به گزارش خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی مفتاح علوم انسانی اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه، در یادداشتی مطرح کرد؛
- نه به خاطرِ «اسلام رحمانی» و نفی مطلقِ خشونت، با دگراندیشی دینی یا مصلحت بافیِ سیاسی!
- نه به خاطر اینکه در اعتراضات و ناآرامی های دهه ی اخیر ایران هیچ کس متهم به این عناوین نمی شود!
بلکه بدین خاطر که:
ناآرامی ها، اوّل «پدیده های اجتماعی- سیاسی»و بعد «قضائی-فقهی» اند. اول نیازمند «تبیین و توصیف» و بعد نوبت «حُکم یا مجازات» است. برای توصیف هم «مفاهیم خاصی» در سیره و سنت وجود دارد. اندراج یک «پدیده» ذیل «مفهوم پایه اش»، بزرگترین خدمت به «تبیین» درست آن است.
مفهوم «بغی و محاربه» برای پهنای این پدیده، نه «جامع» است و نه «مانع»! لذا بیشتر به کار قاضی می آید تا مبلّغ!
جامع نیست؛ چون:
- در دوره حضرت امیر(ع) هم «تجمعات اعتراضی» داریم(+ نامه۱۹) ، هم نا آرامی هایی نوعاً شبانه که بعضاً کشته هم دارد و ایشان «الهائشات» می نامد. اینها «حکم بغی یا محاربه» نمی گیرند، بلکه دیه مقتول هم از بیت المال پرداخت می شود!
سه صنف کردن کشته های آبان ۹۸ و توشیح رهبری برآن هم بر این اساس است که دسته ای دیه گرفتند. - «بغی» اگر «مقاتله» دارد، امکانِ «حکمیت» هم دارد؛ چنانچه اولین پیشنهاد حکمیّت به باغیان را خود امیر المومنین(ع) قبل از«حکمیتِ تحمیلیِ صفین» در «جمل» داد(نامه۵۴)اما «غارات» و عملیاتهای تروریستی با سازمان بخشیِ دشمن (نحو دیگر ناآرامی ها) چنین نیست.اگر امیر(ع) غارات را هم با مفهوم بغی و محاربه می دید، مسبب اصلی (معاویه) «ردیف اول» دیده نمی شد؛ در حالی که تمرکز حضرت در تبیین بر اوست. علمیاتهای تروریستی ۶گانه را به او نسبت می دهد:«انّ ابن ابی سفیان یدعوا الاراذل و الاشرار فیجاب…». در خطبه ۲۷ (عملیات تروریستی سفیان بن عوف غامدی به یمن) خطبه را با عنوان «جهاد علیه معاویه» و در واقع احیای صفین، صورت بندی می کند و میدانید تفاوت کجا تا کجاست؟!
- در بیان تبیینی قرآن از «بغیِ اقتصادی» (إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَیْهِمْ) و «محاربه نظام پولیِ ربوی»(۲۷۹بقره) هم سخن است. لکن اقلاً فقه و قضا متداول «قارونی گری» -که الزاماً اختلاس و اخلال اقتصادی مصطلح هم نیست- را «بغیِ مصطلح فقه» نمی داند، «رباخواری» هم حکم «محاربه مصطلح»ندارد!این در حالی است که ممکن است گاهی «بغی و تجاوز اقتصادِ قارونی» و «محاربه نظام ارزی و پولی» عاملیتی برای اعتراضات و ناآرامی ها شود. (نمونه ای از تبیین بغی اقتصادی توسط رهبر انقلاب اسلامی)وقتی «جهادگر تبیین» هم از عینک قاضی،«از آخر و حُکم» ماجرا را ببیند و با مفاهیم بغی و محاربه، پدیده را توضیح دهد، آخرین قربانی (مباشرین) وزن بیشتر می گیرد و «زمینه سازان اصلی» کم رنگ می شوند! نمی شود اینها را پررنگ کرد و حکم سخت-که مفهوم پایه تبیین شده- را به عاملِ آخر داد!
از اینروست که مفاهیم محاربه و بغی، بیشتر به کار قاضی می آید نه مبلّغ و مبیّن صحنه.
مانع نیست، چون:
بسیاری از موارد محاربه و اسلحه کشی و ارعاب اصلاً خاستگاه سیاسی (داخلی و خارجی) ندارد. راهزنی و زور گیری برای تمتعات شخصی و قبیلگی و… هم تصویر دارد.
به نظر می رسد تبیین ناآرامی های ۹۶ و۹۸ و۴۰۱و ۴۰۴ با مفاهیمی غیر از بغی و محاربه از سوی رهبر حکیم انقلاب (با وجودی که برخی حکم محارب یا باغی هم گرفتند) از همین باب است.
جالب تر اینکه ایشان در مفهوم و دایره جهاد، نوآوری فقهی دارند و متعلق آن را جای کافر، «طاغوت محارب» (داخلی یا خارجی) می دانند و از سوی دیگر «هر حرکت و تلاشی که به قصد براندازی صورت گیرد» را «شروع محاربه» می دانند!(۷۹/۱۲/۹) لکن باز این مفهوم را «پایه تبیینِ» خود برای اغتشاشات این دهه قرار نمی دهند؛ چون صحنه را لایه لایه می بینند و فقط «برخی اَشکال فتنه را محاربه می بیند» (۷۳/۶/۲٠).
https://ihkn.ir/?p=44378
حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه، با انتقاد از کاربرد مفاهیم «بغی» و «محاربه» در تحلیل ناآرامیهای اخیر ایران، تأکید کرد این رخدادها پیش از آنکه موضوع فقهی ـ قضایی باشند، پدیدههایی اجتماعی ـ سیاسیاند که نیازمند تبیین مفهومی دقیق و لایهمند هستند.






















نظرات