به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، دکتر میثم مهدیار، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در یادداشتی با نگاهی تاریخی و جامعهشناختی، به بررسی ریشههای شکلگیری هیأتهای عزاداری در ایران پرداخته و از پیوند این نهاد مذهبی با سنتهای کهن ایرانی، فرهنگ تعاون، آیینهای سوگواری و ساختار اجتماعی محلهمحور سخن گفته است. متن یادداشت در ادامه از نظر میگذرد.
هیأتهای عزاداری را میتوان بومیترین، فراگیرترین و ملیترین ساخت اجتماعی در ایران قلمداد کرد. فرم و محتوای هیأتهای عزاداری، چکیده تاریخ فرهنگی و اجتماعیِ چندهزار ساله ایرانی است و هیأت یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی تحولساز در چند سده اخیر در ایران (ازجمله دارای نقش مؤثری در پیروزی انقلاب اسلامی و از مهمترین نهادهای تأمین نیرو در جنگ هشتساله) بوده است.
پیش از این که مؤلفههای این ساخت اجتماعی را مرور کنیم، لازم است بدانیم که شکل امروزین هیأت، سابقهای بیش از ۱۰۰سال ندارد و با اقتضائات مدرنیته ایرانی، همساز شده است.
در واقع، اگرچه مجالس عزاداری مذهبی، قدمتی چندهزارساله در تاریخ ایران دارند، اما فرم اجتماعی هیأت در این قالب «محلهمحور»، «همکاری کوچکمقیاس»، «تقسیم کار داوطلبانه» و «موسیقیمحور» از سالهای حدود ۱۳۰۰ و از بازار تهران، در ایران پاگرفته است و این فرم و محتوا، «بهعلت تناسب با اقلیم، بوم، تاریخ و فرهنگ ایرانیان» علیرغم موانع سیاسی که در دولتهای پهلوی، پیش پای آن نهاده شده، در کمتر از چند دهه، از بازار تهران تا دورترین روستاهای مرزی کشور، تکثیر شده است.
با این همه فرم و محتوای امروزین، هیأت، حاصل تقاطع محورهای اجتماعی و فرهنگی تاریخی بسیاری در ایران بوده که فهم امروزین هیأت در گرو مرور آنها است:
۱- جمعگرایی ایرانی
آیینهای بارانخواهی ایرانیان در اقلیم خشک و کمبارش ایران، زمینهساز شکلگیری نوعی جمعگرایی ایرانی شده که در قالب آیینها و مناسکهای بسیار، تجلی یافته است و بسیاری از آنها، در طول زمان که تکنولوژیهای بومیِ استحصال آب همچون قنات و کاریز، رشد و تکثیر یافتهاند، خصلت مذهبی خود را از دست دادهاند و وجهی اجتماعی و خانوادگی یافتهاند.
تکثر بالای جشنها وعزاداریها و سنتهای خانوادگی (همچون یلدا و نوروز و…) در تاریخ فرهنگی ایران، برآمده از این «جمعگرایی» خاص ایرانیها است.
۲- اسطورههای ایرانی در هیأت
آیینهای چندهزارساله سوگ سیاووشون، قطعاً تأثیر بهسزایی بر گسترش آیینهای عزاداری شیعی در ایران داشته است. آیین سیاهپوشی و سبزبندی و آذینبندی و نخلگردانی در دهه اول محرّم که در شهرهای کویری ایران همچون یزد و کاشان و نایین برگزار میشود، شبیه همان دیوارنگاره قرن سوم پیش از میلاد بر غار «پنجیکند» در دره زرافشان در نزدیکی سمرقند است که در آن شاهِ شهیدشونده جوانی (سیاوش) در یک نخل آذینبندیشده بر دوش مردم گریان، تشییع میشود و الٰهگانی چون آناهیتا و میترا بهدنبال جنازه، سوگواری میکنند.
رنگ سیاه، نماد مرگ و رنگ سبز، نماد زندگی مجدد است. در اسطورههای نباتی، رنگ مشکی، نمادی از شهادت سیاوش و رنگ سبز، نمادی از زندگی مجدد او در قالب کیخسرو است.
سیاهپوشی، مویه و زاری کردن، به سر و صورت زدن، گریبان چاک کردن و خون گریه کردن، از رفتارهای نمادین سوگ سیاوش بوده است. فردوسی در شاهنامه نیز این رفتارها را بارها در سوگ ایرج و سهراب و سیاوش و… بازنمایی کرده است.
