مع الجماعه)، معرفت نیز در جمع پدیدار میشود و عاطفه و احساسات در جمع برافروختهتر عمل میکنند. در حضور جمعیِ مردم است که ایثار خود را نشان میدهد، فداکاری جلوه میکند و عشق و محبت ظهور بیشتری مییابد. این شور و جوشش عمیق عواطفِ فرهنگی است که در حرکتهای منظمِ جمعی خود را نشان میدهد. این همان جامعهای است که فرهنگ دارد؛ فرهنگی که بهصورت جمعی ظهور میکند.






















نظرات