۳- هیأت؛ یک «واره»ی مذهبی
فرم کوچکمقیاس هیأت و تقسیم کار در آن، برآمده از بازتولید ساختهای اجتماعی همکاریهای سنتی، همچون وارهها و بُنهها در اقتصاد معیشتی کشاورزی و دامپروری ایرانیها بوده است. این تعاونیهای سنتی کوچکمقیاس، قدمتی چندهزار ساله در معیشت ایرانیها داشتهاند و بخش عمدهای از حافظه تاریخی ایرانیان را تشکیل دادهاند.
۴- یک ساخت اجتماعی محلهمحور
برخلاف موکب عراقی که مبتنی بر روابط خونی و عشیرهای است، هیأت، مانند بنه و واره ایرانی، مبتنی بر روابط خاکی و همسایگی است و فعالیتهای آن در محله (سکونت یا صنف) معنا پیدا میکند و روابط محلهای را تقویت میکند. در واقع، جمعگرایی ایرانی، شکلی محلهمحور دارد و از همین جهت است که بزرگترین رویدادهای ملی در ایران، از انقلاب اسلامی تا جنگ هشتساله تا حضور اجتماعی مردم در صحنههای سیاسی و اجتماعی جنگ رمضان، شکلی آیینی و مذهبی و محلهمحور داشتهاست.
۵- هیأت، بر مدار ادبیات و موسیقی ایرانی
یکی از مهمترین عرصههای تجلی فرهنگی ایرانیان، شعر و ادبیات بوده است. شاعران بزرگ ایرانی همچون مولوی، سعدی، حافظ، فردوسی، نظامی، عطار، خیام و.. از بلندترین قلههای ادبی جهان بهشمار میروند و شعر، از مهمترین سرمایههای فرهنگی ایران بهشمار میرود. هیأت نیز محتوای مراثی خود را در قالبهای شعری و فنون ادبی (استعاره و کنایه و…) عرضه میدارد و از این جهت، پیوند وثیقی با فرهنگ ایرانی مییابد.
برنامه هیأت، با شعر شروع میشود، با شعر اوج میگیرد و با شعر تمام میشود. «سینهزنی» در هیأت، حرکات موزون جمعی بر اساس ترکیب شعر و موسیقی است.
در همان دیوارنگاره تاریخی قرن سوم پیش از میلاد در سمرقند، در هیأت عزاداران سیاوش، زنی، نی یا چیزی شبیه چنگ مینوازد و نشان میدهد این سوگ، همراه با موسیقی بوده است.
در هنرهای نمایشیِ پیوسته با عزاداری، یعنی تعزیه نیز موسیقی بومی، نقشی اساسی دارد.
۶- یک جماعتوارهٔ قلندری و فتوّتی
بسیاری از مؤلفههای امروزین نمادین و بیانی و ساختاری در هیأت، تحت تاثیر آداب و آیین تصوفی قلندری و فتوت، شکل گرفته است. حسینیههای امروز، همان قلندرخانههای تصوفی در قرون پیشین بوده است. حضور دستههای جمعیِ ذکرگویان با لباسهای یکدست در کوچهها و میادین و علم و کتل گردانی و تکرار اذکار و اوراد در اوقات خاص سال، امروز در قالب دستههای عزاداری هیأتها در خیابانهای شهرهای بزرگ و کوچک و روستاها تکرار میشود. اسامیای چون سقا و پیرغلام در هیأت، باقیمانده همان جماعتوارههای تصوفی و قلندری است.
مشهورترین کتاب روضه و مرثیه از صفویه به بعد، یعنی روضه الشهدا را ملاحسین واعظ کاشفی، نویسنده کتاب سترگ «فتوتنامه سلطانی»، به رشته تقریر درآورده است.
فتوتنامهها، نوعی مکتوبات درباره اخلاق صنفی بودند که نگاهی عرفانی و صوفیگرایانه اما با رویکردی جمعگرایانه به اقتصاد و معیشت را تبلیغ و ترویج میکردند. امروزه، هیأت با اخلاق فتوتی و مقولاتی چون «نذر» و «وقف» و «دهشگری» جمعگرایانه، گره خورده است.
هیأتهای عزاداری را میتوان بومیترین، فراگیرترین و ملیترین ساخت اجتماعی در ایران قلمداد کرد. فرم و محتوای هیأتهای عزاداری، چکیده تاریخ فرهنگی و اجتماعیِ چندهزار ساله ایرانی است و هیأت یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی تحولساز در چند سده اخیر در ایران (ازجمله دارای نقش مؤثری در پیروزی انقلاب اسلامی و از مهمترین نهادهای تأمین نیرو در جنگ هشتساله) بوده است.






















نظرات